|
سالروز پذیرش قطعنامه 598: تکرار تجربه؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بیستمین سالروز پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی جمهوری اسلامی برای بسیاری از ایرانیان متفاوت از سالروزهای قبلی است. علت این تفاوت، در واقع شباهتی است که تحولات امروز ایران به روزهای منجر به پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از طرف آیت الله روح الله خمینی بنیانگذار نظام اسلامی پیدا کرده است. برخی از ایرانیان بر این تصورند که جمهوری اسلامی در حال تکرار تجربه پذیرش قطعنامه 598 در ارتباط با برنامه هسته ای خود است و از همین رو، بیستمین سالروز پذیرش قطعنامه برای آنان مفهوم تازه ای پیدا کرده است. قطعنامه 598 در سال 1366 به منظور پایان دادن به جنگ خونین عراق و ایران به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. عراق که در زمان صدور قطعنامه بخشی از خاک آن در اشغال نیروهای ایرانی بود، قطعنامه را پذیرفت، اما ایران که در مجموع دست بالا را در جنگ داشت، از پذیرش آن خودداری کرد، گو اینکه به صراحت هم آن را رد نکرد. تا پیش از صدور قطعنامه 598، آمریکا و متحدانش چندان علاقه ای به پایان یافتن جنگ بین ایران و عراق از خود نشان نمی دادند چرا که به زعم آنان دو دولت «یاغی» مشغول مستهلک کردن امکانات یکدیگر در جنگی بودند که به تصور آنها نباید طرف برنده یا بازنده ای می داشت. تغییر شرایط ادامه بیش از اندازه جنگ و تاثیر تدریجی آن بر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و صدور جریان نفت، سبب شد که پس از گذشت هفت سال از آغاز جنگ، شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه ای خواستار پایان جنگ شود. مقاومت ایران در برابر پذیرش بی چون و چرای قطعنامه و تاکید آیت الله خمینی بر اینکه «صلح با صدام دفن اسلام است» و نیز اصرار وی بر ادامه جنگ «تا رفع فتنه از عالم»، از یک طرف ادامه جنگ را به موضوعی حیثیتی برای جمهوری اسلامی تبدیل کرد و از طرف دیگر قدرت های جهانی را در کنار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق قرار داد. در واقع، قدرت های جهانی برای اینکه ایران را به پذیرش قطعنامه 598 وادار سازند، راه ارسال کمک های مالی و تسلیحاتی به سوی عراق را هموار کردند و در عین حال، بر روی استفاده گسترده ارتش عراق از سلاح های ممنوعه شیمیایی علیه نیروهای ایرانی و کردهای عراقی متحد ایران چشم بستند. استفاده گسترده عراق از تسلیحات شیمیایی،«امواج انسانی» نیروهای ایرانی را خنثی کرد و در مدت یک سال سرنوشت جنگ را به طور محسوسی تغییر داد. نیروهای عراقی در مدت زمان اندکی نه فقط جزیره فاو و برخی از نقاط مرزی خود را از نیروهای ایرانی پس گرفتند، بلکه در مواردی وارد خاک ایران هم شدند. با وجود عقب نشینی نیروهای ایرانی از مواضع خود در خاک عراق، اظهارات رسمی و علنی مقام های جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه جنگ به هر قیمتی استوار بود، اما در پشت این اظهارنظرهای رسمی، روند وقایع سیر کاملا متفاوتی را می پیمود. جام زهر ایرانی ها به طور کامل از آنچه در پشت پرده جریان داشت، بی اطلاع بودند، از همین رو هنگامی که در بخش اخبار ساعت 14 روز 27 تیر ماه سال 1367 بیانیه آیت الله خمینی مبنی بر پذیرش بی قید و شرط قطعنامه 598 قرائت شد، عموم ایرانی ها غافلگیر شدند. آیت الله خمینی در بیانیه خود با توصیف پذیرش قطعنامه به «نوشیدن جام زهر» از طرف خود، وعده داده بود که بعدها اطلاعات بیشتری در باره شرایط پذیرش قطعنامه در اختیار افکار عمومی قرار دهد. بیش از ده سال پس از فوت آیت الله خمینی فاش شد که از طرف مقام های ارشد سیاسی و نظامی ایران نامه ای به آیت الله خمینی ارسال شده بود که ادامه جنگ را به تامین دهها میلیارد دلار تجهیزات جنگی بر نیروهای ایرانی مشروط می کرد، چیزی که با نفت ارزان قیمت آن سال ها، کاملا غیر ممکن می نمود. در مورد اینکه چه کسانی مسببان اصلی نگارش این نامه بوده اند، هنوز بین طرف های درگیر در این اقدام اختلاف نظر وجود دارد، اما کاملا روشن است که اکبر هاشمی رفسنجانی که از سوی آیت الله خمینی عملا فرماندهی کامل جنگ را به عهده داشت، ادامه جنگ را در آن دوره غیر ممکن و به زیان ایران می دانست. در هر حال، تجربه پذیرش قطعنامه 598 بسیاری از ایرانی ها را متقاعد کرده است که در پشت اظهارات شدیداللحن مقام های ایرانی در باره برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، اراده ای برای کنار آمدن با قدرت های جهانی و جلوگیری از وخامت کامل اوضاع وجود دارد. به عبارت دیگر، بسیاری از ایرانی ها رهبران جمهوری اسلامی را درگیر مذاکراتی محرمانه با قدرت های غربی برای پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم می دانند و نظری جز این را هم نمی پذیرند. آیا چین تصوری با واقعیت تطبیق دارد؟ شباهت و تفاوت مسلما از حیث بحرانی شدن اوضاع داخلی و روابط خارجی ایران بین ادامه جنگ و ادامه غنی سازی شباهت کامل وجود دارد و از این جهت شاید بتوان گفت که مقام های جمهوری اسلامی تلاش می کنند تا مانع بحرانی شدن وضع داخلی و روابط خارجی در برنامه هسته ای شوند، اما از نقطه نظر دایره تاثیرگذاری پذیرش قطعنامه 598 و پذیرش بسته پیشنهادی گروه 1+5 بر سرنوشت جمهوری اسلامی، اختلاف های بنیادینی بین آن دو وجود دارد و از همین جهت، ممکن است تجربه بیست سال قبل امروزه تکرار نشود. در حقیقت قطعنامه 598 که آیت الله خمینی پذیرش آن را نوشیدن کاسه زهر نامید، چیزی به جز پایان جنگ بین ایران و عراق را طلب نمی کرد و از این جهت، شاید زهر نامیدن آن، به روحیات ویژه آیت الله خمینی باز می گشت و نه لزوما محتوا و پیامدهای پذیرش قطعنامه. به عبارت دیگر، یکی از دلایل اعمال فشار آمریکا و بریتانیا بر ایران در روزهای آخر جنگ برای پذیرش قطعنامه 598 هراس آنها از قدرت گرفتن روز افزون صدام حسین در سایه ادامه جنگ با ایران بود. طبق نظر آمریکا و متحدانش، ادامه بیش از اندازه جنگ، به طرزی گریزناپذیر بر قدرت نظامی عراق می افزود و توازن قوا در خاورمیانه را به خطر می انداخت. از این رو، آنها در صدد متقاعد کردن ایران به خاتمه جنگ و نهایتا تضعیف قدرت عراق بودند، چیزی که عملا در جریان حمله عراق به کویت در تابستان سال 1990 و سپس حمله نیروهای متحد بین المللی به عراق رخ داد. این در حالی است که بسته پیشنهادی گروه 1+5 نه فقط تعلیق غنی سازی اورانیوم را خواستار است، بلکه در پی تغییر سیاست های سنتی جمهوری اسلامی در عرصه بین الملل و نهایتا در سیاست داخلی است. به واقع اگر جمهوری اسلامی بسته پیشنهادی شش قدرت جهانی را بپذیرد، در راه استحاله ای بنیادین پا خواهد گذاشت و این نکته ای است که هر چند رهبران جمهوری اسلامی به آن اشاره علنی کمتری دارند، اما ابعاد آن را به خوبی درک می کنند. از این جهت، مقاومت جمهوری اسلامی در برابر بسته پیشنهادی گروه 1+5 ستیز برای حفظ ماهیت ویژه خود است و همین مساله، تصمیم گیری را نسبت به پذیرش قطعنامه 598 بسیار مشکل تر می کند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||