|
نگاهی به روابط ايران و ياسر عرفات | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مرگ ياسر عرفات، رهبر فلسطينيان درست يک روز پيش از آن اعلام شد که سران ايران، مردم اين کشور و ساير مسلمانان جهان را به راهپيمايی معروف به روز قدس دعوت کرده اند که هر ساله در واپسين جمعه ماه رمضان در سراسر ايران برگزار می شود. پيامهای نهادهای مختلف حکومتی ايران برای فراخوان مسلمانان جهان به اين راهپيمايی در شرايطی منتشر می شد که ياسر عرفات آخرين ساعات عمر خود را سپری می کرد اما در اين پيامهای هيچ اشاره ای به نقطه عطف بزرگی که فقدان رهبری چون ياسر عرفات برای جنبش فلسطينيان پديد می آورده نشده بود. مرگ ياسر عرفات در ايران، به عنوان کشوری که سرمايه گذاری سنگين سياسی و مالی بر مبارزات فلسطينيان عليه اسرائيل کرده، با واکنش سردی مواجه شد و صدا و سيمای ايران نيز که با حرارت، برنامه های راهپيمايی روز قدس را اعلام می کند در اخبار و گزارشهای خود اهميت چندان زيادی برای خبر مرگ ياسر عرفات قائل نشد. اين در حالی است که در زمانی که نطفه حکومت جمهوری اسلامی در ايران در حال بسته شدن بود، ياسر عرفات به عنوان رهبر جنبشی که آزادی قبله نخست مسلمين را شعار خود ساخته بود، الهام بخش انقلابيون ايران و نزديکترين متحد خارجی آنان به شمار می رفت. پايگاههای سازمان آزاديبخش فلسطين در کشورهای مختلف عربی، پناهگاه و آموزشگاه نظامی تعداد زيادی از انقلابيون ايران بود که برخی از آنان پس از انقلاب به مقامهای بالايی رسيدند. ياسر عرفات نخستين شخصيت سياسی خارجی بود که بلافاصله پس از پيروزی انقلاب ايران به اين کشور سفر کرد و با استقبال گرم رهبر ايران مواجه شد.
بسيجيان است و به نمادی مقدس بدل گشت. ماه عسل ياسر عرفات و انقلابيون ايران چندان به طول نينجاميد، با وقوع جنگ ايران و عراق، ياسر عرفات که هم از لحاظ ايدئولوژيک و هم از لحاظ قومی نزديکی بيشتری به رهبر چپگرای عراق داشت، صدام حسين را به آيت الله خمينی ترجيح داد و از موضع عراق در جنگ با ايران اعلام حمايت کرد. ايران دلخور از عرفات، پشتيبانی از گروههای مخالف ياسر عرفات را در صفوف فلسطينيان را پيشه خود ساخت و حمايت آشکار خود را نصيب گروههای اسلامگرای حماس و جهاد اسلامی کرد که تندترين مواضع را در مقابل عرفات داشتند. اصرار عرفات بر پشتيبانی از صدام حسين بعدها با حمله عراق به کويت و وقوع جنگ خليج فارس به خشم بخش عمده جهان عرب عليه او و کاسته شدن حمايت مالی دولتهای ثروتمند عرب خليج فارس برايش انجاميد. پس از آن، عرفات نشستن بر سر ميز مذاکره با اسرائيليها را به اسلحه کشيدن به روی آنان ترجيح داد و با بستن پيمان صلح با اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسرائيل، بيش از پيش خود را از چشم رهبران ايران انداخت که پس از آن، همواره در ياد کردن از ياسر عرفات، تعابيری بسيار تند عليه او در سخنان خود به کار گرفتند و به خيانت به مسلمين و آرمان فلسطينيان متهمش کردند. دولت خودگردان فلسطينی که بر اساس پيمان صلح عرفات با رابين به رياست او تشکيل شد، همچون دولت اسرائيل، هيچگاه در ايران به رسميت شناخته نشد و رسانه های رسمی ايران از آن با عنوان تشکيلات خودگردان يا حتی تشکيلات عرفات ياد می کنند. بخش عمده ای از اصلاح طلبان بر اين باور بودند که ايران برای حل مشکلات خود با غرب بهتر است به جای حمايت از آن دسته از گروههای فلسطينی که در ديد دولتهای غربی، تروريست محسوب می شدند، نزديکی به دولت عرفات را که در غرب نيز به رسميت شناخته شده بود پيشه خود سازد. مطبوعات نوپای اصلاح طلب موضع نرمتری نسبت به بحران فلسطين اتخاذ کردند، به همان گونه که واژه "رژيم صهيونيستی" و "روند سازش" در اين مطبوعات جای خود را به "اسرائيل" و "روند صلح" داد و ياسر عرفات و موضع او در تلاش برای دستيابی به صلح با اسرائيل نيز از نگاهی مثبت مورد ارزيابی قرار گرفت. اين مطبوعات بعدها تاوان اين ارزيابيها را پس دادند. عبدالله نوری، چهره برجسته اصلاح طلب به دليل چاپ مقالاتی در روزنامه اش، "خرداد" که از آنها به "حمايت از اسرائيل" تعبير شده بود به محاکمه کشانده شد و بلندپايه ترين زندانی ايرانی شد. مخالفت شخص رهبر انقلاب با ياسر عرفات و تشکيلات تحت رهبری اش نيز باعث شد که رويکرد نزديکی دستگاه سياست خارجی محمد خاتمی به دولت خودگردان فلسطينی هيچگاه از حد مشخص و محدودی فراتر نرود. آمريکا و اسرائيل که در واپسين ماههای زندگی عرفات، بر اين موضع بودند که تا وقتی که رهبری فلسطينيان با اوست اميدی به يافتن راه حلی صلحجويانه برای بحران فلسطين وجود ندارد، اکنون به مرگ عرفات به عنوان فرصتی برای جانشينان او می نگرند که روند صلح خاورميانه را احيا کنند. در ايران نيز بايد ديد که مرگ عرفات چگونه فرصتی تلقی می شود و آيا رهبران ايران همچنان سياست پيشين خود را در مقابل دولت خودگردان فلسطينی ادامه خواهند داد يا اينکه عرفات با به گور بردن دلخوريهايی که ايران از او داشت سبب خواهد شد ايرانيان موضع تازه و مثبتی در مقابل تشکيلات رسمی فلسطينی اتخاذ کنند. اين گمان نيز مطرح است که جانشينان عرفات در پيشگيری از بروز شکاف در صفوف فلسطينيان در شرايط بحرانی کنونی، گروههای نزديک به ايران را نيز در اداره سرزمينهای فلسطينی سهيم سازند که در آن صورت، انتخابهای ايران را در تعيين موضع در قبال دولت فلسطينی، محدودتر سازند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||