|
'مهاجرت: جبر تاريخ' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امروزه بيشتر از هر زمان ديگر مردم به اميد دست يافتن به زندگی بهتر دست به سفرهای طولانی و خطرناک می زنند و از مرزها می گذرند. جورج آلاگايا يکی از مجريان با سابقه برنامه های خبری بی بی سی نگاهی دارد به مهاجرت در دنيای نوين:
من در قاره آسيا(سری لانکا) به دنيا آمدم. به قاره آفريقا (غنا) مهاجرت کردم و در قاره اروپا(بريتانيا) اقامت گزيدم. اينها پله های ارتقای يک خانواده مهاجر در جهت يک زندگی بهتر بود. انگيزه ما برای مهاجرت از زادگاهمان در چهل سال پيش، تفاوت چندانی با دلايل مهاجرتهای امروز نداشت. اما واقعيت اين است که ما در آن زمان برای اين مهاجرت راهی قانونی برگزيديم در حاليکه امروز برخی از مردم راه های پر مخاطره ای را که اغلب غير قانونی هستند و هزينه سنگينی در پی دارند، انتخاب می کنند. اما برخی ديگر نيز هستند که در واقع در کشور خود تحت آزار و اذيت نيستند بلکه به دلايل اقتصادی به کشوری ديگر پناه می برند. اما در هر حال انگيزه آنها با انگيزه ما مساوی است؛ آرزو برای بهبود شرايط سختی که در تقديرشان رقم خورده است. اين واقعيت که مهاجران امروزی جان خود را به خطر می اندازند، يک حقيقت بنيادی را درباره مهاجرت تائيد می کند؛ کوشش مردم برای جدا شدن از کشورهای فقير و توسعه نيافته و حرکت به سوی کشورهای ثروتمند با ثبات، درست همانند جريان آب از بلندی به سراشيبی، امری اجتناب ناپذير است. هر کودکی که در کنار ساحل ماسه بازی کرده باشد می داند که تلاش برای از جريان انداختن امواج چه بيهوده خواهد بود. اگر حرکت آب معلول طبيعت است، مهاجرت نيز معلول تاريخ است. مسئله اکنون متوقف کردن مهاجرت نيست، بلکه کنترل آن است. گام اول، درک مهاجرت به معنای واقعی آن است نه عنوانهای برخی مطالب تعصب آميز رسانه ای. از نظر تاريخی نتيجه کلی مهاجرت مثبت بوده است.
اگر مهاجرتهای دسته دسته ايرلندی ها به آمريکا در دهه های آخر قرن نوزدهم نبود، اکنون اين کشور چه وضعيتی داشت؟ و يا وضعيت استراليای مدرن و امروزی چگونه بود اگر تنها مهاجران بريتانيائی را می پذيرفت؟ فقط افراد متعصب در استراليا همچنان باور دارند که مهاجران ايتاليائی، چينی، ويتنامی، صرب و يا چند مليت ديگر هيچگونه مشارکت اجتماعی در اين کشور نداشته اند. سرزمين آرزوها فکر می کنيد وضعيت بريتانيا بدون نيروی کار و مهارت های حرفه ای مهاجران هندی اکنون چگونه می بود؟ حدود ده هزار نفر از اين مهاجران در مراکز بهداشت و درمان دولتی بريتانيا کار می کنند. نظام خدمات بهداشتی و دولتی بريتانيا هنوز کاملا به نيروی کار استخدامی از خارج وابسته است. طبق آمار وزارت کشور بريتانيا، در سال گذشته بيش از 44 هزار نفر برای کار در مراکز بهداشت و درمان به اين کشور مهاجرت کرده اند. مهاجران 8 درصد از جمعيت بريتانيا را تشکيل می دهند ولی در بيش از 10 درصد از توليد ناخالص داخلی مشارکت دارند. در بريتانيا در اواخر شب زمانيکه تمام فروشگاهها بسته اند فروشگاههای محلی هندی تا دير وقت کار می کنند و مردم می توانند مواد خوراکی ضروری خود را از آنها تامين کنند. زمانی که من با کسانی که ديدگاهی غير از اين نسبت به قضيه مهاجرت دارند درباره اين مسئله بحث می کنم، هميشه پس از اينکه می فهمند من خود يک مهاجر هستم، لحظات مضحکی پيش می آيد. و بهترين راهی که می توانند تعصب خود را پنهان کنند اين است که می گويند:" اما تو با بقيه آنها فرق می کنی." و جواب من نيز هميشه يکسان است: برای يک کودک کم روی اهل کوزوو که امروز در مدرسه ای در بريتانيا نام نويسی می کند هم به همين اندازه شانس وجود خواهد داشت که روزی مجری اخبار بی بی سی شود. من در اين موقعيت هستم زيرا توانستم از مزيتهايی که کشوری به نام بريتانيا، که کشوری است آزاد و اميد بخش، پيش رويم گذاشت به بهترين شکل استفاده کنم. محروم کردن نسل جديد مهاجران از اين فرصتها بی عدالتی نسبت به آنهاست. اما مهمتر از آن، نشانه زير سئوال بردن جايگاه مردم بريتانيا در قرن جديد است که قرن جهانی شدن خوانده شده است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||