|
تاثير تحولات اوکراين بر جمهوريهای سابق شوروی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در باره نقش روسيه در بحران اوکراين زياد گفته و نوشته شده است. در عين حال اين نکته کمتر بحث شده که جريانات فعلی در کيف و ديگر شهرهای بزرگ اوکراين در سراسر جمهوريهای سابق شوروی انعکاس يافته است. بسياری از تحليل گران اشاره کرده اند که چنين حوادث بزرگ و ادامه دار سياسی در اوکراين در ديگر دولت های منطقه بسادگی تحمل نمی شد. به همين ترتيب می توان گفت که در هيچ کدام از اين دولتها صحنه هايی چنين رنگارنگ و کثرت گرا از جهت سياسی امکان حضور نداشت. اکنون بدرستی می توان اين پرسش را مطرح ساخت که تاثير جريانات سياسی اوکراين بر ديگر جمهوری های سابق شوروی چه خواهد بود؟ نگاه از منظر واکنش های رسانه ای تا حدودی پاسخ اين پرسش را مشخص می کند. بی ابهام ترين پاسخ به بحران اوکراين از جانب مسکو مطرح شد. هر چند که با توجه به حمايت مالی و معنوی از آقای يانوکويچ در طول انتخابات چندان دور از انتظار نبود. بعد از چندين روز سکوت پرزيدنت پوتين يکبار ديگر نسبت به خطرهای ناشی از شکاف در در اوکراين هشدار داد. در بلاروس کشور همسايه، که چندی پيش همه پرسی قانون اساسی اش از سوی ناظران غربی پر از کاستی توصيف شد و سپس با سرکوب خشن نظاهرات مخالفان دنبال شد، تلويزيون دولتی مخالفان در اوکراين را "کوته بين" خواند. تلويزيون بلاروس همچنين پيش بينی کرد که اگر اين بحران سياسی هر چه زودتر پايان نيابد اوکراين دچار کمبود مواد غذايی خواهد شد. در ميان جمهوريهای بالتيک، ليتوانی فعالانه در جستجوی راه حل برای بحران اوکراين مشارکت داشته است. در استونی، تظاهراتی به هواداری از آقای يوشچنکو برگزار شده است. و در لتونی، دولت اين کشور می گويد اگر به اوکراين و بلاروس نگاه کنيم روشن می شود که سياست حداکثر فاصله از روسيه "درست" است. رسانه های مولداوی بسيار محتاطانه تر با موضوع برخورد کرده اند. نگرانی آنها اين است که تمرکز بر بحث جاری در اوکراين ممکن است بر آينده خود اين کشور نيز تاثير داشته باشد. در حوزه جنوب قفقاز تصوير پيچيده تر است. گرجستان و ارمنستان و آذربايجان هر يک به شيوه ای به اين بحران نگريسته اند. فعالان سياسی گرجستان که سال گذشته يک انقلاب مخملی را به سرانجام رساندند به جشن و پايکوبی برخاسته اند. برخی از آنها حتی به اوکراين سفر کرده اند تا به تظاهرات هواداران آقای يوشچنکو بپيوندند. رهبر اپوزيسيون آذربايجان، حزب مساوات، نيز به کيف سفر کرده است و می گويد که مايل است مردم او نيز در مقابل سرکوب سياسی به پا خيزند. در مقابل، پرزيدنت کوچاريان رهبر ارمنستان از نخستين کسانی بود که به نخست وزير يانوکويچ برای برنده شدن اش در انتخابات پيام تبريک فرستاد. اين اقدام باعث شده تا نمايندگان پارلمان انتقادات شديدی را مطرح نمايند. در همين حال، در آسيای ميانه دولتهای حاکم آشکارا بيشتر از ديگران نگران تحولات در اوکراين بوده اند. هر چه نباشد اين منطقه از ديگر مناطق شوروی پيشين کمتر تحولات دموکراتيک به خود ديده است. اسلام کريموف رئيس جمهور ازبکستان همه تقصيرها را برای آنچه "نارضايتی عمومی" خواند به گردن لئونيد کوچما همتای اوکراينی خود گذاشت. شماری از تحليل گران قراقستان نيز گفته اند که اگر اوکراين بتواند گامی تاريخی و قاطع به سمت غرب بردارد، همبستگی بين کشورهای آسيای ميانه احتمال با زهم کمتری پيدا خواهد کرد. از ترکمنستان خبری نيست و نمی دانيم که چه مقدار از اين اخبار از فيلترهای خبری عبور کرده و به مردم رسيده است. اما به نظر می رسد که انعکاس اخبار بحران در رسانه های تاجيکستان و قرقيزستان بيشتر از ديگران واقعگرايانه و فارغ از قضاوت های جهت دار بوده است. به استثنای جمهوريهای حوزه بالتيک، همه جمهوريهای سابق شوروی طيفی از دولت های اقتدارگرايند. اما اين وضعيت ممکن است با تحولات در اوکراين برای هميشه تغيير کند. اين چشم انداز است که شماری از متزلزل ترين اين رژيم ها را عصبی کرده است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||