BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:38 گرينويچ - جمعه 28 نوامبر 2003
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
فرانک
.

*اين برنامه ها به وسيله بی بی سی و برای بی بی سی تهيه شده و راديو و سايت بخش فارسی بی بی سی تنها رسانه مجاز به استفاده از آنهاست. استفاده از اين برنامه ها توسط رسانه های ديگر به هر شکلی بدون اجازه بی بی سی می باشد*

فرانک 25 ساله از نامزدش، يک معتاد تزريقی، به بيماری ايدز مبتلا شد.

فرانک می گويد: "اسم من فرانک هست. 25 سال دارم. سه ساله که به اين بيماری مبتلا هستم. از طريق نامزدی که قبلا داشتم بيمار شدم. فهميده بودم که اعتياد دارد اما به اين بيماری شک نکرده بودم. تا اين که در آخر روابطمان جواب آزمايشمان نشان داد که هر دو به اچ آی وی مبتلا شديم. در لحظه ای که فهميدم بيمارم اصلا برايم مهم نبود. نمی دانم چرا ولی ناراحت نشدم. فقط خنديدم. شايد خنده ام عصبی بوده. اما بعدا اضطرابم شديد شد. تا پارسال هم به خانواده ام نگفته بودم. اما مامانم شک کرد وگفت من بايد با تو بيام دکتر. اون موقع بود که مجبور شدم به خانواده بگم. اونهام پذيرفتن. خوب مامانم اون لحظه مثل هر کس ديگر ناراحت شد و گريه کرد اما اين که فکر کنيد من را طرد کنند اصلا. رفتارشون اينطوری نبوده."

فرانک با رضا آشنا می شود: "تا بالاخره من با رضا آشنا شدم و بعد از دو ماهی علاقه ای ايجاد شد. اينجا بود که من به مشکل برخوردم که چه جوری اين موضوع را عنوان کنم. خلاصه گفتم اگر من يک بيماری داشته باشم تو بازهم می خواهی با من باشی؟ رضا گفت مثلا چه بيماری؟ گفتم مثلا سرطان. گفت نه سرطان نداری مشکل تو چيه؟ گفتم من اچ آی وی مثبت هستم؛ ايدز دارم."

او واکنش رضا را چنين توضيح می دهد: "برای رضا اولش خيلی سخت بود. خوب پذيرفتن اين موضوع هم سخته. چون به قيافه من هم که نمیاد. ولی بعدش پذيرفت. بيشتر از دوساله که با هم زندگی خوبی داريم. بيشتر اوقاتم را با او می گذرونم. البته ازدواج نکردم اما در شرف ازدواج هستم."

فرانک تحصيلات خود را در دانشگاه به پايان برده است.

او می گويد: "تا مقطع ليسانس تحصيل کردم اما جايی کار نکرده ام چون می خواستم با کمک اقوام در اداره دولتی کار بگيرم اما به خاطر بيماريم و آزمايش های کاملی که بايد انجام بشه. من هميشه وحشت داشتم و پا پيش نگذاشتم."

فرانک از مطرح کردن بيماری خود با دوستانش وحشت دارد.

او می گويد: "درباره وضعيتم به دوستهايم نگفتم. ديگر استخر هم نمی روم. چون هر وقت با دوستهام حرف استخر می شود آنها می گويند که می ترسيم يک نفر ايدزی بياد استخر ما هم بگيرم. من بهشون می خوام بگم بابا کسی که از آب استخر ايدز نمی گيرد. حتی دکتر من می گويد مبدا شنا را ترک کنی. آنقدر توی آب کلر می ريزند که ترشح زنانه توی آب استخر خطرناک نيست. برو اصلا هم نگران نباش."

فرانک از برخورد نامناسب خدمات درمانی در ايران می گويد: "عمل جراحی داشتم. رفتم بيمارستان امام خمينی که اونجا دکترها من را خيلی اذيت کردند. حدود يازده ساعت من را منتظر نگه داشتند. دکتر متخصص زنان هم که من را معاينه کرد حاضر نشد عملم کنه. تا اين که دو تا خانم من را پذيرفتند. من خونريزی داخلی داشتم و دکتر زنان می گفت که احتياج به عمل نداره بايد بره. چرا؟ چون گفته بودم اچ آی وی مثبت هستم."

او ادامه می دهد: "می خواستم بروم دندانپزشکی اما نرفتم. البته دندان درد نداشتم. اما نمی دانستم بروم يا نه. اگر بگم اچ آی وی دارم برخورد دندانپزشک چه خواهد بود؟ البته نامه ای از مرکز بهداشت گرفتم برای دندان پزشکی در دانشگاه تهران، اما مرکز بهداشت گفت توی نامه نمی نويسيم اچ آی وی مثبت هستی؛ می نويسيم بيمار هپاتيت هستی. درحالی که هپاتيت امکان سرايتش خيلی بيشتر از اچ آی وی است. آنها به من گفتند ما خودمون به صورت ناشناس رفتيم و ديديم برخورد با بيماران ايدزی چه طور هست. دکترها دست و پايشان را گم می کنند. "

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران