فردی مرکوری؛ خوانندهای که از زنگبار آمد

نمایش یک فیلم تازه در مورد گروه موسیقی راککوئین، یک بار دیگر توجهها را به فردی مرکوری، خواننده اصلی این گروه جلب کرده.
اجراهای پر شور این خواننده، لباسهای عجیب و غریب و ترانههای بهیادماندنیاش، سیالیت جنسی او و مرگش به دلیل ابتلا به بیماری ایدز در سن ۴۵ سالگی، با خاطرههای به جا مانده از موسیقی راک بریتانیا در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی گره خورده است.
موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و در فیلم بوهمین راپسودی هم به شکلی جزئی به آن اشاره شده اما این است که فردی مرکوری در مجمعالجزایر زنگبار تانزانیا و در خانوادهای با ریشههای هندی و ایرانی به دنیا آمده است.
این مطلب نگاهی دارد به پنچ واقعیت در مورد رابطه فردی مرکوری و زنگبار، منطقهای نیمه خودمختار در اقیانوس هند با جامعهای مسلمان و محافظهکار:
نام اصلی او فرخ بلسارا بود
مرکوری روز پنجم سپتامبر ۱۹۴۶ در بیمارستان دولتی زنگبار به دنیا آمد. پدر و مادر او، بومی و جر بلسارا پارسی و پایبند به آیین زرتشتی بودند اما در هند زندگی میکردند.

منبع تصویر، Getty Images
نام فامیل فردی از محل تولد پدرش ریشه گرفته، شهر بلسار در گجرات هند. بومی بلسارا به زنگبار مهاجرت کرد و به عنوان صندوقدار در دادگاه عالی مشغول به کار شد. او برای دولت بریتانیا کار میکرد.
پدر فردی در هند با جر ازدواج کرد و او را با خود به زنگبار برد. فرخ اولین فرزند آنها بود و ۶ سال بعد هم دخترشان، کاریشما به دنیا آمد.
زنگبار و فردی مرکوری
مرکوری زیاد در مورد دوران کودکی خود در زنگبار حرف نمیزد، این اما باعث نشده از او در زنگبار به عنوان منبعی پردرآمد برای گردشگری استفاده نشود.
طرفداران او حالا میتوانند از جایی که خواننده محبوبشان در آن بزرگ شده، دیدن کنند؛ از خانه او، محل عبادت خانوادهاش و همینطور دادگاهی که پدرش در آن کار میکرده. در این شهر رستوران و فروشگاه اجناس کادویی به اسم فردی مرکوری هم وجود دارد.

منبع تصویر، ALAMY STOCK PHOTO

منبع تصویر، ALAMY STOCK PHOTO
اما مهمترین مسئلهای که اهالی زنگبار با آن مشکل دارند، همجنسگرا بودن مرکوری است. اسلام دین غالب در این مجمعالجزایر است و رابطه جنسی میان دو همجنس از سال ۲۰۰۴ در آن غیرقانونی اعلام شده.
سال ۲۰۰۶ این شایعه که یک عده توریست همجنسگرا قصد دارند برای بزرگداشت ۶۰ سالگی مرکوری به زنگبار سفر کنند، با واکنش خشمگینانه گروهی از مسلمانان روبرو شد.
ابوبکر فامائو، خبرنگار بیبیسی در تانزانیا میگوید جامعه محافظهکار مسلمان این منطقه با برخی از جنبههای زندگی این خواننده مشکل دارد اما باز هم به نوعی به او افتخار میکند: " آنها به او میبالند، به این که یکی از اهالی این جزیره توانسته در صنعت موسیقی تا سطح جهانی پیش برود."
فردی دایه داشت
لزلی-آن جونز در کتاب زندگینامه این خواننده به نام "راپسودی بوهمی" از یکی از خویشاوندان نزدیک او به نام پرویز دارونخانوالا نقل کرده که چون بومی برای دولت کار میکرده، خانوادهاش زندگی نسبتا مرفهی داشتهاند.

منبع تصویر، Getty Images
آنها در آپارتمانی دنج و راحت با منظرهای رو به دریا در شهر سنگی که مرکز تاریخی زنگبار به حساب میآید، زندگی میکردند. منطقهای با کوچههای باریک تو در تو، پر از مغازه و خانه و بازار و مسجد. خانواده مرکوری در خانهشان هم خدمتکار داشتند و هم پرستار بچه.
فردی خیلی زود با موسیقی آشنا شد

فردی سالهای اولیه تحصیلاتش را در مدرسهای مذهبی گذراند. معلمان این مدرسه راهبههای وابسته به کلیسای آنگلیکان بودند. اما وقتی ۸ ساله شد، پدر و مادرش تصمیم گرفتند او را به مدرسهای در هند بفرستند.
فردی در مدرسه کلیسای انگلیسی سنت پیتر واقع در پانچگانی درس خواند. پانچگانی تفرجگاهی کوهستانی که در گذشته متعلق به بریتانیا بود و در جنوب غربی مومبای قرار داشت.
مدرسه سنت پیتر به کلیسا تعلق داشت اما درهایش به روی دانشآموزان از ادیان و اعتقادات مختلف باز بود. مرکوری هم به عنوان یک زرتشتی معتقد در این مدرسه تحصیل کرد.
فردی اوقات فراغتش را در کنار خاله و پدربزرگ و مادربزرگ خود در مومبای میگذراند و همان موقع بود که عشقش به موسیقی شکل گرفت. او حتی به همراه چند نفر از دوستانش، اولین گروه موسیقی خود به نام " هکتیکس" (The Hectics) را هم به راه انداخت.
خانواده فردی از انقلاب فرار کردند
فردی در ۱۹۶۳، سال اعلام استقلال زنگبار از بریتانیا به خانه برگشت. لزلی- آن جونز در کتاب بیوگرافی او نوشته که سالهای آخر تحصیلاتش را در مدرسه کاتولیک سنت جوزف گذراند.
یکی از دوستان آن دوره فردی به جونز گفته که آنها بعد از مدرسه برای شنا به دریا میرفتند یا در ساحل دوچرخه سواری میکردند. بونزو فرناندس، مرکوری را این طور به یاد میآورد: " او همیشه شیک و خوشلباس بود."
دوران خوشی اما زیاد طول نکشید. سال ۱۹۶۴ انقلاب زنگبار به وقوع پیوست که در جریان آن حاکمان عرب این منطقه سرنگون و نزدیک به ۱۷ هزار نفر کشته شدند.
در پی این انقلاب و برقراری نظام جمهوری، رؤسای جمهور زنگبار و تانگانیکا پیمان اتحاد امضا کردند و جمهوری متحد تانزانیا شکل گرفت؛ هر چند زنگبار همچنان یک منطقه نیمه خودمختار باقی ماند.
در جریان این انقلاب عده زیادی از ساکنین زنگبار از جمله خانواده بلسارا از این مجمعالجزایر فرار کردند.











