|
پری: "تنهايی هايم را دوست دارم" | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
من پری هستم. شانزده ساله و ساکن ليسن سوئيس. از افغانستان می آيم ولی انسان ها را برای انسان بودنشان ارج ميگذارم نه برای از کجا بودنشان. اين يکی از لباس هايم است که بيشتر ميپسندمش. رنگ آبی را بيشتر از هر رنگ ديگری دوست دارم.
اين من هستم. در لباس های مکتبم. اين لباس ها را دوست دارم. عکس ميگيرم و از عکس گرفتن لذت ميبرم. اکثرا از خود يا طبيعت عکس ميگيرم برای اينکه گاهی نزديکی با آدم هايی ديگر برايم سخت ميشود.
اينجا اطاقم جاييست که وقتی برف ميبارد از پس پنجره اش نگاه ميکنم و برای اينکه سرما رانبينم پرده اش را ميکشم. و لباس بهاری ميپوشم. موسيقی را ميپرستم. بيشتر اوقات موسيقی برای گريه ها و خنده ها شادی ها و غم هايم هستند. تنهايی هايم را دوست دارم. فرصت پيدا ميکنم با خود حرف بزنم و حساب و کتاب کنم.
اين خانواده ام است. البته نه خانواده واقعی، خانواده ام در مکتب.
. اين آدم ها همسفرانم هستند. در يکی از سفر های مکتب.
اين من هستم. با هم اطاقم و يک همسفر. گاهی هم ميخندم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||