|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شهادت همسر دکتر کلی
همسر دکتر ديويد کلی، کارشناس تسليحاتی دولت بريتانيا در جلسه تحقيقات هاتن، که پيرامون مرگ وی انجام می شود گفته است که همسر او پس از موافقت وزارت دفاع با افشای نام او به عنوان منبع گزارش جنجال برانگيز بی بی سی، احساس کرد به او خيانت شده است. گزارش بی بی سی به سند دولت برای توجيه جنگ با عراق مربوط می شد. جانيس کلی در جلسه تحقيقات اظهار داشت که همسرش به او گفته بود مقامات دولت پس از آنکه وی به ديدار با خبرنگار بی بی سی اذعان کرد، به او اطمينان دادند که هويت او را فاش نخواهند کرد. در پی يک هفته تحقيقات که در جريان آن لرد هاتن (رئيس تحقيقات) به شهادت چهره های ارشد دولت از جمله وزير دفاع، رئيس بی بی سی و حتی نخست وزير گوش سپرد، اکنون برخی از نزديک ترين افراد به دکتر کلی، يعنی خانواده و همسايگانش، برای ادای شهادت فراخوانده شده اند. در جريان جلسه تحقيقات در روز دوشنبه اول سپتامبر، خانم جانيس کلی، نخستين شاهدی بود که فراخوانده شد و پس از وی خواهر و دختر آقای کلی، راشل، شهادت دادند. خانم کلی تصميم گرفت برای ارائه شهادت به لندن بيايد درحالی که می توانست اين کار را از طريق تماس ويديويی از خانه اش انجام دهد. با اين حال او از اتاق ديگری در ساختمان دادگاه سخن می گفت تا از دردسر حضور در يک دادگاه عمومی معاف شود. تصويری که اين سه زن از دکتر کلی ارائه دادند، منعکس کننده انسانی بسيار جدی و سخت کوش بود که به تخصص و سمت خود به عنوان يکی از کارشناسان پيشگام بريتانيا در زمينه سلاح های ميکربی به خود می باليد. به گفته اين شاهدان، او همچنين مردی آرام و خوددار بود که تمايلی به گفتگو درباره مشکلاتش نداشت، آن هم در مقطعی که دولت سرگرم انجام تحقيقاتی تمام عيار برای يافتن هويت کارمندی بود که درباره سند مربوط به سلاح های کشتار جمعی عراق با گزارشگر بی بی سی سخن گفته بود. شايد تنها همسر دکتر کلی متوجه شده بود که حادثه ناگواری روی داده است. خانم جنيس کلی گفت: "او به شدت و بيش از پيش در خود فرورفته بود، حرف زدن با او مشکل تر شده بود. او عصبی تر و گوشه گيرتر شده بود." "اين وضع به خصوص در پايان ماه ژوئن چشمگير بود اما ما پيش از آن هم نگرانش بوديم. به نظر می رسيد به هنگام رفت و آمد (به محل کار) کمی تحت فشار باشد. خسته بود و با توجه سنش، تا حدی پيرتر به نظر می رسيد." وی گفت دکتر کلی تا زمان پخش يک گزارش تلويزيونی که در آن گفته می شد يک کارمند دولت خود را به عنوان منبع گزارش بی بی سی معرفی کرده است، در اين باره چيزی به او نگفته بود. آن زمان بود که دکتر کلی به همسرش گفت آن مقام "من هستم." به فاصله کوتاهی پس از پخش اين خبر، خبرنگاری که دکتر کلی به خوبی می شناخت پشت در منزل آنها ظاهر شد و به آنها گفت که قرار است آن شب از دکتر کلی نام برده شود و مطبوعات به زودی خبر آن را منتشر خواهند کرد. به گفته خانم کلی، آنها دسته جمعی با خانواده منزل را ترک کردند و در کلبه ای در کورنوال اقامت گزيدند. خانم کلی گفت شوهرش از قبل، از بيانيه مطبوعاتی خبر نداشت و به او گفته شده بود نام او فاش نخواهد شد. وی گفت: "شوهرم چندين بار، وقت نوشيدن قهوه، سر ناهار يا چای بعد از ظهر گفت به شدت احساس می کند به او خيانت شده و مايوس شده بود." همسر دکتر کلی افزود: "به او اطمينان داده شده بود نامش فاش نمی شود و برای همين به شدت از اين مساله ناراحت بود." وقتی دکتر کلی مشاهده کرد روزنامه ها درباره اش چه نوشته اند حتی بيش از اين سرخورده شد. اکنون روشن شده است که يکی از راهبردهای دولت برای بی اعتبار کردن گزارش های خبرنگاران بی بی سی اين بود که اعلام کند منبع اطلاعاتی اين گزارش ها آنطور که اندرو گيليگان، خبرنگار بی بی سی، می گويد يکی از مقامات ارشد مسوول تهيه گزارش تسليحات عراق نيست. در جريان اين تلاش ها، چندين بار به کم اهميت بودن سمت و رتبه منبع گزارش بی بی سی اشاره شده بود. خانم کلی گفت شوهرش احساس می کرد تحقير شده است. حتی دکتر کلی که معمولا شخص خودداری بود به همکاران خود اذعان کرده بود که حاضر شدن در برابر دو کميته پارلمانی، که يکی از آنها علنی بود، برايش خسته کننده و پرتنش بوده است.
احتمالا تنها همسر آقای کلی می دانست که اين جلسات تا چه حد وی را تحت فشار قرار داده است. دکتر کلی يک روز پس از آن که برای دومين بار در برابر کميته پارلمانی حاضر شد، در منزلشان در آکسفوردشاير با هم ناهار خوردند. از خانم کلی خواسته شد حال او را در آن مقطع توصيف کند. وی گفت: "اوه، با خودم فکر کردم دل اين آدم شکسته است. او واقعا خيلی خيلی... در خودش فرورفته بود. طوری بود که انگار آب رفته است، اما آن موقع من اصلا حدس نمی زدم بعد از آن ممکن است چه کار کند. به هيچ وجه بويی نبرده بودم که چه کار ممکن است بکند." قاضی تحقيق: "آيا سر ناهار با هم صحبت کرديد؟" خانم کلی: "نه، نه، او حتی قادر نبود دو جمله سر هم کند...." آقای کلی پس از ناهار از خانه خارج شد و گفت برای پياده روی می رود. او هرگز به خانه بازنگشت. به نظر نمی رسد خانم کلی يا ساير اعضای خانواده او در مورد احتمال خودکشی دکتر کلی ترديدی داشته باشد. خانم کلی به جلسه تحقيقات گفت به نظر می رسيد اشيايی که کنار جسد همسرش کشف شده بود از خانه آنها آمده باشد که از آن جمله قرص های مسکنی بود که خانم کلی برای درد آرتروز مصرف می کرد و يک قلم تراش که او از دوران کودکی نگاه داشته بود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||