|
گزارش باتلر و روزنامه های چاپ لندن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اگر تيتر صفحه اول بيشتر روزنامه های لندن را در يک جمله خلاصه کنيم به اين صورت در می آيد که چطور لرد باتلر و همکارانش در کميته تحقيق اينهمه قصور و عيب را در کيفيت اطلاعات جمع آوری شده درباره عراق کشف کردند اما مقصری پيدا نشد. جستجو برای يافتن مقصر، تيتر روزنامه مترو است. گاردين می نويسد اطلاعات در باره عراق ناقص بود و از آن سوء استفاده شد اما نخست وزير، خندان، قسر در رفت. تيتر دو روزنامه تايمز و تلگراف در کنار عکس از چهره خندان تونی بلر اين جمله لرد باتلر است که دولت برای توجيه جنگ، در پرونده خود به ناقص بودن و غير قابل اطمينان بودن اطلاعات درباره عراق اشاره نکرد. تمام روزنامه های لندن در صفحات متعدد، بخشهای مهم گزارش لرد باتلر را ارزيابی و تجزيه و تحليل کرده اند. ولی عصاره تمام اين کند و کاشها در سرمقاله ها و مقاله های وارده اين روزنامه ها ديده می شود. ديلی تلگراف با عنوان بلر دروغ نگفت اما به کشورش خدمتی هم نکرد می نويسد برای اين روزنامه که از حمله به عراق پشتيبانی کرد، گزارش ديروز لردباتلر بسيار مايوس کننده است. سر مقاله تلگراف که تمام ستون را پر کرده آن بخش از گزارش باتلر را مهم تر ديده که از نبود يا کمبود مشورت در سطح کابينه دولت انتقاد کرده است. تلگراف می نويسد نخست وزير نه به مجلس اعتماد کرد و نه به حزبش تا آن پشتيبانی ای را که برای جنگ ضرورت داشت کسب کند و به عقيده اين روزنامه علت آن آگاهی از غير موثق بودن بسياری از ادعاهايی بود که در دوسيه دولت عليه حکومت صدام حسين آورده شد. جالب اينجاست که همين روزنامه در مقاله ای وارده می نويسد دست از سر جاسوس هايمان برداريد تا کاری را که به خوبی انجام می دهند ادامه دهند. سر مقاله روزنامه تايمز نظری مخالف ارئه داده و گزارش لرد باتلر را اعلام جرمی عليه دستگاه های اطلاهاتی و روسای آنها خوانده است. تايمز می نويسد اينتليجنت سرويس يا بعبارتی M16 از دو راه درباره برنامه های تسليحاتی عراق اطلاعات جمع آوری می کرد. يکی توجه به حرف های درگوشی بود و دومی اتکا به منابعی که اعتباری نداشتند. تايمز لبه انتقاداتش را متوجه جان اسکارلت، رئيس کميته مشترک اطلاعات در نخست وزيری کرده است. شخصی که تونی بلر برای رياست بر اينتليجنت سرويس انتخاب کرده است. تايمز می نويسد جان اسکارلت به عنوان يک مامور زبده اطلاعاتی بايد می دانست که با اتکا بر روی اطلاعات غير موثق و غير قابل اطمينان نبايد دوسيه ای برای توجيه حمله به يک کشور نوشت، و دربازه نقش نخست وزير در اين ماجرا می نويسد تونی بلر تاکيد خود به ضرورت حمله به عراق را صرفا به روی سلاح های ممنوعه صدام حسين گذارد و در اين راه تمام شک و ترديدهای منابع اطلاعاتی در باره موثق بودن ادعاها را حذف کرد. بدون آنکه بگويد چرا. تايمز تصميم نخست وزير به قبول تمام مسئوليت ها را ستوده و می نويسد اکنون برای بريتانيا و عراق بهتر آنست که به سوی آينده بنگرند. اينديپندنت در سرمقاله اش بزرگواری و بخشش روزنامه تايمز را نشان نداده و می نويسد در دراز مدت تونی بلر بهای گزاف آغاز جنگی بر اساس ادعاهای پوچ را خواهد پرداخت. اينديپندنت دو مقاله وارده مهم در باره گزارش ديروز دارد. رابين کوک، عضوی از دولت تونی بلر که در اعتراض به جنگ استعفا کرد در مقاله اش ماجرای عراق را بزرگترين شکست دستگاه های اطلاعاتی بريتانيا توصيف کرده و می افزايد آنوقت لرد باتلر می گويد هيچکس مقصر نيست. رابين کوک که در يکسال و چهار ماه گذشته مقالات متعددی عليه حمله به عراق نوشته، امروز تمام اشتباهات را با اتکا به گزارش لرد باتلر به صورتی قوی تر بيان کرده و بعد در انتقاد از نويسنده اصلی اين گزارش می نويسد افسوس که آنتونی ايدن، نخست وزير سال های دهه 50 بريتانيا لرد باتلر را در خدمت نداشت تا او را از مسئوليت حمله فاجعه بار به کانال سوئز و مصر مبرا بشناسد. رابين کوک در پايان مقاله اش می نويسد نتيجه گيری لرد باتلر شايد به مزاق مردم اين کشور خوش بيايد اما برای باقی دنيا بی معنا وابلهانه بنظر خواهد رسيد. روزنامه گاردين با عنوان درس هايی که نخست وزير بايد بياموزد، پس از مروری به يک رشته درس های دولت که اکنون بی اساس يا بی اعتبار شناخته شده، می نويسد لرد باتلر شيوه ای از حکومت کردن را عيان ساخته است که نه پاسخگو است و نه پشيمان. گاردين اين شيوه را خطرناک توصيف کرده و می نويسد کاش اين سماجت ظاهری باشد و پشت پرده، دولت اهميت پيام و هشدار لرد باتلر را درک کرده باشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||