|
دوره دوم رياست جمهوری بوش: تشديد تفرقه يا ايجاد وحدت؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
صبح روز چهارشنبه، مکالمه تلفنی جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا با رقیب شکست خورده اش، سناتور دموکرات جان کری، به ماهها مبارزه فشرده که گاهی با تلخی همراه بود پایان داد. دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، اولی سرخوش از پیروزی در یکی از کم سابقه ترین انتخابات تاریخ آمریکا و دیگری دل آزرده از شکست سخت و دور از انتظار، تلاش یک دیگر را ستودند، از هم تشکر کردند و قول همکاری در آینده را دادند. چند ساعت بعد دو رقیب در سخنرانیهای جداگانه ای بار دیگر با لحنی مهربان از یک دیگر یاد کردند و بر نیاز به اتحاد در جامعه ای که دچار شکاف عمیقی است تاکید کردند. سناتور کری در بوستون گفت که بزرگترین چالش پیش روی جورج بوش در چهار سال آینده ایجاد اتحاد و همبستگی میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات است و قول داد که در این راه هیچگونه همکاری با رئیس جمهوری آمریکا را دریغ ندارد. آقای بوش هم در سخنانی که در واشنگتن برای کارکنان ستاد انتخاباتی خود ایراد کرد گفت که جمهوریخواهان و دموکراتها یک ملت با یک قانون اساسی هستند که اتحاد آنان چنان عظمتی به آمریکا خواهد داد که حد و مرزی نخواهد داشت. او قول داد که رئیس جمهوری همه ملت باشد و در چهار سال آینده در کار حکومت از حزب رقیب کمک بگیرد. بعید نیست که این صحبتهای زیبا بیشتر از روی ادب و نزاکت باشد تا اعتقاد واقعی. اما اگر واقعا این دو سیاستمدار آمریکایی به آنچه که گفته اند اعتقاد داشته باشند، آیا آقای بوش که اقامتش در کاخ سفید برای چهار سال دیگر تمدید شده است، می تواند با تعدیل بعضی از سیاستهای داخلی و خارجی خود سعی در پر کردن شکاف بوجود آمده در جامعه آمریکا داشته باشد؟ شک نیست که نحوه پیروزی جورج بوش در انتخابات که برخلاف سه دوره انتخابات قبلی ریاست جمهوری، با کسب اکثریت آرای رای دهندگان همراه بود و پیروزی مجدد و افزایش اکثریت جمهوریخواهان در دو مجلس سنا و نمایندگان، به رئیس جمهوری آمریکا این فرصت را خواهد داد که دست کم در دو سال آینده تا زمان برگزاری انتخابات دوره بعد کنگره، آزادی عمل بیشتری داشته باشد و بتواند با سهولت بیشتری برنامه های خود را از تصویب قوه مقننه آمریکا بگذراند. اما مساله مهم این است که اقشاری از جامعه آمریکا که با رای خود انتخاب مجدد جورج بوش را ممکن ساختند هم انتظارات خود را دارند. محافظه کاران مذهبی، مخالفان سقط جنین و ازدواج همجنسگرایان، مخالفان بزرگ شدن دولت مرکزی و افزایش مالیاتها، هواداران اعمال اصول اخلاقی در جامعه و برقراری نظم و و اجرای قانون با هر وسیله از جمله قوه قهریه، که قسمت عمده رای دهندگان به آقای بوش را تشکیل می دهند، از مخالفان پروپا قرص افکار لیبرال اکثر دموکراتها هستند. البته مطابق با قوانین آمریکا، آقای بوش که دو بار پیاپی به مقام ریاست جمهوری رسیده نمی تواند در انتخابات بعدی شرکت داشته باشد. از این رو او نگرانی از دست دادن رای دهندگان در انتخابات را ندارد. اما او می تواند با پشت کردن به اقشار محافظه کار افراطی، حمایت کنگره و سنای جمهوریخواه که توسط همین اقشار جامعه انتخاب شده و در فکر انتخاب مجدد هستند را از دست بدهد. بسیاری از تحلیلگران نزدیک به حزب جمهوریخواه می گویند که تعدادی از قانونگزاران جمهوریخواه آمریکا به سبب آنچه که اشتباهات دولت در عراق می دانند و افزایش هزینه های دولتی در اثر جنگ، ایراداتی به آقای بوش دارند اما تاکنون به خاطر انتخابات و چون نمی خواسته اند بهانه به دست دموکراتها بدهند سکوت کرده اند. در چنین شرایطی حتما آقای بوش نمی خواهد بر مشکلات خود با کنگره بیفزاید. با این همه او اگر بتواند توازنی برقرار کند که از کینه و عداوت در جامعه و سیاست آمریکا بکاهد احتمالا نامی در تاریخ آمریکا از خود باقی خواهد گذاشت و تنها به عنوان رئیس جمهوری آمریکا در یازدهم سپتامبر و کسی که به عراق لشکر کشید از او یاد نخواهد شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||