|
پرونده هسته ای ايران؛ بروز ابهام های تازه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در حالی که ضرب الاجل دو ماهه شورای امنيت سازمان ملل برای تعليق عمليات مربوط به غنی سازی اورانيوم از سوی ايران در حال اتمام است، به نظر می رسد جمهوری اسلامی و برخی از طرف های مقابل آن در شورای امنيت برای برداشتن گام بعدی خود مردد هستند. شورای امنيت سازمان ملل در روز 23 دسامبر سال گذشته ميلادی (دوم دی ماه سال جاری خورشيدی) با صدور قطعنامه ۱۷۳۷ ضمن وضع پاره ای از تحريم های فنی و تسليحاتی عليه ايران، جمهوری اسلامی را به تعليق تمام فعاليت های مرتبط با فرآوری و غنی سازی اورانيوم طی مدت دو ماه ملزم و تهديد کرد که در صورت خودداری ايران از انجام اين درخواست، اقدام های بيشتری را عليه اين کشور مورد بررسی قرار خواهد داد. جمهوری اسلامی به صورت های مختلف اعلام کرده است که تسليم درخواست شورای امنيت سازمان ملل نخواهد شد، اما در روزهای اخير علامت های متفاوتی به جهان خارج ارسال کرده است. از يک سو، علی اکبر ولايتی وزير خارجه سابق ايران که اکنون مشاور امور بين الملل رهبر جمهوری اسلامی است، طی ماموريتی رسمی به مسکو، از طرح ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه برای حل بحران هسته ای ايران حمايت کرد، بدون آنکه توضيحی در باره اين طرح ارائه کند. تا کنون در محافل رسمی چيزی به عنوان طرح ولاديمير پوتين برای حل بحران هسته ای ايران مطرح نشده است. تنها نکته ای که در اين باره انتشار يافته، مربوط به نامه سربسته ای است که ايگور ايوانف، دبير شورای امنيت ملی روسيه، در جريان سفر دو هفته پيش خود به تهران از جانب آقای پوتين تقديم آيت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی کرد، نامه ای که مورد استقبال طرف ايرانی قرار گرفت. از مفاد نامه آقای پوتين به آقای خامنه ای چيزی افشا نشده است، اما مقام های روسيه طی روزهای اخير از پيشنهاد محمد البرادعی دبير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی مبنی بر تعليق همزمان غنی سازی اورانيوم و تحريم های سازمان ملل به عنوان دو اقدام متقابل از سوی ايران و شورای امنيت حمايت کرده اند. بر اين اساس، بسيار بعيد است که طرح منسوب به آقای پوتين چيزی فراتر از پيشنهاد آقای البرادعی باشد، بنابراين، حمايت آقای ولايتی به عنوان فرستاده رسمی ايران به مسکو، از اين طرح، نشانه انعطاف جدی ايران در موضوع هسته ای تلقی می شود، مگر اينکه اشاره علی اکبر ولايتی به "طرح پوتين" چيزی کاملا بی ارتباط با بحران هسته ای باشد. از سوی ديگر، اما محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران در سخنرانی خود در مراسم ۲۲ بهمن در تهران، از تصميم قاطع جمهوری اسلامی برای ادامه فعاليت های هسته ای و عدم پذيرش تعليق سخن گفت و وعده داد که تا دو ماه آينده خبرهای تازه ای از پيشرفت اتمی ايران اعلام خواهد کرد. هر چند که آقای احمدی نژاد به خلاف وعده های قبلی خود، از نصب شمار زيادی دستگاه سانتريفيوژ در تاسيسات اتمی نطنز سخنی نگفت و حتی لحن او شباهتی به اعلام "جشن هسته ای" از سوی ايران نداشت، اما در سخنان او نکته ای که نشانه نرمش اساسی ايران در موضوع هسته ای باشد، پيدا نبود.
اين در حالی است که علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی ايران پس از اعلام آمادگی برای حضور در کنفرانس امنيتی مونيخ و سپس اعلام لغو آن به علت "کسالت"، سرانجام در کنفرانس حضور يافت و در جمع نمايندگان بلندپايه کشورهای غربی و متحدان آنها از جمله تزيپی ليونی وزير خارجه اسراييل، سخنرانی کرد. آقای لاريجانی در سخنان خود چهره ای 'ميانه رو' از سياست منطقه ای ايران ترسيم کرد، گو اينکه در سخنان او نيز اشاره ای به احتمال پذيرش تعليق غنی سازی اورانيوم از سوی ايران نشد. شايد مهمترين نکته مورد تاکيد دبير شورای عالی امنيت ملی ايران در جريان کنفرانس مونيخ، تلاش برای رفع نگرانی کشورهای غربی از سياست ايران در برابر اسراييل بود به اين اميد که اين مساله از حساسيت کشورهای غربی نسبت به برنامه اتمی ايران بکاهد، اما دو سناتور برجسته دموکرات و جمهوريخواه آمريکا، سخنان وی را "تبليغاتی" ارزيابی کردند. در اين ميان، اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز به فعاليت های سياسی داخلی خود شدت بخشيده است که به نظر می رسد بخشی از اين فعاليت ها مربوط به برنامه اتمی ايران و نحوه کنترل بحران مرتبط با آن باشد. آقای رفسنجانی در روزهای گذشته با شمار زيادی از روحانيون بلندپايه در قم ديدار کرده و به طور مرتب در به کار گيری "روشهای عقلانی و غير تحريک آميز" در برنامه هسته ای ايران اصرار ورزيده است. تاکيد آقای رفسنجانی بر استفاده از روش های عقلانی در برنامه هسته ای ايران، هر چند که حاوی هيچ نکته جزيی و مشخصی در اين باره نيست، اما انتقاد تلويحی از سياست دولت آقای احمدی نژاد در مورد پرونده هسته ای ايران به شمار می رود.
به هر حال آنچه تاکنون از رفتار ايران استنباط می شود اين است که اين کشور قصد ندارد تا ارائه گزارش محمد البرادعی به شورای امنيت سازمان ملل، در برنامه هسته ای خود دست به اقدام تازه ای بزند و سعی بر حفظ وضع موجود دارد، اما در عين حال مشخص نيست ايران گام بعدی را چگونه می خواهد بردارد. در طرف مقابل ايران نيز غير از روسيه و چين، برخی از کشورهای اروپايی هم که از تحريم اقتصادی ايران متضرر خواهند شد، تمايل دارند که هر گونه علامت مبهم و تلويحی از سوی ايران را مبنی بر امکان نرمش در موضع هسته ای آن، به آزمون بگذارند و محتوای آن را کشف کنند. از همين رو، کشورهای اروپايی با ارائه ابتکارهايی اغلب علاقمندند تا از آخرين تصميم های ايران در برنامه اتمی اش مطلع شوند به اين اميد که دامنه بحران هر چه بيشتر گسترش نيابد. با اين همه، به نظر می رسد پس از تصويب قطعنامه ۱۷۳۷شورای امنيت سازمان ملل دامنه ابتکارهای کشورهای اروپايی و غير اروپايی برای کمک به حل بحران هسته ای ايران بسيار محدود شده و اين ابتکارها نمی تواند در خارج از چارچوب قطعنامه فوق جريان يابد. به سخن ديگر، هر ابتکاری که تعليق فعاليت های مرتبط با غنی سازی اورانيوم را در بر نگيرد، خارج از چارچوب قطعنامه ۱۷۳۷ ارزيابی می شود و بخصوص از جانب آمريکا و بريتانيا رد می شود. بر اين مبنا، با وجود قطعنامه ۱۷۳۷ حتی 'حفظ وضع موجود' که ظاهرا سياست کنونی حکومت ايران است، نمی تواند مشکل گشای بحران هسته ای ايران شود، مگر آنکه ايران تعليق را بپذيرد. آيا دولت ايران برای پذيرش تعليق آمادگی دارد؟ آقای رفسنجانی در خاطرات خود در باره روند پذيرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنيت سازمان از سوی ايران می گويد که وی به آيت الله خمينی پيشنهاد کرده بود که شخص آقای رفسنجانی به عنوان جانشين فرماندهی کل قوا قطعنامه را بپذيرد و بعدا به اتهام ارتکاب خيانت محاکمه شود تا بدين ترتيب هم جنگ با عراق خاتمه يابد و هم به وجهه آيت الله خمينی آسيبی نرسد، اما آيت الله خمينی اين پيشنهاد را نپذيرفته بود و خود مسئوليت پذيرش قطعنامه ۵۹۸ را متقبل شده بود. آيا در شرايط کنونی نيز، از نوع پيشنهادی که آقای رفسنجانی از آن خبر داده در بين رهبران ايران در جريان است؟ به عبارت ديگر، آيا بين رهبران ايران نسبت به روندی که در نهايت منجر به پذيرش قطعنامه ۱۷۳۷خواهد شد، به گونه ای تقسيم کار صورت گرفته است؟ در سياست جمهوری اسلامی نه می توان احتمال گزينه ای را نفی کرد و نه نسبت به آن مطمئن بود. |
مطالب مرتبط آمريکا 'شواهد دخالت ایران در عراق' را عرضه کرد11 فوريه، 2007 | ايران يک ديپلمات ايرانی در بغداد 'ربوده' شد 06 فوريه، 2007 | ايران هشدار مجدد بوش به ایران در مورد عراق29 ژانويه، 2007 | ايران سه ایرانی در موصل توسط پلیس عراق بازداشت شدند21 ژانويه، 2007 | ايران مدارک ژنرال آمريکايی برای دخالت ايران در عراق31 ژانويه، 2007 | ايران ايران: آمريکا ثابت کند ربوده شدگان حامی شورشيان بودند 18 ژانويه، 2007 | ايران 'آمريکا ديپلماتهای ايرانی در عراق را آزاد می کند'18 ژانويه، 2007 | ايران حمله نظاميان آمريکايی به کنسولگری ايران در اربيل 11 ژانويه، 2007 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||