|
آيا حزب کمونيست چين متحول شده است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به نظر می رسد که نظام سياسی چين با تناقض هايی روبروست. از يک سو شهرهای عمده آن به سوی سرمايه داری گام برمی دارند و در حال تجربه کردن اقتصاد سرمايه داری هستند و از سوی ديگر رهبران چين خود را کمونيست می خوانند. کسانی که پيش از اين در چين بخاطر تمايلات سرمايه داری شان مورد سرزنش قرار می گرفتند اکنون با آغوش باز در حزب کمونيست چين پذيرفته می شوند. بنابراين حزب کمونيست چين اين روزها نماينده چه کسانی است و چگونه در طول زمان تغيير کرده است؟ موتورسيکلتها روی خط توليد جلو می روند. اينجا کارخانه يين مينگ شانگ يکی از ثروتمندترين افراد چين است. او را سرمايه دار سوسياليست می خوانند و با اينکه هرگز عضو حزب کمونيست نبوده، يک سوم از عمرش را وقف سياست کرده است. آقای يين می گويد چون کمونيست ها به او اجازه داده اند ثروتمند شود به آنها مديون و بدهکار است و به همين خاطر وارد صحنه سياست شده: "حزب کمونيست به من و تجارتم لطف بی اندازه داشته است. اين حزب، عرصه را برای اينکه من از يک روشنفکر فقير و بی پول به يک ميليونرسرشناس تبديل شوم مهيا کرد. به مدد مهربانی اين حزب بود که من توانستم خودم را از نو بسازم و به يک آدم جديد تبديل شوم." ايجاد چنين تحولی در آدمی چون يين مينگ شانگ که به سبب داشتن گرايشات سرمايه داری زندانی بوده و ۱۸ سال از عمر خود را در اردوگاه کار اجباری بسيار به سر برده، شگفت انگبز است. اين تحول، بازتاب تغييرات ايدئولوژيک حزب کمونيست است. حزبی که هم اکنون از بازرگانانی حمايت می کند که زمانی آنها را سگهای مسابقه ای نظام سرمايه داری می خواند. اما به نظر می رسد که ديگر نمی خواهد از جريان انتقال سرمايه به بخش خصوصی کنار باشد. در حال حاضر يک سوم بازرگانان بخش خصوصی عضو حزب کمونيست هستند. به اين ترتيب و با توجه به اين تحول عظيم، هسته اصلی حمايتی اين حزب کجا قرار دارد؟ صبح يک روز يک شنبه زمستانی است. با وجود سرما و برفی که روی زمين نشسته صدها نفر در پارک پکن گرد هم آمده اند تا سرودهای انقلابی بخوانند. آنها فرزندان انقلاب و متعلق به نسل گذشته هستند. حالا هر هفته جمع می شوند تا به روزهای گذشته بينديشند و خاطرات قديم را زنده نگه دارند. من آمده ام تا نظر آنها درمورد تغيير و چرخش حزب کمونيست، حزب محبوب آنان، بدانم . آقای لو، يک سرباز انقلابی سالخورده، که در جنگ کره حضور داشته است می گويد بايد همگام با زمان تغيير کرد پس تغيير موضع حزب حرکت غلطی نيست: "خدمت به مردم از اصول اعتقادی حزب کمونيست است. بازرگانان هم در گسترش تجارتشان برای بهره جويی مالی مختارند. آنها مالياتشان را می پردازند، آسيبی هم به مردم نمی رسانند. اينگونه فعاليتهای اقتصادی از يک سوبرای ما نافع و برای توسعه آزاد و دموکراتيک کشورمان لازم است. از سوی ديگر هم به شهرت بين المللی ما کمک می کند." بسياری ديگر نيز از اقتصاد رو به رشد چين حمايت می کنند و معتقدند اين رشد بدون درگير کردن بازرگانان در نظام سياسی ممکن نمی شد. اما يک مرد پنجاه و چند ساله که نمی خواهد نامش فاش شود، ديدگاههای کاملا متفاوتی دارد. او معتقد است: "سوسياليسم در کشور ما تغيير رنگ داده است. امروز مردم با انگيزه هايی متفاوت با انگيزه های زمان مائو به حزب کمونيسم می پيوندند. آنها از حزب به عنوان سکوی پرش برای دستيابی به موقعيتهای بالاتر و بهتر و منافع مالی استفاده می کنند." گوينده: وقتی از او پرسيدم که آيا به اين ترتيب احساس می کند که به او و همفکرانش خيانت شده است پاسخش مثبت بود. با اين تفاصيل، آيا حزب کمونيست درگير بحران تغييرهويت شده است؟ لای هايرونگ، محقق امور اقتصادی، ديدگاه خوش بينانه ای دارد: "من ترجيح می دهم از زاويه مثبت به اين موضوع بنگرم. در شرايط کنونی حزب کمونيست تلاش می کند خودش را با کثرت گرائی اجتماعی و سياسی در چين هماهنگ کند واين نشانگر قابليت انعطاف پذيری حزب است که موجب موفقيتها و پيشرفتهای اقتصادی در دو دهه اخير شده است. فکر می کنم همين موجب تغييرات و تحولهای مثبت احتمالی آينده هم خواهد بود." ولی آيا به راستی جوانان هم بر همين باورند؟ برای اينکه بدانم به دانشگاه برگزيدگان پکن آمدم .جايی که دانشجويان را با تفکرات حزب کمونيست آشنا و به همان شيوه تربيت می کنند. دانشجويان در حال بازی بسکتبال هستند. چری ليو و جو دای ظاهرا بايد از حاميان وفادار حزب باشند چرا که از معدود دانشجويان ممتازند و سالهاست که به عضويت ليگ جوانان کمونيست در آمده اند. با اين حال هيچکدام تمايلی به پيوستن به حزب ندارند: "من هنوز به اندازه کافی روشن نشده ام و نمی دانم که در آينده چه اتفاقی خواهد افتاد يا عضويت در اين حزب چه فايده ای به حالم خواهد داشت با اين وجود می دانم که برنامه های آينده زندگی و کارم ايجاب می کند که بالاخره به حزب بپيوندم ولی در حال حاضر به قدر کافی اطمينان ندارم." "قصد ندارم عضو حزب کمونيست شوم چون فکر می کنم اين کار دقيقا مثل اين است که مثل يک سربازبه ارتش بپيوندم و به اين ترتيب آنها به افکارم جهت خواهند داد. من تصور می کنم در اين صورت آزادی ام محدود خواهد شد." "کارگران، کشاورزان و سربازان متحد شويد! پيروزی در نهايت از آن ماست." اينها کلمات يک سرود انقلابی هستند که حالا ديگر با وجود تمايل و عطش حزب کمونيست به نزديکی با ثروتمندان به نظر واقعی و ملموس نمی آيند. جوانان هم ديگر دلشان نمی خواهد خودشان را فدای يک انگيزه و هدف نا معلوم و غير قابل درک کنند. با تمام اين تفاصيل از آنجايی که اين حزب به هيچ انديشه و تفکر ديگری اجازه بروز نمی دهد قدرتش به هيچ وجه در معرض تهديد قرار نگرفته است. اما به نظر می رسد که حزب حاضر است برای بقای خود به تحولات وتغييرات تن بدهد حتی اگر اين به مفهوم ناديده گرفتن هسته ايدئولوژيک حزب باشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||