|
پيروزی بدون اهل سنت عراق ممکن نيست | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مردم عراق روز يکشنبه سیام ژانويه نخستين انتخابات آزاد در تاريخ کشورشان را تجربه میکنند. اوضاع امنيتی عراق در روزهای رایگيری، ميزان حضور واجدان شرايط رای دادن در پای صندوقهای رای بخصوص در بين جمعيت سنی، احزاب پيروز در انتخابات و تاثير برگزاری انتخابات بر روند تحولات آتی عراق از جمله موضوعاتی است که از ماهها قبل در مرکز توجه کارشناسان، سياستمداران و رسانه های جمعی قرار گرفته است. نيمه خالی ليوان کسانی که استراتژی دولت جرج بوش در مورد عراق را "ناکام" و "شکست خورده" میدانند، کم نيستند. به اعتقاد آنان، گسترش عمليات تروريستی در عراق، بالا رفتن تلفات نيروهای آمريکايی در جريان جنگی فرسايشی، بیاعتمادی مردم عراق به نيروهای ائتلاف و روند کند بازسازی عراق، از جمله عواملی است که میتوان آنها را نشانه "ناکامی" استراتژی بوش برای تشکيل دولتی باثبات، دموکراتيک و کارامد در عراق پس از صدام حسين دانست. اين ديدگاه فقط به مخالفان سنتی آمريکا مانند چپگرايان، اسلامگرايان، ناسيوناليستهای جهان سومی، طرفداران محيط زيست، سازمانهای مدافع حقوق بشر، مخالفان جنگ و روشنفکران پست مدرن، محدود نمیشود. در داخل جامعه آمريکا نيز شماری از سياستمداران سرشناس حزب دموکرات و روزنامهنگاران پر آوازه، بر همين نظرند و حتی برخی از آنان بحران عراق را به "باتلاقی شبيه ويتنام" برای جرج بوش همانند میکنند. نيمه پر ليوان کسانی که استراتژی آمريکا در عراق را "موفق" ارزيابی میکنند، نيز کم نيستند. از نگاه اين افراد، سقوط سريع رژيم صدام حسين، شمار اندک آوارگان جنگ، تشکيل دولت انتقالی، حفظ وحدت ارضی عراق و در نهايت، برگزاری انتخابات عمومی نشانه پيشرفت اوضاع در عراق و موفقيت استراتژی آمريکا در اين کشور است. دولتمردان آمريکا و مقامهای دولت موقت عراق از جمله طرفداران اين نظريهاند. به اعتقاد اين افراد، رسانههای جهانی که عموما توسط مخالفان جنگ اداره میشوند، مشکلات جاری در عراق را بيش از اندازه بزرگ میکنند و ضمن چشم بستن بر "پيشرفتها"، "نابسامانیها" را به صورت گستردهای پوشش میدهند. کار بزرگ بدون هزينه نمیشود از نظر برخی از طرفداران جنگ عراق، مجموعه مشکلاتی که تا کنون در اين کشور جنگزده اتفاق افتاده، در قياس با تحولی که بر اثر ساقط کردن رژيم صدام حسين رخ داده، چندان پر هزينه و سنگين نيست. طبيعتا از ميان برداشتن يک دولت باسابقه و پرحجم، همراه با تمام نهادهای اداری، نظامی و امنيتی آن، خلا قدرتی در همه اين زمينهها بوجود میآورد که هيچ "قدرت زمينی" قادر به کنترل تمام آثار آن نيست. به عبارت ديگر، پس از فروپاشی يک نظام سياسی بر اثر جنگ، کاملا قابل پيشبينی است که نابسامانیهايی مانند کمبود کالاها و خدمات زيربنايی، هرج و مرج و بیقانونی، گسترش بزهکاری و ناامنی و دهها مشکل ديگر پديد آيد. از اين منظر، حوادث امروز عراق کمابيش طبيعی است. آنچه مهم است سير تحولات است که در مجموع به سوی بهبود پيش میرود. انتخابات آزمونی برای نظريه ها مخالفان جنگ اما سير رويدادهای عراق را مثبت نمیبينند و بر اين نکته تاکيد میکنند که هر چه زمان میگذرد، بر دامنه گرفتاریهای آمريکا در عراق افزوده میشود. آنها برای اثبات نظر خود بر افزايش حملات انتحاری نيروهای شورشی و روند صعودی تلفات ارتش آمريکا در عراق انگشت میگذارند و بر اساس همين ديدگاه بدبينانه، معتقدند که انتخابات عمومی روز يکشنبه نيز باعث افزايش ثبات در عراق و تشکيل دولتی دموکراتيک و کارامد در اين کشور نمیشود. بدين ترتيب، انتخابات عراق به صورت آزمونی برای سنجش صحت و سقم نظرات مخالفان و موافقان جنگ عراق در آمده است. اهل سنت و مشروعيت انتخابات ميزان حضور واجدان شرايط در پای صندوقهای رای، عموما به عنوان ميزان مشروعيت انتخابات عراق در نظر گرفته میشود. نظرسنجیها نشان میدهد که شمار قابل توجهی از جمعيت شيعه و کرد عراق در انتخابات شرکت میکنند.
اما آنچه در اين ميان مناقشه انگيز شده است، نرخ مشارکت جمعيت ۲۰ درصدی اهل سنت در انتخابات است، جمعيتی که در طول تاريخ عراق همواره زمام قدرت را در دست داشته و اينک نيز بيشترين حمايت را از نيروهای شورشی به عمل میآورد. به نظر برخی از ناظران، تحريم انتخابات از سوی اهل سنت عراق، مشروعيت انتخابات را مورد ترديد قرار میدهد و ناآرامی در اين کشور را تداوم میبخشد. در واقع، ميزان علاقه جمعيت سنی برای شرکت در انتخابات بدرستی روشن نيست، زيرا اين جمعيت عموما در مناطقی ساکن است که نيروهای شورشی در آن مناطق حضوری قدرتمند دارند و هر کس را که تمايلی به شرکت در انتخابات داشته باشد، تهديد به قتل میکنند. در چنين فضای ارعاب و تهديدی، طبيعی است که حتی علاقهمندان به حضور در پای صندوقهای رای نيز انگيزه خود را برای رای دادن از دست بدهند. احتمالا فقط بروز يک حادثه غيرمترقبه مانند دستگيری ابومصعب الزرقاوی در روزهای رای گيری و فضای تبليغاتی ناشی از آن میتواند سنیهای ميانهرو را به رای دادن ترغيب کند. در غير اين صورت انتظار شرکت گسترده اهل سنت عراق در انتخابات امری واقعبينانه نيست. تهديد ناشی از عدم شرکت اهل سنت اگر نرخ مشارکت سنیهای عراق در انتخابات روز يکشنبه به طرز چشمگيری پايين باشد، هر چند که به اصل مشروعيت انتخابات بر اساس قواعد بينالمللی صدمهای نمیزند، اما اين امر آشکارا برای آينده عراق تهديد کننده است؛ چرا که عدم شرکت سنیها در انتخابات به معنای انزوای آنها در دولت آينده عراق و حمايت جدیتر آنها از شورشيان است. چنين رويدادی به آسانی میتواند باعث تجزيه عراق شود، زيرا جمعيت شيعه و کرد، در دراز مدت، حاضر به پذيرش ناامنیهای خونين روزمره نيستند و بعيد است سرنوشت خود را به اقليتی ناسازگار پيوند زنند. درخواست احمد چلبی مبنی بر ايجاد شرايطی مانند کردهای شمال برای شيعيان جنوب عراق، زنگ خطری است که اگر متنفذان جامعه سنی عراق آن را ناديده بگيرند، بزرگترين طرف بازنده در بحران جاری عراق خواهند بود، زيرا در صورت تجزيه احتمالی عراق، بخش سنی نشين، نه از منابع نفتی غنی برخوردار است و نه به دريا راه دارد. بروز همين خطر، در برههای، نيروهای ائتلاف را به سمت اختصاص دادن سهمی از کرسیهای مجلس عراق به سنیها، صرف نظر از ميزان مشارکت آنها در انتخابات سوق داد، طرحی که از سوی اکثريت شيعيان پذيرفته نشد. اما شايد درک تهديد ناشی از عدم حضور سنیها در انتخابات عليه تماميت ارضی عراق؛ ميانهروهای اهل سنت را برغم همه ارعابها و تهديدها، به پای صندوقهای رای بکشاند. اگر چنين حادثهای رخ دهد، استقرار نظم و امنيت در عراق دير نخواهد بود، زيرا از يک سو، ادامه عمليات مسلحانه عليه يک دولت منتخب، بيش از پيش مقبوليت خود را در رسانههای عربی که به عنوان ابزار تشويق ناآرامی در عراق عمل میکنند، از دست میدهد و از ديگر سو، باعث همکاری بيشتر مردم عادی با نيروهای پليس برای شناسايی و دستگيری شورشيان میشود. فقط در چنين صورتی است که نيروهای ائتلاف و دولت آتی عراق میتوانند اعلام پيروزی کنند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||