|
ايران و سوريه، دو محور مهم مذاکرات بوش در اروپا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جورج دبليو بوش، رييس جمهوری آمريکا، در اولين سفر اروپايی اش پس از انتخاب مجدد، عازم اروپا شده است تا ضمن بهبود مناسبات کشورش با "اروپای قديم"، از اروپاييان بخواهد در راستای طرح واشنگتن برای اشاعه مردم سالاری در خاورميانه، به ايران و سوريه بيشتر فشار بياورند، اما تحليلگران درباره نتايج تلاش آقای بوش ترديد دارند. دومين دوره رياست جمهوری آقای بوش که با انتخابات اخير در عراق و سرزمينهای فلسطينی آغاز شده، به آمريکا و آن دسته از کشورهای اروپايی که مخالف سياستهای دولت نخست وی بودند، اين فرصت را داده است تا برای رفع اختلافات تلاش کنند. رييس جمهور آمريکا پيش از سفر پنج روزه اش اعلام کرد: "هدف از سفر به اروپا اين است که اين فرصت را مغتنم بشماريم و به مناسباتمان که برای امنيت و صلح بلند مدت جهان حياتی است، جان تازه ای ببخشيم." مقامات دولت آقای بوش هفته گذشته خبر داده بودند که رييس جمهور آمريکا اميدوار است با متحدان سنتی آمريکا درباره موضوعات متنوع امنيتی و صلح نظيرعراق و افغانستان پس از جنگ، ايران و سوريه و نيز وضعيت اسراييلی ها و فلسطينی ها به اجماع نظر برسد. قرار است آقای بوش در بلژيک، آلمان و اسلوواکی توقف کند و با سران اين کشورها و نيز رهبران فرانسه، بريتانيا، ايتاليا، روسيه و اوکراين به گفتگو بنشيند. وی بخش عمده اين پنج روز، از يکشنبه شب تا صبح چهارشنبه، را در بروکسل سپری خواهد کرد. تعيين لحن کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، در سفر اخيرش به اروپا و خاورميانه مقدمات دستور کار سفر آقای بوش را فراهم آورده بود و ناظران عقيده دارند رييس جمهور آمريکا در اين سفر آشتی جويانه قصد دارد لحن گفتمان واشنگتن با بروکسل برای چهار سال آينده را تعيين کند. وی در نطق راديويی اين هفته خود گفته است: "رهبران اروپا و آمريکا می دانند که اميد به صلح در جهان به اتحاد مستمر کشورهای آزاد بستگی دارد. ما تحريف اختلافات جهان غرب که آمريکا را آرمانگرا و اروپا را بدگمان جلوه می دهد، قبول نداريم.
متحدان سنتی آمريکا هنوز از اشاره سال ۲۰۰۳ دونالد رامسفلد، وزير دفاع اين کشور، به آنها به عنوان "اروپای قديم" در مقايسه با کشورهای شرق اروپا دل آزرده هستند، ولی آقای بوش بسيار مصمم است به اين اختلافات برای هميشه پايان دهد. وی در آستانه مسافرتش گفته است: "اکنون زمان آن است که ما اين اختلافات را کنار بگذاريم و در زمينه های که می توانيم با همديگر کار کنيم، به پيش برويم." آنچه آقای بوش را نسبت به چشم انداز اين سفر خوش بين می کند، ابراز تمايل اخير ژاک شيراک، رييس جمهور فرانسه، و گرهارد شرودر، صدر اعظم آلمان، به همکاری با رييس جمهور آمريکا در دومين دوره رياست جمهوری اش است. آقای شيراک و شرودر در ماه نوامبر سال گذشته علناَ ابراز اميدواری کرده بودند که آقای بوش پيروز نشود. هنوز روشن نيست که رهبران فرانسه و آلمان چگونه از آقای بوش استقبال خواهند کرد. نومحافظه کاران واشنگتن که معماران تهاجم مارس ۲۰۰۳ به عراق و متعاقبش تيرگی مناسبات آمريکا و اروپا هستند، ادعا می کنند رهبران اروپايی پس از قريب به دو سال کماکان اختلافات شخصی با آقای بوش دارند و حاضر نيستند از آن دست بکشند. ريچارد پرل، از نومحافظه کارانی که ارتباط نزديکی با کاخ سفيد دارد، می گويد: "اروپاييان سبک رييس جمهور آمريکا را نمی پسندند، ولی آنها اين نارضايتی از سبک رييس جمهور را به افراط کشانده اند." اظهارات آقای پرل تا حدودی صحت دارد، زيرا تحليلگران می گويند گفتار و کردار اغلب نسنجيده آقای بوش سبب شده است بسياری از رای دهندگان اروپايی وی را يک "کابوی" تصور کنند. نظر سنجی ها نشان می دهند که وی هنوز در اروپا محبوبيت پايينی دارد. دستور کار مفصل ايوو دالدر، کارشناس اروپايی تيم امنيت ملی دولت بيل کلينتون، می گويد: "بسياری از مردم اروپا هنوز نمی توانند درک کنند که اين مرد چگونه دوباره انتخاب شده است. آنها به وی و دولتش اعتماد ندارند، ولی همه متوجه اند که او چهار سال ديگر در کاخ سفيد حضور خواهد داشت." وی می افزايد: "مساله واقعی اين است که آيا رييس جمهور آمريکا و اروپاييان مايلند به گفتگويی جدی بپردازند يا از کنار همديگر بی اعتنا رد شوند." صرف نظر از مساله عراق، آمريکا و اروپا بر سر تجارت، ايران و پيمان کيوتو اختلاف دارند. همچنين اروپا آرزو دارد يک نيروی نظامی مستقل برای خود داشته باشد و می خواهد آمريکا دادگاه بين المللی عدالت را که به جنايات بين المللی رسيدگی می کند، به رسميت بشناسد. بعلاوه، اروپاييان مايلند به تحريم تسليحاتی ۱۵ ساله چين پايان دهند و از پايين بودن ارزش دلار در برابر يورو که به صادرات اروپا فشار می آورد، ناراضی هستند. استفن هادلی، مشاور جديد امنيت ملی آمريکا، در تبيين دستور کار سفرآقای بوش گفته است که عراق در صدر مذاکرات رييس جمهور آمريکا با رهبران اروپايی، پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو)، اتحاديه اروپا و کميسيون اروپا قرار دارد. وی تاکيد کرد که آمريکا مايل است اروپا و ناتو نقش بزرگتری در آموزش نظامی سربازان و پليس عراق و حفاظت از نيروهای سازمان ملل در اين کشور جنگزده ايفا کند، ايده ای که حداقل آلمان آن را رد کرده است. سرنوشت مشترک آقای هادلی افزود که ايران و سوريه نيز از ديگر موضوعات مهم بحث آقای بوش با رهبران اروپا خواهد بود. واشنگتن در ماههای اخير ناخرسندی خود از روند مذاکرات اتمی ايران با بريتانيا، آلمان و فرانسه را ابراز کرده، ولی قول داده است که بجای هدف قراردادن تاسيسات اتمی ايران، شکيبايی به خرج دهد. با اين وجود، آقای بوش اعلام کرده است که رييس جمهور آمريکا "هرگز نبايد بگويد هرگز!" تحليلگران معتقدند اکنون سرنوشت ایران و سوریه بيش از پيش به يکديگر گره خورده است همچنين پيش بينی می شود رييس جمهور آمريکا در ديدار با همتای روسی خود، ولاديمير پوتين، وی را مجدداَ ترغيب به قطع همکاری هسته ای با تهران کند. اين در حالی است که آقای پوتين پس از ديدار با حسن روحانی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران، ابراز اطمينان کرده بود که تهران قصد توليد جنگ افزارهای هسته ای را ندارد.
هرچند آقای روحانی پس از بازگشت از مسکو به وجود اختلافاتی بين ايران و روسيه برسر "زمان از سرگيری غنی سازی اورانيوم" اذعان کرده، ولی تاکيد کرده است که رهبران کرملين حق ايران برای غنی سازی را به رسميت می شناسند، موضوعی که آمريکا آن را مقدمه توليد جنگ افزار اتمی می داند. هفته گذشته ايران و سوريه که هردو از سوی واشنگتن به حمايت از تروريسم و پيکارجويان خارجی در عراق متهم شده اند، اعلام کردند که دربرابر تهديدات آمريکا "جبهه مشترکی" تشکيل خواهند داد و تحليلگران معتقدند اکنون سرنوشت اين دو کشور بيش از پيش به يکديگر گره می خورد. مشاور امنيت ملی آمريکا در آستانه ديدار آقای بوش با رهبران اروپا گفته است: "آنها بايد پيامی آشکار به سوريه بدهند که خاورميانه دستخوش تحولات شده است و دمشق نيز بايد مهيای تغييرات باشد." آمريکا در اعتراض به ارتباط احتمالی سوريه با ترور اخير رفيق حريری،نخست وزير سابق لبنان، سفير خود از دمشق را فراخوانده است. اتحاديه اروپا در اين مورد نيز از آمريکا پيروی نکرده است. فقط نمادين اما آيا اين سفر فصلی تازه از دوستی را بين آمريکا و اروپا می گشايد؟ تحليلگران چندان خوشبين نيستند. مقامات آمريکايی و اروپايی اذعان دارند رويکرد طرفين در قبال ايران در اين سفر تغيير نخواهد کرد. به نظر می رسد در پايان اين سفر، آقای بوش کماکان ترديد خود را نسبت به تاثير محرکهای اقتصادی و سياسی اروپا در اقناع ايران به دست کشيدن از برنامه هسته ای خود حفظ کند و اروپاييان نيز همچنان معتقدند که مذاکراتشان با تهران بدون مشارکت آمريکا شکست خواهد خورد. جوليان اسميت، از مرکز مطالعات استراتژيک و بين المللی، می گويد: "نبايد زياد انتظار داشت. اين سفر بخودی خود يک حرکت نمادين مهم است، ولی نمی تواند اختلافات عميق راهبردی را از بين ببرد. ساموئل ولز، مدير مطالعات اروپای غربی در مرکز بين المللی ودرو ويلسون، نيز اعلام کرده است: "اين فرصتی برای او است تا نشان دهد آماده گوش دادن به گلايه های رهبران اروپا و برداشتن گامهايی برای حذف اين شکاف است." کارشناسان معتقدند اين سفر تنها می تواند به تغيير فضای کنونی مناسبات دو سوی اقيانوس اطلس کمک کند. تام کرولوگوس، سفير آمريکا در بروکسل، می گويد: "ما بايد از يک جا شروع کنيم. اين سفر بايد سرآغاز بهبود مناسبات باشد." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||