|
ایران، مانع روند صلح خاورمیانه یا عامل تسریع آن؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در جریان دیدار کاندولیزا رایس و رابرت گیتس، وزیران خارجه و دفاع آمریکا از خاورمیانه، خانم رایس موفق شد موافقت عربستان را برای حضور در کنفرانس صلح خاورمیانه که قرار است پاییز امسال با حضور اسرائیل و کشورهای عربی برگزار شود، به دست آورد. خانم رایس در عین حال در حضور وزیران خارجه هشت کشور عرب در شرمالشیخ مصر، سندی را امضا کرد که طبق آن آمریکا، طرح صلح عربی را به عنوان یکی از پایه های مذاکرات صلح به رسمیت می شناسد و به طور غیر مستقیم از پیوستن اسرائیل به پیمان منع تکثیر سلاح های هستهای حمایت می کند. تحولات فوق نشان می دهد که دولت جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، سیاست خود را برای پایان دادن به مناقشه اعراب و اسرائیل شتاب بخشیده است و در نظر دارد که تا پایان دوره ریاست جمهوری خود، بین اعراب و اسرائیل صلح برقرار کند. آنچه دولت جورج بوش را به در پیش گرفتن سیاست فعالتر در روند مناقشه اعراب و اسرائیل، ترغیب کرده ، در واقع همان چیزی است که خانم رایس آن را "بی ثبات سازی" منطقه از سوی ایران و متحدان آن مانند سوریه، حماس و حزبالله نامیده است. از نگاه آمریکا، ایران و متحدانش از یک سو و القاعده از سوی دیگر، می کوشند تا با بهره برداری از مناقشه فلسطین، فضای منطقه را رادیکال کرده و پایه های قدرت دولت های محافظه کار عرب را سست کنند و سپس اسرائیل را نیز از بین ببرند. از این جهت، آمریکا مصمم شده تا بحران ناشی از اشغال سرزمینهای فلسطینی را حل کند تا فضای سیاسی منطقه به سود آنچه مقامهای آمریکایی "میانه روها" می نامند، تغییر مسیر دهد. آنچه در این میان جالب توجه است، این است که هم اسرائیل و هم اعراب محافظه کار، با نظر آمریکا موافقند و فضای کنونی حاکم بر روابط خود را به سود ایران و همپیمانانش می دانند. از نقطه نظر اسراییلی ها، ایران بزرگترین تهدیدی است که دولت یهود از آغاز تاسیس تا کنون، با آن روبرو بوده است و از همین رو، به زعم آنها، برای مقابله با ایران، دستیابی به صلح با اعراب، ضرورتی تاریخی است. در واقع، همه گروه های اسرائیلی اعم از چپ و راست در باره آنچه خطر ایران علیه موجودیت اسرائیل می نامند، اتفاق نظر دارند.
حتی آن دسته از گروه های راستگرای افراطی در اسرائیل که همواره مخالف مصالحه ارضی با اعراب بوده اند، در شرایط کنونی نسبت به اعطای امتیازاتی به فلسطینی ها حساسیت نشان نمی دهند و آن را برای برخورد با ایران ضروری می دانند. حتی حزب "اسرائیل خانه ما" به رهبری آویگدور لیبرمن که از احزاب افراطی اسرائیل است، صرفا به منظور مقابله با ایران، به جمع احزاب چپ و میانه در دولت ائتلافی آقای اولمرت پیوسته و در عمل در برابر وعده های دولت برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی، سختگیری زیادی نمی کند. این در حالی است که مصر، اردن و عربستان نیز سیاست ایران در منطقه را به زیان امنیت خود می دانند و حاضرند که در مقابل ایران، به اختلاف های خود با اسرائیل پایان دهند. در بین سه کشور فوق، عربستان سعودی از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که این کشور، به خلاف مصر و اردن با اسرائیل رابطه دیپلماتیک برقرار نکرده است و به علت حاکمیت بر شهرهای مقدس مکه و مدینه، از نفوذ مذهبی و سیاسی خاصی در بین کشورهای عرب و مسلمان برخوردار است. در ماههای اخیر، سعودی ها به طور فزاینده ای از ایران فاصله گرفته و به همان اندازه به اسرائیل علامت های مثبت فرستاده اند. در واقع، سیاست ایران در لبنان، عراق و فلسطین مورد نارضایتی شدید سعودی هاست، اما به نظر می رسد آنچه آنها را نسبت به ایران خشمگین کرده ، سرمقاله اخیر روزنامه کیهان در باره بحرین است. حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان که از سوی رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است، در برابر ادعای شورای همکاری خلیج فارس نسبت به سه جزیره ایرانی در خلیج فارس، طی سرمقاله ای خواستار حاکمیت ایران بر بحرین شد. دولت بحرین، مقاله آقای شریعتمداری را دیدگاهی در داخل حکومت ایران تلقی کرد و نسبت به آن واکنش شدید نشان داد. مطبوعات کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز در سطح وسیعی به این مساله پرداختند و دولت ایران را به توسعه طلبی متهم کردند. سعودیها اما هر چند که به طور رسمی واکنشی به سرمقاله کیهان نشان ندادند، ولی رفت و آمدهای سیاسی بین منامه و ریاض نشان داد که مقامهای عربستان به عنوان "برادر بزرگتر" اعضای شورای همکاری خلیج فارس، نسبت به موضوع بسیار حساس اند. در همین زمان، رسانههای دولتی ایران از فتوای روحانیون وهابی عربستان برای تخریب حرم امامان شیعه در عراق خبر دادند و مقامهای مذهبی و سیاسی ایران این اقدام را محکوم کردند، اگر چه مقام های سعودی صدور چنین فتوایی را از جانب روحانیون کشورشان با قاطعیت تکذیب کردند. به هر حال، سیاست های دولت ایران سبب شده است که اسرائیل و اعراب، برای مقابله با آن به سوی اتحاد حرکت کنند. برای دستیابی به این اتحاد، به نظر میرسد اعراب برخی از خواسته های خود را در مورد مساله فلسطین بخصوص بحث بازگشت آوارگان، تعدیل کرده و اسرائیل نیز به نوبه خود، از آمادگی بیشتری برای عقب نشینی از کرانه غربی و حتی سازش بر سر بیت المقدس شرقی برخوردار است. فضای فوق، به آمریکا این امکان را داده است که با دخالت موثر در مناقشه خاورمیانه، جبهه گسترده ای را در منطقه علیه جمهوری اسلامی سازمان دهد. جمهوری اسلامی، سیاست خود را بر پایه عدم استقرار صلح بین اعراب و اسرائیل استوار کرده است، اما عملا سیاستهای آن سبب نزدیکی بیشتر اعراب و اسرائیل و علاقمندی دو طرف برای دستیابی هر چه سریعتر به صلح شده است. |
مطالب مرتبط حمایت عربستان از کنفرانس صلح خاورمیانه01 اوت, 2007 | جهان آمادگی اهود اولمرت برای دیدار با بشار اسد10 ژوئيه, 2007 | جهان اسرائیل به دنبال بهبود روابط با دولت فلسطینی09 ژوئيه, 2007 | جهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||