|
مبارزات انتخاباتی از نگاه يک خبرنگار | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فعاليت سياسی در بيشتر اوقات سال در وست مينيستر جريان دارد؛ ناحيه ای در مرکز لندن که پارلمان، نخست وزيری و وزارتخانه ها را در خود جای داده است. اما در آخرين روزهای مبارزات انتخاباتی، اين ناحيه بدترين نقطه برای خبرنگاری است که به دنبال خبر می گردد. در آستانه انتخابات، لندن ساکت و شهرستانها پرجوش و خروش است. در بيشترين موارد، حرفه خبرنگاری ايجاب می کند که خبرنگار در مکان و زمان درست برای يافتن خبر حضور داشته باشد و من به خاطر عطش سيری ناپذيربرای خبرهای تلويزيونی نمی توانم موفق به اين کار شوم. اما ازهمين برج مراقبت مه آلود مجلس خالی نيز بسياری مسايل را می توان به روشنی ديد. درز گزارش بگذاريد اول با مسئله عراق شروع کنيم . موضوع پنهان کردن گزارش دادستان کل بريتانيا درمورد توصيه های حقوقی که رسما دولت حاضر به افشای آن نبود درست حالت گل زدن به تيم خود را داشت.
آيا گلی از اين بهتر ديده بوديد که کسی به تيم خود زده باشد؟ "جنگ غير قانونی عراق" مثل شعار ديگر "سلاحهای کشتار جمعی گمشده" از طرف جناح چپ بر سر زبانها افتاده بود. اما وقتی اين گزارش درز کرد و به دست بی بی سی و ديگران رسيد معلوم شد که برخلاف شايعاتی که درمورد آن برسرزبانها افتاده بود توصيه های حقوقی گلد اسميت، مشاور حقوقی دولت چندان تکان دهنده و جالب توجه نيست. فشار بردوش تونی بلر ظرف ده روز گذشته بايد زياد بوده باشد اما اوسرانجام به جای به خطر انداختن موقعيت خود به افشاء اين گزارش رضايت داد. خلاصه اين که، اگر تونی بلر به جای مخفی نگاه داشتن اين گزارش، نسخه ای از آن را دراختيار کابينه و تک تک نمايندگان پارلمان قرار می داد، جلوی ضرری را که دوسال پنهان کاری بر او وارد آورده است، می گرفت . حال بايد صبر کرد و ديد که چقدر اين مسئله بر او آسيب وارد آورده است. حزب ليبرال دمکرات به وضوح از تاثير مسئله عراق بر فرهنگيان و طبقه متوسط باطنا خشنود است. محافظه کاران که خود نيز از حاميان جنگ باعراق بودند و هنوز به حمايت خود ادامه می دهند معتقدند که خدشه وارد آوردن بر تونی بلر، درحوزه هايی که آرای احزاب کارگر و محافظه کار به هم نزديک است بويژه درميان طبقه کارگر، به نفع آنان تمام می شود. آنها تا کنون اين قمار را بطور مستقيم و بی رحمانه ای با ورق دروغگو خواندن تونی بلر بازی کرده اند.
حزب کارگر به واسطه مسئله عراق، حدود پنج روز از اين مبارزه انتخاباتی را از دست داده و نتوانسته است موضوعات مورد علاقه خود را در سطح عمومی طرح کند، اما حزب محافظه کار هم دست به بازی خطرناکی زده است. اشتباه تاکتيکی درواقع ممکن است که هر دو حزب عمده، مرتکب اشتباه تاکتيکی شده باشند: حزب محافظه کار با قرار دادن مايکل هاوارد درخط مقدم بدون آنکه همچون روزهای نخست رهبری اش سايراعضای خانواده محافظه کاران را گرد خود داشته باشد، باعث شد که او چهره ای منزوی به نظر برسد که به تنهايی فرياد اعتراض سر می دهد. حزب کارگر نيز به اين دليل که موفق نشد تا در اخبار روزانه انتخابات، سرخط مهمترين مسايل را به خود اختصاص دهد. اين نکته برای حزبی که هشت سال در قدرت بوده، بخش بزرگی از ثروت ملی را صرف کرده و سابقه مبارزات و تبليغات سرسختانه دارد، عجيب است. در عوض، آنها فرض را بر اين گذاشتند که صرف آنکه نخست وزير يا يکی از وزرا چيزی را بگويند، به خودی خود خبرساز خواهد بود. اين توهمی است که از نشستن بر کرسی قدرت پديد می آيد و نادرستی آن به وضوح اثبات شده است. اما در اردوی ليبرال دموکراتها چه می گذرد؟ آغاز مبارزات برای آنها فاجعه بار بود؛ چارلز کندی آشکارا نتوانست جزييات اساسی برنامه حزبش برای مالياتهای محلی بر درآمد شهروندان را به ياد آورد و بازار ليبرال دموکراتها در نظرسنجی ها کساد شد تا آمار رای دهندگانشان از رشد معمول در مبارزات انتخاباتی قبلی برخوردار نباشد. اما پس از آغاز بی فروغی که تحت الشعاع اين شکستها بود، اوضاع برای آنها رو به بهبود رفت.
جدايی برايان سجمور، نماينده حزب کارگر و پيوستنش به ليبرال دموکراتها، گرچه کمتر شهروندی نام اين عضو پارلمان را می شناخت، لرزه ای بر جناح چپ حزب کارگر انداخت. تصميم ليبرال دموکراتها برای تاکيد بر مسائل حول و حوش جنگ عراق با درز گزارش لرد گلداسميت چنان همراه شد که انگار پيشاپيش تنظيم و طراحی شده باشد. اردوی کندی که در قياس با احزاب بزرگتر به آرای نسبتا کمتری چشم دوخته است، اکنون فضايی آرام و سرخوش دارد. مبارزه جدی مبارزات امسال، مبارزه ای جدی برای همه کسانی است که به سياست جدی علاقه مند باشند: مهاجرت، ماليات، مصارف دولتی، نظم و قانون، عراق و آموزش، همه از موضوعاتی بودند که به شدت مورد بحث قرار گرفتند؛ حتی اگر فرض کنيم که مسائلی چون محيط زيست، حمل و نقل، موقعيت اروپا و سياستهای دفاعی به اندازه کافی بحث نشده اند. هنوزآراء احزاب در نظرسنجی ها، نسبتا تکان نخورده اند و لغزشهای عمده در گفتار سياستمداران يا نقش برآب شدن طرحهای سياسی شان را چندان نديده ايم. به همين دليل انتخابات نسبت به آنچه شخصا اميدوار بودم، يکنواخت تر و کسالت بارتر شده است. اما خب، هنوز زمان باقی است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||