|
'آينده را روشن و در دستهای خودم میبينم' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
من سارا هستم. نزدیک هجده سالمه. در خونه خودم، شهر خودم و کشور خودم ایران زندگی می کنم. من در رشته معماری در هنرستان درس خوندم و می خوام هم در همین رشته وارد دانشگاه بشم.
علاوه بر اینها نقاشی می کنم و از این راه کسب در آمد هم می کنم چون معلم نقاشی کودکان در یک آموزشگاه هنری هستم. بازی کامپیوتری هم یکی از بزرگترین علاقه های منه. دوستانم رو خیلی دوست دارم و بودن در اجتماع رو.
از نظر دیگران یک دختر خیلی شادم که فقط می خندم و فقط حرف می زنم. تیپ خاصی نمی زنم. هر چی بهم بیاد می پوشم. اصلا هم اهل مد نیستم اما هر چیزی رو که احساس کنم قشنگه و به من می یاد امتحان می کنم.
سرگرمی های من نقاشی هام، رفتن به تفریح با برادرم، تئاتر و هنرهای تجسمی، بسکتبال، شنيدن موسیقی از نوع غربی و ایرانی و هندی و ترکی و هر چی که خوشم بیاد، بودن در کنار دوستانم و خیلی چیزهای دیگه به استثنای چت کردن. چون اصلا پول زیادی ندارم که صرف خرید کارت اینترنت و حرف زدن در دنیای مجازی کنم.
عاشق اتاقم هستم. خودم رنگش کردم. آبی چون رنگ آرامشه. با خط های زرد که نشانه نور خورشید هستن که به اتاقم نفوذ داره. درتمام اتاقم اثری از خورشید هست. با چیزهای ساده مثل نقاشی هام، برگ ها، شیشه های خالی، عروسک ها، گل های کوهی و یا حتی تکه چوبها اتاقم رو تزئین می کنم. اینجا دنیای منه که کس دیگری حاکم بر اون نیست.
قبلا اینکه منو با برادرم مقایسه می کردن و می خواستن همه نمره هام نوزده و بیست باشه اذیتم می کرد. حالا این اذیتم می کنه که کسی استعدادم رو کشف نکنه و براش ارزش و اهمیت قائل نشه. با پدر و مادر رابطه ام خیلی خوبه ولی به برادرم خیلی نزدیکم. از همه چیز با برادرم صحبت می کنم و به دیگران هم توصیه می کنم اگر برادر خوبی دارند حرفاشون رو بهش بزنند اما اگه برادر خوبی نیست اینکار رو نکنند.
زبان انگلیسی می دونم و دوست دارم اسپانیایی، فرانسه و ایتالیایی هم یاد بگیرم. چیز خاصی اذیتم نمی کنه. چون مشکلات بچه های هم سن من مشکلات بزرگی نیست. آینده رو روشن و در دستهای خودم می بینم. در ضمن اگر چیزی هم اذیتم کنه توی یک دقیقه نمی شه ازش حرف زد.
علاقمند ادامه تحصیل در رشته طراحی داخلی منازل هستم اما این رشته در ایران چندان کاربردی نداره چون هیچ کس برای دکوراسیون داخلی اش از یک متخصص استفاده نمی کنه. بنابراین قصد دارم در آینده در خارج از کشور زندگی کنم.
در ضمن دختر پسر ندیده ای هم نیستم. فکر می کنم خب پسرها هم آدم هستن طفلی ها و باید مثل آدم با هم برخورد کنیم. اما به این اعتقاد دارم که باید تحت نظر خانواده و یا با اطلاع اونها با پسرها دوست بود و گرنه به قول بزرگترها یه وقت خدایی نکرده...... به انحراف کشیده می شیم.
در ضمن تا بیست و پنج سالگی قصد ازدواج ندارم.چون عقیده دارم دختر باید دستش توی جیب خودش بره و بعد تشکیل خانواده بده که آدم مستقلی باشه. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||