|
کناره گیری فالون؛ تغییر سیاست آمریکا در برابر ایران یا تثبیت آن؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
استعفای دریاسالار ویلیام فالون، رئیس ستاد فرماندهی نیروهای آمریکا در خاورمیانه، شرق آفریقا و آسیای میانه از مقام خود، از سوی بسیاری از رسانههای بین المللی به اختلاف نظر او با جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در مورد چگونگی برخورد با ایران نسبت داده شده است. فروردین ماه گذشته هنگامی که آقای فالون جانشین ژنرال جان ابی زید شد، برخی از تحلیلگران انتصاب یک ژنرال نیروی دریایی آمریکا به این سمت را که نیروهای تحت فرمان آن از شاخ آفریقا تا آسیای مرکزی عمدتا نیروی زمینی هستند، با شگفتی ارزیابی کردند. در آن زمان گفته میشد که به علت حساسیت تنگه هرمز در منازعه بین ایران و آمریکا، پنتاگون به عمد یک دریاسالار را برگزیده است. اکنون با استعفای آقای فالون، تحلیلها جهت متفاوتی پیدا کرده است. مجله آمریکایی اسکوایر هفته پیش از اختلاف نظر آقای فالون با جورج بوش بر سر حمله احتمالی به ایران خبر داده بود. ژنرال فالون اختلاف نظر با جورج بوش در باره ایران را تکذیب کرده اما در عین حال یادآور شده است که انتشار گزارشهای مطبوعاتی در این باره، میتوانسته بر حسن اجرای وظایفش در مقام فرمانده این نیروها تاثیر بگذارد. رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا نیز ضمن ستایش از آقای فالون وجود اختلاف نظر بین وی و رئیس جمهور آمریکا را تکذیب کرده است. آقای گیتس در این باره گفته است که پذیرش استعفای آقای فالون به معنای تغییر سیاست آمریکا در برابر ایران نیست. سیاست آمریکا در برابر ایران دقیقا چیست که آقای گیتس از عدم تغییر آن پس از کناره گیری ژنرال فالون از مقامش سخن گفته است؟ در واقع سیاست آمریکا در برابر ایران طی سالهای اخیر چنان فراز و فرودهایی داشته که درک دقیق آن برای بسیاری از تحلیلگران مشکل شده است. چند ماه پیش هنگامی که دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی شدیداللحن به جمهوری اسلامی هشدار داد که اگر رفتارش را در زمینههای مختلف تغییر ندهد، با پیامدهای آن روبرو خواهد شد، بسیاری از ناظران، اظهارات آقای چنی را نزدیک شدن ایالات متحده آمریکا به تصمیم گیری برای حمله نظامی به ایران تفسیر کردند. اما مدتی پس از آن، انتشار گزارش ۱۶ سازمان اطلاعاتی آمریکا در باره برنامه اتمی ایران که از متوقف شدن طرح ایران برای ساخت سلاح هستهای در سال ۲۰۰۳ خبر میداد، روند رویدادها را به کلی تغییر داد. در حقیقت، انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا به رغم آنکه به استقلال نهادهای امنیتی از دولت و نزاعهای داخلی در کاخ سفید نسبت داده شد، اما برای بسیاری از تحلیلگران جای تردیدی باقی نگذاشت که انتشار این گزارش حمله قریبالوقوع آمریکا علیه ایران را منتفی کرده است.
با این حال، برخی از سیاستمداران آمریکایی از جمله هنری کیسینجر وزیر خارجه دولت ریچارد نیکسون به انتقاد از انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی پرداختند و آن را سبب گمراهی افکار عمومی نسبت به برنامه اتمی ایران دانستند. در این میان، مایک مک کانل رئیس سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در صدد رمزگشایی از گزارش سازمانهای تحت ریاست خود بر آمد و آن را متفاوت از آنچه ناظران امور بینالملل درک میکردند، تفسیر کرد. تفسیر آقای مک کانل از گزارش فوق این بود که برنامه هستهای ایران همچنان تهدید آمیز است و برای مقابله با آن هیچ گزینهای را نباید از نظر دور داشت. این سخنی است که آقای بوش نیز از ابتدای انتشار گزارش، آن را بارها تکرار کرده است. به هر حال، از مجموع گفتههای رهبران آمریکا و عملکرد دولت آقای بوش میتوان چنین درک کرد که کاخ سفید در درجه نخست میکوشد تا با حفظ و تقویت اجماع جهانی به منظور گسترش فشارهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی علیه ایران از یک سو و ارائه مشوقهای اقتصادی و سیاسی به آن، رهبران جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره بکشاند، مذاکرهای که البته دستور کار آن تعلیق عملیات غنی سازی اورانیوم در خاک ایران باشد. سران آمریکا، اغلب اظهار امیدواری میکنند که این روند، ایران را به کنار گذاشتن برنامه هستهای اش متقاعد کند، اما آنها در عین حال تاکید میکنند که در صورت بی نتیجه بودن فشارهای سیاسی و اقتصادی بینالمللی، هر گزینهای را برای برخورد با ایران در نظر خواهند داشت. منظور از در نظر داشتن همه گزینهها در برابر ایران، اشاره آشکار به احتمال به کار گیری زور علیه جمهوری اسلامی است، موضوعی که ظاهرا آقای بوش علاقمند است هر از چندی توسط رهبران سیاسی و فرماندهای نظامی آمریکا تکرار شود. دریا سالار فالون اما فرماندهی بود که به زبانی متفاوت در برابر ایران سخن میگفت. او در مصاحبه شهریور ماه گذشته خود با شبکه الجزیره گفته بود: "کوبیدن دائم بر طبل درگیری نه مفید است و نه سودمند. من انتظار دارم که جنگی در نگیرد و این چیزی است که ما باید برای آن تلاش کنیم. ما باید حد اکثر سعی مان را برای تغییر شرایط به کار گیریم." در حقیقت لحن آقای فالون در برابر پرسشهای شبکه مذکور نسبت به ایران چنان ملایم و متفاوت از دیگر فرماندهان ارتش آمریکا بود که الجزیره تصور کرده بود دریا سالار فالون متعهد شده است تا هنگامی که مقام فرماندهی را بر عهده دارد، اجازه وقوع جنگ را نخواهد داد. بنابراین به نظر میرسد که کنارهگیری آقای فالون از مقامش، صرفا به علت انتشار گزارشهای مطبوعاتی در باره اختلاف نظر وی با آقای بوش در مورد ایران نبود، بلکه به واقع وی علاقمند بوده است که سخنی از رویارویی نظامی آمریکا و ایران گفته نشود. با این همه، سخن آقای گیتس مبنی بر عدم تغییر سیاست امریکا در برابر ایران در پی کناره گیری آقای فالون از مقامش، نیز صحیح به نظر میرسد. با کنارهگیری آقای فالون از مقام خود، دولت آقای بوش به سرعت به سمت جنگ با ایران حرکت نخواهد کرد، اما در عین حال زمامداران کاخ سفید علاقمندند فردی فرماندهی این نیروها را داشته باشد که گزینه نظامی را هم از فهرست احتمالات برخورد با ایران حذف نکند و برای آن آماده باشد. آقای فالون ظاهرا با چنین دیدگاهی همراهی کامل نداشت، از این رو، در داخل هیات حاکمه آمریکا خلاف جریان آب شنا میکرد. |
مطالب مرتبط گیتس:سیاست آمریکا در برابر ایران تغییر نکرده12 مارس، 2008 | ايران استعفای فالون حین گمانه زنی پیرامون اختلاف بر سر ایران11 مارس، 2008 | ايران روسیه خواستار 'حداکثر تلاش' برای گفتگو با ایران12 مارس، 2008 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||