|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
زهرا
*اين برنامه ها به وسيله بی بی سی و برای بی بی سی تهيه شده و راديو و سايت بخش فارسی بی بی سی تنها رسانه مجاز به استفاده از آنهاست. استفاده از اين برنامه ها توسط رسانه های ديگر به هر شکلی بدون اجازه بی بی سی می باشد* احمد بيست و چند ساله يک بيمار هموفيلی است. زهرا مادر او، که با کارگری در منازل امرار معاش می کند، می گويد احمد از يکسالگی خون دريافت می کرده اما تا چهار سال پيش به آنها گفته نشده بود که به ويروس اچ آی وی آلوده شده است. زهرا کلافه از تاخيرهای مکرری که برای مطلع شدن از جواب آزمايش احمد با آن مواجه بوده يکبار با خرد کردن شيشه های آزمايشگاه، مسئولان را وادار به پاسخگويی می کند. مددکار اجتماعی او با مشاهده دست تنگی طاقت فرسای اين خانواده و مشکلات روانی که احمد به دليل ابتلا به اچ آی وی تحمل می کند، به زهرا می گويد با نوشتن نامه ای به مجلس شورای اسلامی تقاضای کمک کند. اما احمد و خانواده او از مجلس کمکی دريافت نمی کنند. زهرا می گويد: "(مسئولان انتقال خون) بچه من را اين طوری آلوده کردند و هر کجا می رويم برای کمک، به دادمان نمی رسند. الان بچه من اچ آی وی داره، هموفيل هم هست. هميشه بيماره، هميشه دارو می خوره، هميشه افسرده است. هميشه نااميد است. چرا (بيماران هموفيلی) آلوده بشن. گناه بچه من چيه؟ بچه من را کرده اند موش آزمايشگاهی. روزی هفده تا قرص می خورد. من برای برای پيدا کردن اين 17 قرص به هشت اداره مختلف می روم. من از درد اين بچه می سوزم. چند بار خواسته ام خودکشی کنم. چون می ترسم مردم فکر کنند من رفيق داشته ام (که باعث شده احمد) وارد کارهايی بشود و آبروی اين بچه برود. بچه من تصادف کرد بيمارستان قبولش نکردند، گوشش چرک کرد به من می گويند تزريق کردن به آنها بيمارستان را آلوده می کند. من قبلا خودم سرسوزنهايی را که برای پسرم استفاده می کرديم می سوزاندم، ولی از آن روزی که مسئول تزريقات بيمارستان گفت که بيمارهای آلوده به اچ آی وی (کسانی هستند که) رفتند (کشورهای) خارج و از اون راه (هم جنس گرايی) کثافت کاری کردند و اين بيماری را با خود آورده اند، من ديگر سوزنها را نمی سوزانم. وجدانم را گذاشتم زير پام. گفتم بگذار چهار نفر ديگر هم آلوده بشوند و به روزگار من گرفتار بشوند تا بفهمند که من اين بيست سال چه کشيده ام." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||