|
بازتاب سفر انوشه انصاری به فضا در ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انوشه انصاری نخستين بانوی توريست فضانورد ايرانی سرانجام پس از يازده روز سفر فضايی به زمين بازگشته است. خانم انصاری که چند ساعت پيش از پرواز بسوی فضا چهلمين سالگرد تولدش را در پايگاه فضايی روسيه در قزاقستان جشن گرفت در سن شانزده سالگی به همراه خانواده اش به ايالات متحده آمريکا مهاجرت کرده و شهروند اين کشور شده است. سفر انوشه به فضا تحقق رويای چندين ساله اش بوده است. انوشه درمطلبی در وبلاگش که از مدار زمين نوشته، از تجربه های خاصی چون ديدن ۳۲ بار طلوع و غروب خورشيد در ۲۴ ساعت می گويد و آرزو می کند ای کاش رهبران کشورهای جهان هم می توانستند زمين را از بالا ببيند. انوشه اعتقاد دارد که فضانوردان به جهت داشتن دورنمای فوق العاده رهبران بزرگی خواهند بود و بايد در انتخابات رياست جمهوری شرکت کنند. اما هموطنان خانم انصاری در ايران، سفر فضايی وی را چگونه ديدند؟ انوشه به جای پرونده اتمی از حدود شش ماه پيش که برنامه سفر اولين بانوی ايرانی به فضا تقريباً قطعی شده بود، شبکه های تلويزيونی و مطبوعات بين المللی در گفتگو با انوشه انصاری از حس و حالش درباره سفر فضايی پيش رو می پرسيدند. در زمانی که نام ايران در رسانه های جهان و به تبع آن، افکار عمومی با موضوع پرونده اتمی گره خورده بود، سفر انوشه انصاری به فضا اندکی از تمرکز رسانه های بين المللی بر ايران با موضوع اتمی کاست و سفر انوشه انصاری جای آن را گرفت. همچنان که در ميهمانيهای ايرانی بحث درباره سرنوشت پرونده اتمی جای خود را به موضوع تفننی سفر انوشه داد.
اما رسانه های غيردولتی ايران گرچه به شکلی پراکنده به اين موضوع پرداختند اما تا روزهای منتهی به سفر خانم انصاری، اهميت چندانی به آن ندادند، از همين رو جز در محافل علمی، معدودی از ايرانيها ازچند و چون اين سفر اطلاع روشن و دقيقی داشتند. ديبا، دانشجوی سال دوم رشته محيط زيست که در دانشگاه آزاد تهران مشغول به تحصيل است می گويد که نام خانم انصاری را پيش از سفرش شنيده بود اما نمی دانسته که او قرار است به مدار زمين سفر کند يا کره ماه. مريم همکلاسی ديبا نيز می گويد که به علوم فضائی و نجوم علاقه دارد اما درباره انوشه و سفر فضائی اش پيش از اين در روزنامه ها و تلويزيون چيزی نديده است. برخی از روزنامه های تهران تنها يک روز پيش از سفر انوشه در گزارشهايشان به سفر فضائی وی پرداختند و خبرگزاری جمهور اسلامی يا عنوان "فضانورد توريست ايرانی قرآن با خود به فضا برد" در چند خبر کوتاه که ترجمه خبر ديگر خبرگزاريها بود به سفر خانم انصاری پرداخت. انتقاد از تلويزيون دولتی اما مهمترين اقدام رسانه های ايران، گفتگوی تلفنی مستقيم تلويزيون دولتی با انوشه بود که از قزاقستان ساعاتی پيش از آغاز سفر وی انجام شد. اين مصاحبه درباره شرح حال زندگی و انگيزه انوشه از اين سفر بود که با واکنش يکی از روزنامه های محافظه کار تهران روبرو شد و پس از آن هم ديگر اطلاع رسانی چندانی از ادامه سفر انوشه در تلويزيون دولتی صورت نگرفت. روزنامه جمهوری اسلامی روز بعد از مصاحبه تلويزيون ايران با انوشه نوشت: "اصرار صداوسيما برای بزرگ جلوه دادن سفر يک زن پولدار ايرانی که در خارج از کشور زندگی می کند تعجب مردم را برانگيخته است. نگرانی مردم از اين است که اين رفتار صداوسيما موجب الگوسازی برای دختران و پسران جامعه ما شود، درحالی که در جامعه انقلابی ما زنان زيادی وجود دارند که با کمترين امکانات به ساختن هواپيما و انجام کارهای بزرگ صنعتی موفق شده اند." سودابه دانشجوی کارشناسی ارشد که امسال به دانشگاه تهران راه يافته می گويد که در چند هفته اخير از چند و چون سفر خانم انصاری مطلع شده است اما هرگز دلش نمی خواهد جای او باشد: "او با اين سفر ده يازده روزه به شهرت جهانی رسيد اما من مشهور شدن را دوست ندارم." 'می خواهم به استاديوم بروم نه فضا'
سودابه می گويد که از سفر فضايی می ترسد. وقتی از او درباره احساسش نسبت به اولين بانوی توريست فضايی ايرانی پرسيدم گفت که فکر می کند انوشه هم يکی از آدمهای اين دنياست چه فرقی می کند که در ايران زندگی کند يا آمريکا . برخی از خانم های ايرانی معتقدند که انوشه برای تحقق رؤيای سفرش به فضا زحمات زيادی متحمل شده اما آنچه در موفقيت او نقش سرنوشت سازی داشته امکاناتی است که در آمريکا در اختيار دارد. سودابه می گويد: "ما اينجا حتی حق رفتن به استاديوم فوتبال را نداريم اگر انوشه در ايران هم زندگی می کرد باز هم می توانست به مدار زمين سفر کند؟ من بيشتر از اينکه به فضا رفتن علاقه داشته باشم می خواهم به استاديوم بروم". اما ژيلا، خانم ميانسالی که در يکی از شهرستانهای شمالی ايران زندگی می کند از زاويه ديگری به سفر انوشه نگاه می کند. او می گويد دلش می خواهد مثل خانم انصاری به فضا سفر کند: "دوست دارم مدتی دور از مردم زندگی کنم و ببينم تجربه تنهايی مطلق در فضا چگونه است و اگر دلم برای فرزندانم تنگ شد از آن همه فاصله چه نگاهی به زمين خواهم داشت و هنگامی دوباره به آن برگردم به سهم خودم چطور از زمين نگهداری خواهم کرد." اما اين همه بحثی نيست که اين روزها در ايران درباره سفر فضای انوشه انصاری می شود. گفتگو درباره بيست ميليون دلاری که وی برای خريد امتياز اين سفر به آژانس فضانوردی روسيه پرداخت کرده هم اهميتی همچون ايرانی بودن اين خانم فضانورد دارد. از بحثهای فضائی تا دموکراسی عليرضا که بتازگی دوره دبيرستان را تمام کرده و امسال پشت کنکور مانده می گويد اگر چنين پولی در اختيار داشت برای ادامه تحصيل به آمريکا می رفت اما مادر عليرضا ترجيح می دهد چنين پولی را برای کودکانی خرج کند که به بيماريهای خاص مثل تالاسمی مبتلا هستند. اما دوست سودابه همان دانشجوی دانشگاه تهران حرف ديگری در اين باره دارد. او می گويد: "وقنی ما در دانشگاه از دموکراسی و حقوق بشر حرف می زنيم بايد ياد بگيريم که به سليقه و انتخاب آدمها هم احترام بگذاريم، خانم انصاری دوست داشته مبلغ زيادی از پولهايش را اين جوری خرج کند، ما حق نداريم برای اينکه پولهايش را برای کار ديگر خرج نکرده از او انتقاد کنيم." "تا آنجايی که من می دانم خانم انصاری جايزه ای بين المللی برای کمک به فضانوردی در نظر گرفته و حتماً به غير از اين به کسانی که احتياج دارند کمک می کند ولی معنی کمک اين نيست که آدم به آرزويی که از بچگی داشته نرسد تا مردم از او خوششان بيايد." اينها را نگار دانشجوی رشته معماری که به علوم فضائی علاقه دارد و برای رصد ايستگاه فضايی بين المللی به رصدخانه زعفرانيه تهران آمده، می گويد. بامداد روز ۲۳ سپتامبر (اول مهر) علاقمندان به نجوم که در ميان آنان مردم عادی هم ديده می شدند، بر خلاف اطلاع رسانی نامناسبی که درباره رصد ايستگاه فضائی بين المللی در آسمان ايران شده بود، به رصدخانه زعفرانيه تهران مراجعه کرده بودند. گرچه سفر انوشه انصاری به فضا بازتابی ديرهنگام در ايران داشته اما به طرح موضوعات زيادی دامن زده که يکی از آنها همين احترام به حقوق و انتخاب ديگران و دخالت نکردن در امور شخصی شان است. در عين حال به نظر می رسد بسياری از خانمهای ايرانی که از انوشه حرفی می زنند، حساس اعتماد به نفس خاصی دارند. ديبا که دو سال پيش پس از دو سال پشت کنکور ماندن، در رشته محيط زيست دانشگاه آزاد قبول شده می گويد: "خانمهای ايرانی استعدادهای زيادی دارند که اگر محيط آن فراهم باشد نتيجه اش موفقيت چشمگير آنهاست، مثلاً در همين دانشکده ما تعداد دختران دانشجو خيلی بيشتر از پسران است." آيدا هم که امسال ديپلم می گيرد می گويد که اگر بتواند به آمريکا برود حتماً اگر بخواهد می تواند به فضا هم برود: "اما من می خوام روی زمين بمونم و يه زندگی آرومی داشته باشم." سفر به فضا در متن زندگی انوشه انصاری در مدتی که در مدار زمين به سر می برد روزی سه بار ای ميلها و پيامهای که مردم به روی وبلاگش می فرستادند را در مدت کوتاهی که فرصت داشت چک می کرده و جواب می داده است. انوشه روز ۲۱ سپتامبر در وبلاگش نوشته: "هر زمانی که پيامی رو می خوانم که در اون اشاره شده که چطور بعضی تونستند از اين کار من انرژی بگيرند و انگيزه ای برای دنبال کردن آرزوهای خودشون به دست بيارند تا چه حد به خودم می بالم، زمانی که خوندم که دختر جوونی در مشهد منوديده و اين انگيزه رو پيدا کرده که روزی فضانورد بشه چشمام پراز اشک شد." سفر انوشه بجز آرزوهايی که در سر برخی از جوانان ايرانی انداخته، اين روزها اثری هم در متن زندگی مردم گذاشته است. در روزهايی که انوشه انصاری در مدار زمين و در سفر فضايی به سر می برد، سوژه ای هم به دست علاقمندان داده شده بود تا با استفاده از پيام کوتاه تلفنی (اس.ام.اس) لطيفه های به بهانه اين سفر برای هم بفرستند. يکی از اين لطيفه ها در شب پايانی سفر انوشه دست به دست می چرخيد، لطيفه ای که از يک ترانه لس آنجلسی فارسی با لهجه افغانی افتباس شده بود با اين مضمون که سازمان فضانوردی آمريکا (ناسا) اعلام کرده: فردا از او بالا (آسمان) يه کفتر می آيه يک دانه دختر می آيه. |
مطالب مرتبط بازگشت فضاپيمای حامل انوشه انصاری به زمين29 سپتامبر، 2006 | دانش و فن فضاگرد زن ايرانی عازم ايستگاه فضايی شد18 سپتامبر، 2006 | دانش و فن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||