|
احزاب رقيب در انتخابات پارلمانی بريتانيا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
درانتخابات روز پنجم ماه مه بريتانيا احزاب زيادی شرکت دارند. از احزاب سراسری و منطقه ای گرفته تا حزب های تک موضوعی و حتی دو حزب تازه تاسيس. اگرچه احزاب منطقه ای در اسکاتلند، ويلز و ايرلند شمالی فعال هستند ولی براساس قانون اساسی نامدون بريتانيا، در مجلس عوام يا پارلمان ملی نيز نماينده دارند. حزبها ی سراسری کوچکتر مانند "حزب جمهوريخواه" يا "سبزها" و يا ملی گرايان افراطی نظير "جبهه ملی" و "حزب ملی بريتانيا" سال ها است که در صحنه سياسی فعال بوده اند ولی نماينده ای به مجلس نفرستاده اند. همينطور احزاب چپ، مانند "حزب کومونيست" يا "سوسياليست کارگری". در نتيجه صحنه اصلی رقابت در انحصار سه حزب خلاصه می شود. حزب کارگر - حزب حاکم - و دو حزب محافظه کار و ليبرال دموکرات. در 65 سال گذشته، يعنی از پايان جنگ جهانی دوم تا امروز دولت بريتانيا در انحصار دو حزب محافظه کار و کارگر بوده است و حزب ليبرال دموکرات امروز که در دهه 90 ميلادی به وجود آمد، همواره نقش سوم را ايفا کرده است. نظام سياسی و انتخاباتی بريتانيا مکانی برای تشکيل دولت های ائتلافی قائل نيست و به همين دليل است که منتقدان اين نظام انتخاباتی نظام سياسی بريتانيا را به يک سيستم دو حزبی تشبيه می کنند. حزب محافظه کار که تا پيش از پيروزی حزب کارگر در انتخابات سال 1997، نزديک به هيجده سال حکومت را در دست داشت، در دو انتخابات پارلمانی گذشته با حد نصاب بی سابقه ای به رقيب کارگری خود باخت و در نتيجه به دولت تونی بلر آنچنان اکثريت قاطعی در مجلس عوام بخشيد که لوايح خود را بدون چالشی مهم از تصويب بگذراند.
اين ناکامی انتخاباتی مسبب سه بار تغيير رهبری در حزب محافظه کار شد و پس از دو بار تجربه کردن شخصيت های جوان تر، سرانجام حزب محافظه کار، مايکل هوارد را به رهبری انتخاب کرد. شخصيتی که در دولت های قبلی وزير بوده ولی همانطور که خود در اولين روز آغاز مبارزات انتخاباتی گفت جوان نيست : "من 63 سال دارم و در زندگی با چالش های بزرگی روبرو بوده ام. برای من خيلی راحت تر بود که با فعاليت سياسی وداع کنم و در آسايش اوقات را در کنار نوه هايم بگذرانم. ولی همانطور که می بينيد اينکار را نکردم چون در مقابل خود جبهه تازه ای برای مبارزه ديدم. من به کشورم دلبسته ام و می دانم که کفايت و امکانات آنرا دارد که از آنچه که امروز داريم به مراتب مکان بهتری شود."
چند روز بعد در ملاقات با جمعی از دانش آموزان و دانشجويان، نوجوانی سوالی مطرح کرد که شماری از صاحب نظران سياسی نيز قبلا به آن اشاره کرده بودند و آن اهميت نقش رهبر سياسی به جلب و جذب حمايت يا دست کم توجه جوانان است. به ويژه کسانی که برای اولين بار رای خواهند داد. اين دختر دانشجو پرسيد: "شما به سن بازنشستگی نزديک هستيد و شايد چندان قابل اعتماد نباشيد. علاوه بر اين جوانان نه با شما ارتباط ذهنی دارند و نه سياستهای شما را می پسندند. برای جلب آرای آنها چکار خواهيد کرد؟" رهبر حزب مخافظه کار تجربه سياسی را مهمتر دانست و پس از آنکه اعتراف کرد جذابيت ظاهری تونی بلر را ندارد. سوابق خدمات خود را به شمرد: "واقعيت آن است که من تجربه وزارت دارم و می دانم کارها چطور بايد انجام شود. زمانی که من وزير کشور بودم آمار جرائم در کشود 18 درصد پايين آمد، رکوردی که پيش و پس ازمن تکرار نشده است. علاوه بر اين من معتقدم که مردم کسی را می خواهند که کار بلد باشد ولی اگر مردم در جستجوی يک هنرپيشه هستند من نامزد خوبی برای آن پست نخواهم بود." حزب محافظه کار يکی از مهمترين برنامه های اقتصادی خود را کاهش مالياتها عنوان کرده است. اليور لتوين سخنگوی امور مالی يا وزير دارايی سايه اين حزب در دفاع از اين برنامه به ادعای غير عملی بودن اين طرح و تعهد از سوی احزاب کارگر و ليبرال دموکرات گفت: "ما بدون نياز به افزايش سطح ماليت ها نه تنها قادر خواهيم بود از ميزان استقراض دولت کم کنيم بلکه معادل چهار ميليارد پوند از خود ماليات ها خواهيم کاست. نحوه اجرای اين برنامه را جزء به جزء در برنامه سياسی مان تشريح کرده ايم." تغيير سطح مالياتها تنها موضوعی است که حزب ليبرال دموکرات را از دو حزب بزرگتر متمايز می کند. اين حزب که در زمان حکومت محافظه کاران از ادغام دو حزب ليبرال و سوسيال دموکرات به وجود آمد از ابتدای فعاليت سياسی اش در مجلس گفته است که برای بهبود خدمات همگانی، مانند بهداشت و درمان و آموزش و پرورش از افزايش سطح ماليات ها حمايت خواهد کرد. چارلز کندی که در روز پنجم ماه مه دومين انتخابات پارلمانی را بعنوان رهبر حزب ليبرال دموکرات پشت سر خواهد گذارد، در سال های اخير موفق شده با تاکيد بر برنامه های اجتماعی تا حدی جای خالی برنامه های سنتی حزب کارگر را پر کند. بعضی ار صاحب نظران اين حزب را اکنون چپ تر از حزب کارگر می شناسند و بسياری از طرفداران برنامه های سوسياليستی حزب کارگر در دهه های 70 و 80 ميلادی مايوس از حزب کارگر نوين به ليبرال دموکرات ها روی آورده اند. چارلز کندی در آغاز مبارزات انتخاباتی امسال تاکيد را بر مثبت بودن و راستگويی گذارد. او گفت: "ما بعنوان يک حزب با ماليات های پنهان مخالفيم. در بخش مالياتهای مستقيم ما گفته ايم سطح آنرا افزايش خواهيم داد و درآمد حاصل از آنرا سه جا خرج خواهيم کرد: لغو شهريه تحصيلات دانشگاهی، تامين مراقبت های پزشکی و بهداشتی سالمندان و کاستن از ميزان ماليات شهرداريها. تمام اين هزينه ها از افزايش سطح ماليات بر درآمد افرادی تامين خواهد شد که درآمد سالانه شان از صد هزار پوند بيشتر باشد." حزب ليبرال دموکرات در انتخابات های مياندوره ای مجلس قبلی کانديداهای کارگر و محافظه کار را شکست داد و شمار نمايندگان آن در مجلس عوام به حدی رسيد که با وجود اکثريت مطلق حزب کارگر و تعداد بيشتر نمايندگان حزب محافظه کار، رای ليبرال دموکرات ها به لوايح دولت اهميت بی سابقه ای پيدا کرد و مباحث سخنگويان آن در زمينه های سياست داخلی و خارجی دولت با وزيران دولت در صحن مجلس خبرساز شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||