|
شهرک های يهودی نشين، شهرک های زندگی سوز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آريل شارون، نخست وزير اسرائيل، برنامه جنجال برانگيز خود برای برچيدن شهرک های يهودی نشين در نوار غزه را روز سه شنبه، 31 اوت، به کنست - پارلمان - ارايه داد. اين برنامه حاوی جدول زمانی مورد نظر آقای شارون برای خروج نيروهای اسرائيلی از غزه و برچيدن شهرک های يهودی نشين در اين بخش از سرزمين های فلسطينی است و با وجود مخالفت اکثر اعضای حزب حاکم ليکود با آن در کنست مطرح می شود. کنوانسيون چهارم ژنو، اسکان اتباع غيرنظامی کشورهای فاتح را در سرزمينهای اشغال شده منع میکند. برغم اين، اسرائيل بيش از ۲۰۰هزار غيرنظامی را در شهرک های پراکنده در سرتاسر کرانه باختری رود اردن و نوارغزه اسکان داده و به همين تعداد از اتباع خود را نيز در بيتالمقدس شرقی مستقر کرده است. دولت های اسرائيل، اعم از چپ و راست، برای توجيه اسکان غير نظاميان يهودی در سرزمينهای اشغالی فلسطين، وضعيت حقوقی اين سرزمينها را منطبق با مقررات کنوانسيون ژنو نمیدانند و مدعی اند که اين سرزمينها پيش از جنگ ژوئن ۱۹۶۷، از "حاکميت به رسميت شناخته شدهای" برخوردار نبودهاند و بنابراين، رعايت مقررات کنوانسيون ژنو در باره آنها الزامی نيست. در واقع، پادشاهی اردن در سال ۱۹۵۱ کرانه باختری را به خاک خود ضميمه کرد، اما جز بريتانيا و پاکستان، کشور ديگری در جهان اين انضمام را به رسميت نشناخت تا اينکه اسرائيل در جنگ شش روزه ۱۹۶۷ اين سرزمين را به اضافه نوارغزه، صحرای سينا و بلندیهای جولان به اشغال خود درآورد. شايان ذکر است که اسرائل به صورت دوفاکتو، برخی بندهای بشر دوستانه کنوانسيون ژنو را، آن هم به طور مبهم درباره سرزمينهای کرانه باختری و نوارغزه پذيرفته است، اما از پذيرش دوژوره و کامل کنوانسيون که به مفهوم غيرقانونی شناختن شهرکهای يهودی نشين است، خودداری میکند. نخستين هدف دولتهای اسرائيل از شهرکسازی در سرزمينهای فلسطينی و اسکان يهوديان در آنها، تغيير آرايش جمعيتی اين مناطق و ايجاد وضعيتی غير قابل برگشت بوده است تا شايد بدين وسيله، راه برای تشکيل "اسرائيل بزرگ" - از رود اردن تا دريای مديترانه- آسانتر شود، اما از زمانی که دولت کارگری اسرائيل در سال ۱۹۹۳ در اسلوبا سازمان آزادی بخش فلسطين به پيمان صلح دست يافت، شهرکها ديگر نه فقط مشکلی برای فلسطينیها، بلکه به صورت معظلی برای دولت های اسرائيل نيز درآمدند.
در پيمان اسلو تصريح شده بود که سرنوشت شهرکها در کنار مسائل بغرنج ديگری چون حق بازگشت آوارگان، مرزهای نهائی کشور فلسطين و آينده بيتالمقدس بايد در مذاکرات مربوط به تعيين "وضعيت نهائی" مورد بحث و گفتگو قرار گيرد، مذاکراتی که پس از گذشت بيش از يازده سال از امضای پيمان اسلو هنوز آغاز نشده است و احتمالا به اين زودی هم آغاز نخواهد شد چرا که مرحله انتقالی مصرح در قرارداد اسلو نه فقط طبق جدول زمانی اعلام شده پيش نرفته، بلکه به دليل بروز خشونتهای خونبار بين دو طرف، اصل قرارداد نيز در معرض ابطال و الغا قرار گرفته و حتی میتوان گفت به صورتی غيررسمی ملغی شده است! يکی از دلايل اصلی شکست پيمان اسلو، بدون شک، مساله شهرکها و چگونگی گسترش آنها بود. دولت کارگری اسرائيل به رهبری اسحاق رابين، در آن زمان با استفاده از بعضی بندهای ابهام آميز پيمان اسلو، گسترش شهرکهای يهودی نشين را مغاير تعهدات خود نمیدانست و از همين رو، سعی کرد تا شهرکی در محله جبل ابوغنيم – که يهودیها به آن هارحوما میگويند - درشرق بيتالمقدس بنا کند. اعتراض فلسطينيیها و فشار جامعه جهانی نتوانست اسحاق رابين را از تصميم خود منصرف کند، اما تهديد حزب صلح طلب و چپگرای "مرتز" اسرائيل مبنی بر کناره گيری از دولت ائتلافی، رابين را متوقف کرد. با اين همه رابين به دست يک يهودی افراطی ترور شد و بنيامين نتانياهو از حزب راستگرای ليکود با تاکيد ويژه بر توسعه شهرکها برای تحقق رويای"اسرائيل بزرگ" به جای او نشست. در اين دوران، حزب کارگر که در موضع اپوزيسيون قرار گرفته بود، با گسترش شهرکها به مخالفت برخاست. ظاهرا حزب کارگر اسرائيل هنگامی که کنترل دولت را به دست میگيرد، با توقف کامل شهرک سازی مخالفت میکند، اما وقتی که در موضع اپوزيسيون مینشيند، طرفدار توقف کامل شهرک سازی میشود!
به هر حال، نتانياهو در برابر فشارهای داخلی و خارجی به هدف دلخواه خود برای گسترش چشمگير شهرکها دست نيافت و پيش از آنکه دوره نخست وزيریاش به اتمام رسد، مجبور به برگزاری انتخابات زودهنگام شد، انتخاباتی که برنده آن ايهود باراک رهبر حزب کارگر بود. باراک متعهد شد از ساخت شهرکهای جديد در سرزمينهای فلسطينی خودداری کند، اما زير بار توقف آنچه "رشد طبيعی" شهرکها میناميد نرفت. البته ايهود باراک در کمپديويد برای صلح با فلسطينیها حاضر به پذيرش طرحی شد که براساس آن تمام شهرکهای يهودی نشين در نوار غزه و اغلب شهرکهای پراکنده در کرانه باختری برچيده میشد، اما اين طرح مورد قبول ياسرعرفات رئيس دولت خودگران فلسطين قرار نگرفت و آريل شارون رهبر حزب ليکود نيز با استفاده از موقعيت پيش آمده به طور ناگهانی وارد مسجدالاقصی شد و بدينترتيب آتش انتفاضه دوم فلسطينیها را روشن کرد، انتفاضهای که به سرعت مسلحانه شد و راه را بر سقوط باراک و صعود شارون به قدرت هموار کرد. آريل شارون که در بين اسرائيلیها به عنوان "قهرمان" شهرک سازی شهرت يافته است به محض دستيابی به مقام نخست وزيری نيت خود را برای تقويت شهرکها پنهان نکرد، اما وی به سرعت دريافت که چنين اقدامی دولت او را در صحنه جهانی به شدت منزوی میکند و او را رودرروی ايالات متحده آمريکا قرار میدهد. بنابراين، او نيز پس از مدتی مانند سلف خود اعلام کرد که قصد ساخت شهرک تازهای در سرزمينهای فلسطينی ندارد، ولی "رشد طبيعی" شهرکهای موجود را متوقف نخواهد کرد. "رشد طبيعی" شهرکها اصطلاحی است که دولتمردان اسرائيل برای سرپوش گذاشتن بر "قبح" بينالمللی گسترش شهرکها به خدمت گرفتهاند، وگرنه همه کارشناسان اذعان دارند که رشد طبيعی شهرکها چيزی جز ادامه مصادره زمين فلسطينیها و سخت تر کردن شرايط زيست آنها نيست.
به همين علت بود که گروه چهارجانبه بينالمللی – مرکب از ايات متحده آمريکا، اتحاديه اروپا، سازمان ملل متحد و روسيه – در طرح ابتکاری خود برای حل مناقشه خاورميانه – موسوم به نقشه راه – خواستار توقف کامل شهرک سازی شد. شارون با شرط و شروطی نقشه راه را پذيرفت، اما روابط او با دولت خودگردان فلسطين به درجهای از وخامت رسيد که نقشه راه فرصت اجرا نيافت. از همينرو، شارون برای آنکه از يکسو، از زير بار تک تک تعهدات نقشه راه شانه خالی کند و از ديگرسو، فشارهای بينالمللی را عليه دولت خود کاهش دهد، طرح يک جانبهای را برای حل بحران فلسطين ارائه کرد که در نهايت مورد تاييد آمريکا نيز قرار گرفت. طبق طرح شارون، اسرائيل تمام شهرکهای يهودی نشين در نوار غزه وچهار شهرک منزوی در شمال کرانه باختری را تا پايان سال ۲۰۰۵ برمیچيند. طرح شارون باعث خشم راستگرايان اسرائيل ازجمله اعضای افراطی حزب ليکود شده است. آنها شارون را به چرخش سياسی و خيانت به شهرک نشينان متهم میکنند، شهرک نشينانی که با تشويق و ترغيب شارون خطر زندگی در سرزمينهای فلسطينی را به جان خريدهاند و اينک بايد به دستور او داوطلبانه شهرکها را تخليه کنند و گرنه با اعمال زور روبرو خواهند شد. شارون چرخش در مواضع سنتی خود را انکار نمیکند. او به اين نتيجه رسيده است که مجموعه شرايط داخلی، منطقهای و بينالمللی تشکيل کشور فلسطينی و برچيدن شمار قابل توجهی از شهرکها را اجتناب ناپذير کرده است. اما او در عين حال معتقداست که در اين روند گريزناپذير، اسرائيل بايد "حداکثر" آنچه را که "ممکن" است، برای خود حفظ کند. از اينرو، او به خود میبالد که حمايت رسمی جرج بوش رئيس جمهور آمريکا را از تسلط دائمی اسرائيل بر بخشی از شهرکهای پرجمعيت کرانه باختری را به دست آورده است. سياست فعلی شارون، تقويت همين بخش از شهرکهاست که عموما در نزديکی بيتالمقدس و در حاشيه خط سبز قرار دارند. اعلام علنی دولت شارون برای ساخت صدها دستگاه آپارتمان جديد در اين شهرکها، در همين جهت قابل ارزيابی است، گو اينکه او هدف جلب رضايت افراطیهای ليکود را به منظور کاهش مخالفتشان با تخليه شهرک های نوارغزه را نيز دنبال میکند. اعلام ساخت خانههای جديد از سوی دولت شارون البته چندان تعجببرانگيز نيست، آنچه در اين ميان خشم و تعجب فلسطينیها و حاميان بينالمللی آنها را برانگيخت گزارشی از روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز بود که از حمايت ضمنی دولت آمريکا از ساخت خانههای تازه در شهرکها حکايت داشت.
اين گزارش از سوی وزارت خارجه آمريکا تکذيب شد و وزارت خارجه بار ديگر بر موضع رسمی آمريکا مبنی بر توقف کامل شهرک سازی اسرائيل در "سرزمينهای اشغالی" تاکيد کرد. به کار گيری واژه "اشغالی" برای سرزمينهای فلسطينی از سوی مقامهای آمريکايی و نيز برخی از دواير رسمی اسرائيل به معنای آن است که فشار برای پذيرش مقررات کنوانسيون ژنو درباره کرانه باختری رو به افزايش است. هياتی از سوی وزارت دادگستری اسرائيل به سرپرستی معاون دادستان کل اين کشورنيز پس از انجام پژوهشی حقوقی، همين پيشنهاد را به دولت شارون ارائه کرده است. طبق نظر اين هيات، اسرائيل برای گريز از انزوا و تحريمهای بينالمللی لازم است حکم ديوان بينالمللی لاهه را مبنی بر اشغالی بودن کرانه باختری بپذيرد و مقررات کنوانسيون چهارم ژنو را در اين سرزمين به طور کامل به اجرا بگذارد. پذيرش چنين توصيهای به مفهوم ضرورت عبور ديوار حائل از خط سبز و غيرقانونی تلقی شدن تمام شهرکهای يهودی نشين از سوی دولت اسرائيل است، امری که در حال حاضر تحقق آن محال به نظر میرسد. با اين حال، دولت اسرائيل برای فرار از اتهام "نژادپرستی" راهی جز به رسميت شناختن کنوانسيون ژنو در باره کرانه باختری و برچيدن شهرکهای انباشته از خشن ترين يهوديان متعصب که زندگی را بر بيش از سه ميليون فلسطينی به جهنمی واقعی تبديل کردهاند، پيش رو ندارد! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||