|
ديدگاه ايرانيان سرشناس لس آنجلس درباره مسئله اتمی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آنچه می خوانيد ديدگاه شماری از چهره های مشهور و متخصص ايرانی در لس آنجلس از حرفه ها و تخصصهای مختلف درباره مسئله هسته ای ايران است، هرچند بسياری از پاسخ دهندگان بيشتر به استفاده غيرصلحجويانه از انرژی اتمی اشاره کرده اند، در پايان نيز ديدگاههای شماری از شهروندان ايرانی لس آنجلس به عنوان نمونه ای از طرز فکر عامه جامعه ايرانی اين شهر آمده است. بيژن پاکزاد: طراح لباس و صاحب بوتيک بيژن در بورلی هيلز
من معتقدم ايران بايد بمب اتمی داشته باشد، ايران مهمتر از پاکستان، هند و اسرائيل است پس اگر اين کار می تواند به فرهنگ و استقامت هفتاد ميليون نفر کمک کند، چرا که نه، چرا آنهای ديگر داشته باشتد و ما نداشته باشيم؟ فقط در اينجا يک نکته خيلی باريکی هست؛ شما می پرسيد که آيا ما همه بايد ماشين داشته باشيم؟ بلی، ولی اگر مست باشيم آيا بايد پشت فرمان بنشينيم؟ خير. اگر اين اتم دست يک آدم مستی می افتد و آن آدم مست ممکن است کارهايی بکند که عده ای بی خانمان شوند، پس ما نبايد داشته باشيم. با خبرهايی که در حال حاضر می بينيم و می شنويم، با اين که خيلی مسلمانم، تعجب می کنم که رئيس جمهور جديد مملکت سابق من بگويد اسرائيل از بين برود، من نمی فهمم که اين يعنی چه. وقتی می گويند اسرائيل را بايد به دريا بريزيد و نبايد باشد، بسيار حرف زشت و غيرانسانی است، اينها يک وحشتی برای من به وجود می آورد که آيا اين بايد ساخته بشود يا نبايد ساخته بشود. شهره آغداشلو: بازيگر سينما
در سال ۲۰۰۳ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، من از طرف تلويزيون پاکستانيها استخدام شدم تا برای مصاحبه با ژنرال مشرف، رئيس جمهور پاکستان به سازمان ملل متحد بروم، اولين سؤال من از ژنرال مشرف در باره فعاليتهای هسته ای پاکستان بود که آيا بالاخره می خواهند که اين فعاليت های هسته ای را متوقف بکنند يا خير. جواب ژنرال مشرف به من اين بود که چرا ما بايد اول اين فعاليتها را متوقف کنيم؟ چرا هند اين فعاليتها را متوقف نمی کند؟ چرا هند داشته باشد و ما نداشته باشيم؟ تصور من اين است که اگر از هر ايرانی وطن پرستی اين سؤال را بکنيد، اين ايرانی هر کجای جهان که باشد، همين پاسخ را به شما خواهد داد که اگر هند دارد و پاکستان دارد، ايران چرا نبايد داشته باشد؟ اما بلافاصله اين سؤال پيش می آيد که اين سلاح هسته ای دست چه کسانی است و چگونه از آن استفاده خواهند کرد؟ اين را من تا به امروز با همه بی دانشی ام دريافته ام که اگر قرار باشد روزی در آمريکا از اين سلاح استفاده شود، نه تنها بايد با فرد فرد آمريکاييها در اين باره مشورت بشود و بگويد که آيا می خواهد يا نمی خواهد اين کار بشود، بلکه رئيس جمهور هم حتماً ماهها خودش تنهايی راه خواهد رفت و تمام موهای سرش را می کند تا به اين نتيجه برسد اين کار را بکند يا نکند. ولی وقتی بمب اتمی دست کسانی است که مثل بچه ها رفتار می کنند و حرفهايی می زنند که آدم خنده اش می گيرد، يعنی فکر می کند که فقط يک بچه می تواند تا اين حد ابلهانه حرف بزند، آن وقت انسان دوباره فکر می کند که آيا بايد به عنوان ايرانی وطن پرست حرف بزند يا به عنوان ايرانی هوشمند و عاقبت انديش. بهروز صوراسرافيل: روزنامه نگار و برنامه ساز تلويزيون
ما نمی توانيم از لحاظ اقتصادی و تجارتی صحبت از گلوباليزاسيون و جهانی شدن کنيم ولی وقتی که می رسد به سلاح اتمی، آن وقت محلی فکر کنيم، خير، اين مسئله، مسئله جهانی است. در مورد جنگ ايران و عراق، برای شخص من کاملاً آسان بود و ترديد نبود که من از ايران، حتی با وجود رژيم جمهوری اسلامی در مقابل مهاجم عراقی حمايت می کردم اما از لحظه ای که و از روزی که ايرانيها آمدند و برخلاف آنچه که قبلاً می گفتند اورانيوم غنی شده درست کردند و خودشان اعلام کردند و افتخار کردند، جنبه وطن پرستانه و حتی جنبه ايرانی بودن قضيه بکلی به نظر من تمام شد. اکنون من به عنوان يک انسان، وظيفه ام اين است که در مقابل چنين پديده خطرناکی موضع بگيرم، اگر چنين رژيمی به بمب اتمی دست پيدا کند و بعد آن را در اختيار ديگران بگذارد، آنها ممکن است بيايند و همان اتفاقی را که در يازدهم سپتامبر در آمريکا افتاد اين بار با بمب اتمی يا تاکتيکی يا استراتژيک تکرار کنند. در آن صورت ديگر مسئله وطن پرستی بنده و آب و خاک ايران مطرح نيست، به نظر من مسئله جهانی است و معتقدم که به هر قيمتی شده از جمله به قيمت جنگ، دنيا بايد جلوی چنين چيزی را بگيرد، يعنی برای بنده فرقی نمی کند که ايرانی ام يا اهل يوگسلاوی. نجم الدين مشکاتی: استاد مهندسی صنايع در دانشگاه کاليفرنيای جنوبی
من شايد نظرم در اين باره تا حدی بی طرفانه نباشد يا شايد گرايشهای خاصی داشته باشم چون يکی از زمينه های تحقيقاتی من در ۲۵ سال گذشته مسئله ايمنی نيروگاههای اتمی بوده است. من در مورد نيروگاه اتمی بوشهر قدری مطالعه کرده و نيروگاههای اتمی زيادی ديده ام از جمله چرنوبيل در اوکراين، شايد بيشتر از هر ايرانی ای به نيروگاههای اتمی در دنيا سفر کرده باشم. به نظر من حساب نيروگاه اتمی بوشهر را بايد از مسائل ديگر جدا کرد، اين نيروگاهی است که آژانس بين المللی انرژی اتمی تائيد کرده، حق مسلم ايران است و بايد به اتمام برسد. در مورد بقيه فعاليتهای اتمی ايران، آن قسمتهايی که زير بدنه آژانس بين المللی انرژی اتمی است، به نظر من بسيار مشروع است و بايد اجرا شود اما آن فعاليتهای اتمی که زير بدنه آژانس نيست، متاسفانه من هيچ اطلاعی ندارم و نمی توانم اظهار نظر کنم. ثريا سپه پور: نويسنده و پژوهشگر در دانشگاه کاليفرنيا
اين برنامه هسته ای يک بهانه است. در سال ۱۹۸۱، بعد از گروگانگيری در سفارت آمريکا در تهران، در الجزيره قراردادی بسته شد که بر اساس آن ايران گروگانها را آزاد کرد و آمريکا هم قبول کرد که به هيچ وجه چه سياسی و چه نظامی در کار ايران دخالت نکند. اما از سال ۸۱ به بعد ابن برنامه آمريکا بوده که از لحاظ سياسی و هر نوع ديگر در کار دولت ايران دخالت می کند و مقصودش هم اين بوده که رژيم ايران را سرنگون کند، منتهی هيچ جوری نتوانسته رژيم ايران را از پای بياندازد. و حالا اين آخرين بهانه ای است که بتواند با اين برنامه هسته ای ايران را از بين ببرد و رژيم را بيندازد وگرنه خلافی که به قول اينها ايران با برنامه هسته ای اش کرده، مثل اين است که جاده ای داشته باشيم با سرعت مجاز حداکثر شصت کيلومتر در ساعت. ايران ۶۲ کيلومتر رفته و کسان ديگری که خلاف کرده اند هفتاد يا هشتاد کيلومتر رفته اند و آمريکا و آژانس بين المللی انرژی اتمی کاری نکرده اند. اسدالله مروتی: رئيس هيئت مديره راديو صدای ايران
آن حکومت، اتم را برای حفظ خودش می خواهد نه برای مملکت. آن عده ای که در داخل ايران با اين برنامه موافقند به عنوان يک ايرانی می گويند که من ايرانی هم بايد دارای چنين نيرويی داشته باشم. ولی حقيقت اين است که حکومت الان به دنبال اين کار است، شايد اگر يک حکومت ملی بود، يک حکومت مردمی بود، تمام افراد و دولت های خارجی هم حتی موافقت می کردند که ايران به امور اتمی بپردازد، در حال فعلی تا اين حکومت هست ما نبايد در امور اتمی دخالت کنيم. ما جوامع ايرانی در داخل و خارج کشور بايد با کشورهائی که مخالف داشتن اين اسلحه در ايران هستند همفکری و همکاری کنيم و اين کار را هم خواهيم کرد. حسن شماعی زاده: خواننده و آهنگساز
من با اينکه با خودم شرط کرده ام که ديگر در مسائل سياسی دخالت نکنم و حرفی نزنم ولی اين مسئله تقريباً اجتماعی است. دولت ايران موفق شده که اين مسئله را به صورت مسئله ملی درآورد و دستگاههای ارتباط جمعی خارج از کشور نتوانسته اند اين را به مردم تفهيم کنند، از اين رو دولت ايران موفق شده اين مسئله را مثل مسئله نفت کند. ايران حقش است که انرژی هسته ای داشته باشد حتی حقش است که بمب اتم هم داشته باشد اما در دست که؟ مسئله آن است. هما سرشار: نويسنده و روزنامه نگار
من با اتمی شدن همه کشورها مخالفم از جمله ايران. با اتمی شدن کشوری که حکومتش حکومتی غيرقابل پيش بينی است صد در صد مخالفم و فکر می کنم دنيا از اين بابت به خطر می افتد. اما حالا دعوا بر سر اين است که چرا ايران نداشته باشد و چند کشور ديگر داشته باشند. در حال حاضر من فرق زيادی ميان ايران و پاکستان نمی بينم برای اينکه در پاکستان هم تندروهای مذهبی می توانند يک روزی کاری بکنند که دنيا را به خطر بيندازد. بنابراين ذره ای برای من جای سؤال دارد که چرا در موقعيتهای اين چنينی فشار به اين زيادی روی ايران می آورند؟ فکر می کنم حتماً بهانه ای است مثل آنچه برای صدام حسين در نظر گرفتند، شايد برنامه هايی دارند که در آينده به ايران حمله بکنند يا ايران را تحت فشار قرار دهند. اگر فردا روزی حکومتی در ايران بر سر کار بيايد مثل حکومت دوران شاه که دوست آمريکا بود و آن موقع هم برنامه اتمی داشتند و کسی کاری به کارشان نداشت، آيا ديگر هسته ای شدن ايران مشکل اساسی نيست؟ با گذاشتن اين معادلات در کنار يکديگر، می بينيم که مشکل آمريکا و ساير کشورهای غربی با حکومت ايران است نه با هسته ای شدنش. اگر به قول خودشان حکومتی دموکرات، حکومتی قابل پيش بينی و افرادی سر کار بيايند که دچار جنون آنی نمی شوند يا از نظر تندروی مذهبی تصميمهای حاد نمی گيرند يا از بمب اتمی شان نمی خواهند برای از بين بردن کشور ديگری استفاده کنند، حتماً می گذارند استفاده کند. بنابراين اينجا مسئله سياسی است تا اينکه مسئله هسته ای باشد. مری آپيک: بازيگر تئاتر و سينما
من مخالف بمب اتم هستم در هرجايی، چه بخواهد آمريکا باشد چه در هرجای دنيا باشد. هرچيزی که تخريب بکند من مخالفش هستم، من مخالف جنگم، من مخالف از دست دادن آدمهای خوبم، من خودم دو پسر دارم بنابراين برای من مسئله جنگ، تخريب، بمب اتم، بمب معمولی، هواپيمای جنگی قابل قبول نيست. من مخالف اين سيستم فکری در دنيا هستم؛ ايجاد کردن اينها بجز گرفتاری و بدبختی برای مردم دنيا چيز ديگری نخواهد بود. در سياستهای داخلی اش هم نمی توانم وارد شوم يا حرفی بزنم برای اينکه نمی دانم واقعاً آمريکا چه کاری را عمدی می کند و چه کاری را نمی کند يا موقعيت ايران چيست؛ آيا ايران می خواهد بگويد که ما در مقابل شما قدرت داريم، با جنگی که شما در همسايگی ما عراق راه انداختيد و امکان دارد روزی هم بخواهيد به سراغ ما بياييد، بنا بر اين ما بمب اتم داريم که شما از ما بترسيد؟ من نمی دانم که موضع ايران از نظر سياسی چيست و استراتژی آنها چيست اما اصلاً موجوديت بمب اتم خودش برای بشر چيز وحشتناکی است. مهرداد پاکروان: مدير شرکت کلتکس تهيه و توزيع کننده موسيقی صوتی و تصويری اين بحران اتمی که می شود گفت بالغ بر هفت يا هشت ماه است که سروصدايش بيشتر شده، مجهولی است که در واقع مشخص نيست پشت قضيه چه هست و چگونه است. هر روز برگ ديگری بخصوص از ايران صادر می شود که دنيای غرب را غافلگير می کند مثل نامه ای که رئيس جمهور ايران برای رئيس جمهور آمريکا فرستاد. يعنی واقعاً چه دستهايی اين پشت هست و چه هدفهايی هست مجهولی است که من پاسخی برايش ندارم. اما به طور کلی اگر کسی مسئول باشد و دولتی مسئول باشد که چيزی داشته باشد، به نظر من می تواند داشته باشد اما من کشور کنونی ايران را کشور مسئولی نمی بينم که رآکتور اتمی يا سلاح اتمی داشته باشد. مازيار جبرانی: کمدين
در واقع راجع به اين اختلاف بين ايران و آمريکا خيلی نگرانم چون که هم آنجا فاميل دارم و هم اين که من واقعاً مملکت ايران را دوست دارم. متأسفانه وقتی جنگ بين دو طرف در می گيرد، هميشه مردم ممالکند که زجر می کشند و هميشه هم آغاز کار از ماجراهای سياسی است. من اميدوارم که اينها بتوانند با ديپلماسی به يک نتيجه ای برسند، کجا برسند من نمی دانم. هر روز که روزنامه ها را نگاه می کنم می بينم که انگار هر دو طرف حرف می زنند ولی هيچکس به هيچکس گوش نمی کند. مثلاً آمريکا چگونه می تواند قبول کند که با هند روی بمب اتمی کار کند و بعد به ايران بگويد که نمی توانی اتم داشته باشی. ايران هم در جايی هست که می خواهد پيشرفت کند، تکنولوزی اش پيشرفت کند اما اگر واقعاً اين برای مملکت ايران خطر بزرگی باشد، بايد نگاه کرد و ديد که آيا می ارزد که خدای نکرده جنگی در بگيرد. الان در عراق می گويند بين پنجاه تا صد هزار بيگناه کشته شده، آيا می ارزد؟ خشايار شجاعتی: مشاور اقتصادی
اگر داستان بر سر اين بود که آمريکا بر اساس مصالح و منافع ملی خود حرکت می کرد و از اين در وارد می شد، اين مسئله صد در صد به هر شکل ديپلماتيکی حل شده بود. اشکال قضيه در آنجاست که به نظر من دولت آمريکا در کل و بالاخص در منطقه خاورميانه، ديپلماسی اش در واقع اطاعت کورکورانه از منافع و منويات اسرائيل است. اسرائيل طبق طرحی که در سال ۱۹۸۲ در انستيتوی تحقيقات استراتژيک صهيونيسم در تل آويو تهيه شد، برنامه اش اين است که کل کشورهای خاورميانه را تجزيه کند، دولتهای ملی در اين کشورها را سرنگون کند و تقسيمشان کند به گروههای نژادی، قومی و مذهبی تا در اين ميان دولت اسرائيل بتواند طرح اصلی خود يعنی اسرائيل بزرگ، از نيل تا فرات، را پياده کند. جالب اين است که در آن طرح که در آن سال نوشته شد، اولين کشوری را که پيشنهاد کردند بايد از بين برود عراق بود و همين سياست را آمريکاييها در مورد عراق پيش بردند. بنابراين چون اين مسئله گره می خورد به خواست دولت اسرائيل، حدس من اين است که فردا حتی اگر جمهوری اسلامی بگويد ما همه چيز را قبول داريم، سوخت هم دنبالش نمی رويم، حاضريم همه چيز را به روسيه ببريم و تمام نيروگاهها را هم تعطيل می کنيم، دولت بوش اعلام خواهد کرد که چون هوای تهران آلوده است ما بايد ايران را بمباران کنيم. بنابراين راه حل ديپلماتيکی برای اين مسئله وجود ندارد. مهرداد پارسا: تحليلگر و برنامه ساز تلويزيون
هر حرکتی که به مردم صدمه بزند از نظر من محکوم است اما اين بحران هسته ای که در ايران به وجود آمده بايد ببينيم هدفش چيست. رژيم تلاشش بر اين است که هم در خارج از کشور و هم درون ايران خودش را در اوج اقتدار نشان دهد. در درون برای سرکوب و جلوگيری از مطالبات مردم و در خارج از کشور هم برای اينکه اين انگ تروريستی را يک جوری در مقابلش بايستد که صدمه از خارجی نبيند. در اين دهکده کوچک جهانی ما بايد زندگی کنيم و داشتن سلاح کشتار جمعی عامل بسيار خطرناکی برای امنيت جهان است اما من معتقدم آن فشاری که خارجيها می آورند و هر جنگی که دارند بايد با رژيم جمهوری اسلامی باشد نه با ملت ايران. برای اينکه از همين فشاری که اکنون جهانيان ايجاد کرده اند، رژيم جمهوری اسلامی بهره برداری می کند که اينها با ملت ايران کار دارند، در صورتی که چنين چيزی نيست. خواست اول ما در الويت اين است که جلوی فعاليتهای رژييم جمهوری اسلامی گرفته شود، حالا يا با زور اسلحه است يا از طريق مذاکرات ديپلماتيک که نتيجه بسيار ضعيفی خواهد داشت. در هر حال بنده با هر نوع جنگ چه در کوچه خودم، چه در شهر خودم، چه در کشور خودم، چه در تمام جهان مخالفم اما در مقابل زورگوی ديکتاتور چه کاری می شود کرد؟ من فکر می کنم هيچ چيز بجز زور نمی تواند يک گرگ درنده را از بين ببرد. نادر باقرزاده: استاد کامپيوتر و مهندسی برق در دانشگاه کاليفرنيا
تا حالا سابقه نداشته که کشوری عضو آژانس بين المللی انرژی اتمی باشد و معاهده عدم گسترش تسليحات هسته ای (ان پی تی) را هم امضا کرده باشد، آن وقت توانسته باشد به باشگاه اتمی وارد شود. آن سه کشوری که بمب اتمی دارند، اسرائيل و هند و پاکستان، اين پيمان را امضا نکرده اند و کره شمالی هم که می گويند حالا چند تا بمب دارد دو سه سال پيش از آن خارج شد. بنابراين اگر بتوانند ايران را تحت کنترل آژانس نگاه دارند که تنها به دنبال برنامه های صلح آميز اتمی باشد و به ايران اجازه دهند که چرخه سوخت را هم تحت نظر بازرسان آژانس تا حدودی جلو ببرد، به نظر من مسئله حل شده است اما موضعی که آمريکا گرفته اين است که ما نه تنها نمی خواهيم ايران چرخه سوخت داشته باشد بلکه با داشتن دانش آن هم مخالفيم. اين دانش به احتمال زياد در داخل يک سی دی است که در تمام ايران پخش شده و در مغز بچه های دانشگاه شريف است که دور تا دور ايران هستند، پس گرفتن اين دانش از ايران سخت است، از آن خط عبور کرده اند. بنابراين آمريکا در اين باره بايد کمی کوتاه بيايد وگرنه مسئله حل شدنی نيست و به احتمال زياد کار به جنگ می رسد که بيشتر کشورها با آن موافق نيستند. عباس پهلوان: روزنامه نگار و سردبير نشريه عصر امروز
اينها يک مقدار برای ماندن خودشان اين سروصداها را می کنند تا يک تضمينی از غرب بگيرند چون آمريکا رسماً گفته که ما می خواهيم اين رژيم را از بين ببريم چون غيرمنتخب است و ما در کنار مردم هستيم. در يک محيط سالم می شود انرژی اتمی داشت اما از دولتی که اين سابقه تروريستی را دارد، پنجاه ميليون به حماس می دهد و حزب الله را به وجود آورده، جهان کمی می ترسد. با اين ادعاهايی که می کنند که جهان بزودی تسليم ما می شود، اينها را به واهمه می اندازد. چنين حکومتی بايد قدری با صلح و صفاتر باشد تا بتواند اتم داشته باشد، کمی از اين گنده گوييها دست بردارد، در دنيا عوام کم نيستند که بترسند و بگويند نکند که اينها اين کار ها را بکنند. اينها اعتماد عمومی جلب نمی کنند، اين طور به نظر می آيد که خودشان هم بدشان نمی آيد جنگی بشود، آقای بنی صدر هم چند وقت پيش گفته بود که يک گروهی در ايران هستند که می خواهند جنگ را به غرب تحميل کنند. وگرنه آدمی که در خانه شيشه ای نشسته که سنگ به شيشه مردم نمی زند. امير شجره: مدير تلويزيون پارس
اولاً به آمريکا ربطی ندارد که ايران چه می خواهد بکند. ثانياً بايد به دنيا به طور مساوی نگاه کرد، نمی شود ما بگوييم يک کشور می تواند داشته باشد و يک کشور نمی تواند، اين از نظر ديد کلی جهانی. ولی آن طرف قضيه، با تصويری که حکومت ايران امروز از خودش نشان می دهد و با منابع عظيم انرژی که در اختيار دارد، از نظر علمی و منطقی نمی تواند قصد ديگری جز توليد اسلحه اتمی داشته باشد و چون نشان داده که از تروريستها حمايت می کند، خطرناک است که اين اسلحه دست اين گروه بيفتد، نه البته دست کشور ايران چون کشور ايران بحثش جداست. ايران اگر به دست ايرانی آگاه اداره می شد حق داشت انرژی اتمی داشته باشد، اسلحه اتمی هم داشته باشد ولی وقتی دست اينهاست، بايد ايران را فراموش کرد. شما داروها را ديده ايد که رويش نوشته اند که از دسترس بچه ها دور نگاه داريد، چرا؟ برای اينکه اين احتمال هست که اين بچه دارو را بردارد و همه را بخورد و مسموم شود يا داخل غذا بريزد و همه را مسموم کند. وقتی اسلحه را دست آدم ناشی بدهی خطر ايجاد می کند ولی از اين نظر که بخواهند ايران را درگير جنگ کنند يا تحريم اقتصادی بکنند، من فکر می کنم هيچ آدم عاقلی آن را دوست ندارد. حسين حقيقی: حقوقدان
بحران هسته ای ايران را از دو ديد بايد نگاه کرد. يکی اينکه ملت ايران مثل همه ملل ديگر شايسته اين هستند و استحقاق اين را دارند که به فن آوری هسته ای دست پيدا کنند منتهی تيغ تيز را به دست زنگی مست دادن سؤال بين المللی است. ما وقتی می بينيم که در ايران حکومت از چه گروههايی حمايت می کند، چه نقشی در توطئه های بين المللی دارد، امنيت فکری از جهانيان سلب می شود که اگر چنين حکومتی به دستش دانش و بعد امکانات توليد تسليحات اتمی رسيد دنيا چه امنيتی دارد که اين گروه از اين امکانات اتمی سوء استفاده و استفاده غير انسانی نکند. بايد هيئت حاکمه نخست مقبوليت جهانی پيدا کند، بعد اين فن آوری را داشته باشد. عليرضا حکمت شعار: خبرنگار عکاس و برنامه ساز راديو و تلويزيون متأسفانه فکر می کنم شرايط به آن شکلی که ما فکرش را می کرديم نيست، آرزو می کردم که به اين وضع نرسد که الآن همه هموطنان عزيز نگران هستند. به هر حال مشخص است که نمی شود جلوی پيشرفت تکنولوژی و فن آوری را گرفت. اميدوارم که در جهت مثبت بتوانند راهکاری بينديشند و مسير را به سمتی سوق دهند که از تمام اين تکنولوژی و فن آوری که اکثر کشورهای جهان به دنبالش هستند، از جمله کشورهای همسايه ما، در جهت مثبت استفاده شود و روابط با آمريکا هم انشاءالله بهتر شود. اين تنها دعائی است که می توانم بکنم. فؤاد دبيری: دانشجوی دکترای کامپيوتر در دانشگاه کاليفرنيا - لس آنجلس من معتقدم که آمريکا به نيت ايران گير داده است، يعنی معتقد است که ايران در آينده ممکن است سلاح اتمی بسازد و اين شک هم به خاطر سابقه حکومت ايران است وگرنه هيچ دليل عينی برای اين قضيه ندارد. اگر شواهد و مدارک مشخص داشت ديگر بحث مذاکره مطرح نبود، در نتيجه طرفين کنار نمی آيند. از طرفی به نظر من حق ايران است که انرژی اتمی داشته باشد، از طرفی هم نگرانيها شايد تا حدی طبيعی باشد که در آينده چه استفاده ای از اين تکنولوژی خواهد شد. ولی در حال حاضر معتقدم که هيچ دليل و مدرکی در دست آمريکا نيست و شايد نظير همان اتهاماتی باشد که در مورد عراق وارد شد و ديديم هم که خبری نبود، البته ايران کنار نخواهد آمد. گيلدا: دکتر طب مکمل (کايروپراکتيک) از دانشگاه کاليفرنيای جنوبی بايد به اين مسئله دو طرف جوری توجه کنند که مسالمت آميز حلش کنند، نه اين که تنها بخواهند جنگ بر سر آن راه بيندازند يا محدوديت و اين نوع چيزها. راهی که هردو طرف می روند غلط است و بايد راهی پيدا کنند که ارتباطشان بهتر شود. اين حق ما و هر ملتی است که اين فن آوری را داشته باشد، از نظر حقوق بشر هم بايد داشته باشيم اما از نظر سياسی با در نظر گرفتن مخالفت ايران با امپرياليسم محدوديتهايی هست. بايد ثابت کنيم که اين حق ماست. رضا: دانشجوی راه و ساختمان در دانشگاه کاليفرنيا - لانگ بيچ اين مسئله هسته ای حق ماست، آمريکا حرف زور می زند، بدون هيچ مبنايی حرف می زند اما مسئله سياسی است. از آن طرف هم ايران برای اينکه به خاطر اقتصاد داخلی خودش، کمی روابط بين المللی اش را بهتر بکند، بايد کمی با اينها راه بيايد. با موضعی که ايران گرفته و اين واقعيت که به هرحال آمريکا قدرت اول است، تيره شدن بيشتر روابط اقتصاد ايران را دچار مشکل می کند. البته آمريکا هم حرف زور می زند که برای هيچ کشوری قابل قبول نيست اگر ايران به آمريکا بگويد که نمی توانی انرژی هسته ای داشته باشی، امريکا قبول می کند؟ اين نوع نگاه رئيسانه کردن به دنيا خود آمريکا را هم خراب می کند. نيما گيلک: دانشجوی مهندسی شيمی در دانشگاه کاليفرنيا - لانگ بيچ در فعاليت اتمی هر کشوری بايد کاری که دوست دارد بکند، به کشور ديگر ربط ندارد. هلن: دانشجوی زيست شناسی در دانشگاه کاليفرنيا - لانگ بيچ برای حل مسئله هسته ای، به نظر من بايد يا اينها کوتاه بيايند يا آنها. ليلا: فارغ التحصيل رشته جهانگردی از نظر يک ايرانی يا هر انسانی که حق حيات دارد، فکر می کنم هر کشوری احتياج به انرژی اتمی دارد. چين يک سری مبارزه کرد تا گرفت، هند هم همين طور اما حالا هردو می گويند ايران نبايد داشته باشد، اين صحيح نيست، همه بايد در حد معقولی انرژی اتمی داشته باشند، من موافقم که ايران هم داشته باشد. سارا: فارغ التحصيل روانشناسی من واقعاً متأسفم چون ايران وطن من است و من نمی خواهم هيچ خاری به چشم هيچ ايرانی برود، ترسم از اين است که اين مشاجره ها و گفتگوها موقعی خدای نکرده به آنجا بکشد. من آرزو داشتم که هيچ کسی بمب اتمی نداشت، آرزو داشتم که همه ما يکی باشيم، يک ملت باشيم و همديگر را دوست داشته باشيم، به عوض اين که با هم دعوا کنيم و بجنگيم از دست آوردهای همديگر استفاده کنيم، از اين همه پيشرفت های همديگر استفاده کنيم و نه اين که بد همديگر را بخواهيم. محمد: کارشناس اقتصاد (بازنشسته) من فکر می کنم که جهان سوم و ايران هميشه تابع ابرقدرت هستند و اميدم به اين است که در آينده ايران و آمريکا صد در صد با هم سازش کنند. اين همه اختلاف و ناراحتی به خاطر يک سری مسائل پيچيده ای است که انگليس سالهای سال است که ايران را اسير آن کرده است. من فکر می کنم که به عنوان يک ايرانی جابجا شدن آمريکا و انگليس به نفع ماست، هميشه به نفع ماست که آمريکا با ايران نزديک باشد برعکس انگليس که هميشه خون ما را خشک کرده. اگر درباره ديدگاههای مطرح شده در اين صفحه يا کلاً ديدگاه ايرانيان لس آنجلس درباره مسئله اتمی ايران نظری داريد از طريق پنجره ای که در سمت چپ اين صفحه قرار دارد برای ما بنويسيد ديدگاههای شما: واقعاً متأثرم که اولاً چرا شما بعضی از اين افراد را نامدار می دانيد، برای اينکه مصاحبه شما ارزش داشته باشد بهتر است با تعدادی افراد صاحبنظر و خبره گفتگو کنيد نه هر کسی که حالا لس آنجلس نشين شد ثانياً مبنای بحث قابل خدشه است بايد اول ثابت بشود که ايران دنبال سلاح اتمی است بعد در موردش صحبت بشود واقعاً که از بی بی سی انتظار نمی رفت برای ايران همه چيز برعکس است: گناهکار مگر اينکه خلافش ثابت شود. مهرداد - سيدنی (استراليا) توضيح بی بی سی: همان گونه که در مقدمه اين مطلب اشاره شده، سؤالی که با افرادی که در اين صفحه از آنان نام برده شده، مطرح گرديده اين است که درباره مناقشه اتمی ايران چه نظری دارند و صلحجويانه بودن يا نبودن فعاليت اتمی ايران موضوعی است که سؤال شوندگان به خواست خود مطرح کرده اند. به نظر می رسد ديد رسانه های داخلی آمريکا روی آنها تأثير گذاشته و بيطرفانه به موضوع نمی نگرند. امين - يزد واقعاً جالب است که در يک صفحه از تعدادی شخصيت مطالبی ذکر می شود که گاه متناقض يکديگرند توأم با اظهارنظرهای متين و علمی، متأسفانه بعضی مطالبی عنوان کرده اند که بطن آنها با صحبتهای آقای احمدی نژاد فرقی نمی کند و واقعاً جای تأسف است وفتی ايرانی صحبت از حمله به ايران می کند، اگر از خود سؤال می کنيد که چرا ايرانيان لس آنجلس لابی بانفوذ ندارند جوابتان را در همين صفحه می توانيد بيابيد، من فکر می کنم آقايان و خانمهای هنرمند به حرفه خود بپردازند و اجازه دهند صاحبنظران با علم روز و آگاه به مسائل سياسی رسيدگی کنند و اگر نمی توانيد باری از مشکلات ايران و ايرانی برداريد آن را سنگينتر نکنيد چرا که شما هيچگونه احساسی نسبت به نيازها و آنچه درون ايران می گذرد، نداريد، اميدوارم خوانندگان غيرايرانی اين صفحه، مطالب عنوان شده را چکيده تفکر تمام ايرانيان ندانند. سعيد - ويرجينيای غربی (آمريکا) تا زمانی که آمريکا حکم عروسک را در دست اسرائيل دارد دنيا آرامش نخواهد داشت، تمام قلدارهای دنيا بايد بدانند که دوران قلدری تمام شده است، آمريکا، اسرائيل، ايران و بقيه ستمکاران، مردم دنيا در هر کشوری می دانند چه می خواهند اگر اين پول پرستان جاه طلب بگذارند؛ دولتمردان هر دو کشور آمريکا و ايران ديوانه اند ولی آمريکا دارد زور می گويد. ناهيد - ويرجينيا (آمريکا) اگر آقايان خيلی از سلاح هسته ای در دست ايران نگرانند بيايند شروع کنند اول از همه خودشان کلاهکهای هسته ای را که دارند نابود کنند. باور کنيد همه کشورهای ديگر هم اين کار را خواهند کرد اما صحبت سر اين حرفها نيست بلکه صحبت سر حرف زور است که ماهم تن به زور نمی دهيم نداده ايم و نخواهيم داد. عباس - مونيخ (آلمان) من هم مثل هر انسان ديگری وطنم را دوست دارم و افتخار می کنم که کشورم به جايی رسيده که ادعا می کند با استفاده از متخصصان داخلی و بدون توجه به مخالفت قدرتهای بزرگ جهان به تکنولوژی روز دنيا دسترسی دارد اما از طرفی متأسفم از اينکه رئيس جمهور مملکت ايران بی پرده و علناً آرزوی نابودی ملت ديگری همچون اسرائيل را در تريبونهای خبری عرضه می کند و مدعی است که اين خواسته همه ملت ايران است، چرا ايشان به جای ابراز دشمنی با ديگر دولتها سعی در برقراری رابطه دوستی با آنان نمی کند؟ چنانچه آمريکا، اسرائيل و ايران با يکديگر صلح کنند بسياری از بحرانهای موجود در جهان بخصوص در خاورميانه برطرف خواهد شد. علی - منچستر (انگلستان) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||