|
نگاهی به فعاليتهای سياسی عرفات | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با وخامت حال ياسر عرفات و انتقال وی به فرانسه برای معالجه و با توجه به سن آقای عرفات، اينک بيش از هرزمان ديگری نه تنها آينده رهبری فلسطين بيش از پيش مورد پرسش قرار گرفته است، بلکه آينده صلح خاورميانه و روابط اسراييل و فلسطين نيز وارد مرحله ای تازه – هرچند مبهم – گرديده است. با اينکه از احمد قريع نخست وزير فعلی و محمود عباس (ابومازن) نخست وزير پيشين دولت خودگردان فلسطين (که اکنون به عنوان جانشين موقت آقای عرفات در سازمان آزادی بخش فلسطين – ساف - و همچنين فتح معرفی شده است ) به عنوان جانشين های احتمالی آقای عرفات نام برده می شود، اما همه اينان بهتر از هرکس آگاهند که توانايی پر کردن جای خالی احتمالی سمبل مبارزات فلسطينيان را ندارند. هرچند بسياری از هم اکنون آريل شارون، نخست وزير اسرائيل، را به تأمل در اجرای طرح يک جانبه عقب نشينی از غزه و پيگيری امکان مذاکرات دوجانبه در نبود عرفات فرامی خوانند، اما باز هم اينان بهتر از همه می دانند که يافتن وزنه ای قابل اعتنا برای مذاکره در صحنه پرتلاطم سياست فلسطين پس از عرفات کاری است بس دشوار.
هنگامی که نزديک به نيم قرن پيش ياسر عرفات ۲۷ ساله برای اولين بار با چفيه وارد کنگره بين المللی دانشجويان در چکسلواکی (سابق) شد تا از به رسميت شناخته شدن حق عضويت کشور فلسطين اطمينان حاصل کند، شايد خود نيز تصور نمی کرد که همان چفيه برای نسل های بعد از او به يک سمبل پيکار مبدل شود. يک دهه بعد از کنگره پراگ، در ۱۹۶۵ آقای عرفات گروه چريکی ٍٍٍِِ«فتح» را پايه گذاری کرد. سه سال از پس از آن فتح و ساف بهم پيوستند و يکسال بعد در سال ۱۹۶۹ ياسر عرفات که خود را در رأس مبارزات فلسطينی ها جای داده بود سرانجام به رياست ساف برگزيده شد. "ساف" پيش از عرفات سازمانی نشأت گرفته از اتحاديه عرب، تحت تأثير ايدئولوژی پان عربيسم و کاريزمای جمال عبدالناصر – رهبر فقيد مصر -- بود، سازمانی که در عمل کاری بجز صدور بيانيه های همدردی و اعلاميه های شديداللحن عليه اسراييل نداشت. اما با رهبری عرفات (و با افول ناصر بعد از جنگ شش روزه ۱۹۶۷) مبدل به يک سازمان ناسيوناليست فلسطينی شد؛ سازمانی که با فعاليت های رهبر جديد خود جنبشی شد ملی، فراگير و پرحضور در عرصه سياست و اجتماعی فلسطين. سخنرانی ياسر عرفات در سازمان ملل به تاريخ ۱۳ نوامبر ۱۹۷۳ نقطه عطفی بود که جهانيان را با روايت ديگری از تقابل اعراب و اسراييل آشنا کرد. پس از حمله ارتش اسراييل به لبنان در سال ۱۹۸۲ که به هدف نابودی "ساف" صورت گرفته بود، عرفات (که اکنون به تونس رفته بود)، "ساف" و سرنوشت فلسطينيها به موضوع مورد توجه افکار عمومی جهان مبدل شد. در سالهای پايانی دهه هشتاد و سالهای آغازين دهه نود ميلادی، ياسر عرفات هويت چريکی خود را با مشخصه های يک رهبر سياسی عوض کرده بود. اين در حالی بود که جان به در بردن از نقشه های ترور و حوادث پياپی، به عرفات شصت ساله وجهی اسطوره ای بخشيده بود. او که در ۱۹۸۸ مبارزه مسلحانه عليه اسراييل را رها کرده و گفتگو را به رسميت شناخته بود، در سپتامبر ۱۹۹۳ معاهده اسلو را امضا کرد و در کاخ سفيد با اسحاق رابين نخست وزير وقت اسراييل دست داد تا پديدآورنده يکی از تاريخی ترين لحظه های پايان قرن بيستم باشد. يکم ژوئيه ۱۹۹۴، ياسر عرفات پس از ۲۶ سال به سر بردن در تبعيد به اراضی فلسطينی بازگشت تا دو سال بعد در اولين انتخابات سراسری به رهبری تشکيلات خودگردان فلسطينی بعنوان مقدمه کشور مستقل فلسطين برگزيده شود. در سالهای پايانی قرن بيستم، با کمرنگ شدن تدريجی اميد به يک صلح پايدار ميان طرفين درگير، ياسر عرفات به موضع سرسختانه تری روی آورد تا در حرکتی استراتژيک کماکان اعتبار و محبوبيت خود را به عنوان سردمدار مبارزه فلسطينيان حفظ کند. شکست اجلاس کمپ ديويد دوم و بازديد آريل شارون از ديوار مقدس بيت المقدس به فاصله کمتر از دو ماه از آن در تابستان سال ۲۰۰۰، موجب شد تا صلح فراموش و دومين انتفاضه فلسطينيان آغاز شود. در سالهای اخير با شعله ور شدن آتش خشونت، جنبش های افراطی تر مانند حماس به چيرگی بی چون و چرای عرفات در عرصه مبارزه و سياست فلسطين پايان داده اند. حصر عرفات در مقر فرماندهی اش در رام الله که از سال ۲۰۰۲ آغاز شد موجبات انزوای بيشتر رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين را فراهم آورد. اينک طرح خروج يک جانبه آريل شارون در شرايطی تصويب می شود که اسراييلی ها و جورج دبليو بوش، رئيس جمهور آمريکا، آقای عرفات را (کسی که برای اولين بار حق وجود اسراييل را به رسميت شناخت) مانعی در راه صلح خاورمينه می خوانند. سمبل صلح يا خشونت، واقعيت اين است که ياسر عرفات در طی نيم قرن مبارزه و فعاليت سياسی خويش بيش از هرکس در رساندن روايت فلسطينيها به گوش جهانيان نقش بازی کرده است. مبارز يا سياستمدار، صلح طلب يا جنگ طلب، عرفات همچون جمال عبدالناصر يا آيت الله خمينی نشانی است از يک دوره در تاريخ يک ملت که با پايان او به پايان می رسد. عرفات تصويری است غيرقابل جايگزين در حافظه تاريخی يک ملت که آيندگانش او را به قضاوت خواهند نشست. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||