|
شکاف در کليسای اسقفی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پيش بينی در مورد بروز شکاف در ميان شعبه های مختلف کليسای اسقفی (انگليکان) بر سر مواضع متفاوت آنها در باره پذيرش انتصاب اسقف های همجنسگرا سرانجام تحقق يافته است. کليسای اسقفی مرجع رسمی مذهبی در انگلستان و ولز است و در ميان انگليسی تباران آمريکا، کانادا، استراليا، زلاندنو و همچنين مردم برخی از مستعمرات سابق بريتانيا پيروان زيادی دارد. رهبران شعبه های مختلف کليسای اسقفی در نقاط مختلف جهان در خاتمه اجلاس چهار روزه خود در ايرلند شمالی با صدور ضرب الاجلی به شعبه های کليسای انگليکان در کانادا و ايالات متحده اطلاع داده اند که تا سال 2008 ميلادی، به طور داوطلبانه از عضويت شورای مشورتی اسقفی، که يکی از نهادهای اصلی اين فرقه است، کناره گيری کنند. اين تصميم در واکنش نسبت به تصميم اين دو شعبه به قبول انتصاب اسقف های همجنسگرا اتخاذ شده که برخی ديگر از شعبه های کليسا به شدت با آن مخالف بوده اند.
ناظران اين تصميم را پيروزی محافظه کاران کليسا عنوان کرده اند که همجنسگرايی را مغاير تعاليم مسيحيت دانسته و افراد همجنسگرا را فاقد صلاحيت برای رهبری پيروان کليسا می دانند. به خصوص پيروان کليسا در کشورهای در حال توسعه، از جمله در آفريقا، با پذيرش اسقف های همجنسگرا به شدت مخالفت ورزيده اند. در خارج از بريتانيا، اکثر پيروان کليسای انگليکان از اهالی کشورهای آفريقايی هستند. در مقابل، شعبه های کليسا در کانادا و ايالات متحده ارتقای همجنسگرايان به رده اسقفی را پذيرفته و شعبه آمريکايی جين رابينسون، کشيش همجنسگرا را به اين مقام منصوب کرده است. نقش شورای مشورتی کليسای اسقفی ايجاد ارتباط و هماهنگی بين شعبه های کليسا در کشورهای مختلف است و اخراج از اين شورا عملا به منزله جدايی از بدنه اصلی کليسا تلقی می شود. فرقه اسقفی کليسای اسقفی در دهه های اخير به اصلاحاتی اساسی در زمينه های مختلف، از جمله انتصاب کشيشان زن، مبادرت ورزيده است هرچند هنوز مساله ارتقای آنان به مقام اسقفی حل و فصل نشده است. با اينهمه، ظاهرا انتصاب همجنسگرايان به مقام اسقفی برای بسياری از پيروان سنتگراتر کليسا قابل قبول نبوده است. سابقه تأسيس کليسای اسقفی به قرن شانزدهم ميلادی و اختلاف پادشاه وقت انگلستان و کليسای کاتوليک باز می گردد. اين اختلاف باعث شد تا پادشاه انگلستان رهبری عاليه پاپ بر کليساهای اين کشور را نپذيرد و ضمن سرکوب و آزار روحانيون و راهبان کاتوليک، خود را رهبر کليسای ملی بنامد که بعدها به کليسای اسقفی يا انگليکان شهرت يافت. در حال حاضر نيز پادشاه بريتانيا سرپرستی عاليه کليسای اسقفی را برعهده دارد که عمدتاً مقامی تشريفاتی است. علاوه بر بريتانيا، اين کليسا دارای شعبه هايی در کشورهای مختلف ، به خصوص مستعمرات سابق بريتانياست که هرکدام حوزه يا "منطقه" کليسايی ای را معمولاً با رياست يک سراسقف تشکيل می دهد که ممکن است شامل چندين حوزه اسقفی باشد. از آنجا که اين کليسا فاقد مقام واحد مرجعيت است، احکام عمومی از جمله مسايل اعتقادی و شرعی مهم را نهادی متشکل از اعضای روحانی و پيروان عادی کليسا بررسی و به شعبه های مختلف ابلاغ می کند. شعبه های کليسا در کشورهای مختلف از آزادی عمل قابل توجهی در زمينه های اجرايی برخوردارند. سراسقف کليسای کانتربوری در بريتانيا، در عين حال که رهبری يکی از منطقه های کليسا در اين کشور را برعهده دارد، ارشدترين روحانی و هماهنگ کننده عاليه امور کليسا محسوب می شود هرچند وی را نمی توان مرجع عالی صدور احکام و تصميم گيری دانست. در حال حاضر، دکتر روآن ويليامز در مقام سراسقفی کليسای کانتربوری خدمت می کند و به داشتن ديدگاه های متعدل در زمينه های مختلف شهرت دارد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||