|
جنگ در لبنان؛ بروز بی اعتمادی در روابط ايران و اعراب | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رسانههای وابسته به مراکز قدرت در ايران، پس از يک وقفه طولانی، بار ديگر آنچه را که «کشورهای مرتجع و سازشکار عرب» می نامند به باد انتقاد گرفته اند. انتقاد اين رسانهها بيشتر متوجه عربستان سعودی است که بر اساس خبرهای تاييد نشده ای که خبرگزاری های نزديک به محافل رسمی جمهوری اسلامی انتشار داده اند، پادشاه آن کشور طی نامه ای محرمانه به اهود اولمرت نخست وزير اسراييل از وی خواسته است که فرصت پيش آمده را از دست ندهد و توان نظامی حزب الله را از بين ببرد. رهبران مصر و اردن نيز که کشورهايشان با اسراييل روابط رسمی دارند، از انتقاد اين دسته از رسانه های ايران مصون نمانده اند و متهم به خيانت به اعراب و مسلمانان شده اند. اين انتقادها که با لحنی تند و گزنده صورت می گيرد، پس از آن در رسانه های ايران اوج گرفت که سيد حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در گفتگو با شبکه خبری الجزيره، برخی از کشورهای عرب را متهم کرد که در مناقشه جاری لبنان نه فقط بیطرفی پيشه نکرده اند، بلکه جانب اسراييل را گرفته اند. اين در حالی است که مقام های رسمی جمهوری اسلامی تا کنون از انتقاد صريح و مشخص به کشورهای عرب خودداری کرده اند و معمولا بدون آنکه از کشور خاصی نام ببرند، به طور کلی از اعراب خواسته اند که موضع خود را در برابر جنگ بين اسراييل و لبنان روشن کنند و سکوت خود را بشکنند. به نظر نمی رسد مقام های جمهوری اسلامی علاقه ای به ايجاد تشنج در روابط ايران و کشورهای عرب داشته باشند، چرا که چنين تشنجی ضمن آنکه علامت بازگشت ايران به دهه نخست انقلاب است، تبليغات پر حجم سالهای اخير جمهوری اسلامی را مبنی بر شکلگيری يک جبهه گسترده اسلامی عليه اسراييل و آمريکا را بی اثر می کند. در حقيقت، جمهوری اسلامی پس از يک دوره روابط بسيار تيره و متشنج با کشورهای عرب متحد آمريکا، تلاش کرد تا روابط خود را با اين کشورها بهبود بخشد. اين تلاش که خارج از ايران، نشانه حرکت جمهوری اسلامی به سمت ميانه روی پس از فوت آيتالله خمينی تلقی میشد، در داخل به عنوان «اتحاد جهان اسلام در برابر غرب» معرفی شد تا از يک سو نيروهای تندرو داخل نظام را نسبت به «جوهر انقلابی» اين حرکت متقاعد کند و از ديگر سو، مخالفان و منتقدان نظام را که به انزوای کشور در منطقه معترض بودند، خلع سلاح کند.
اينک جمهوری اسلامی که از سکوت و يا احتمالا رضايت پنهان برخی از کشورهای عرب در برابر تهاجم اسراييل به مواضع حزب الله دلنگران شده است، نمی خواهد اعتراض خود را به اين مسئله به گونه ای نشان دهد که تبليغات سالهای گذشته اش را مبنی بر اتحاد جهان اسلام بی اثر کند و خاطره انزوای ايران در جهان عرب را بار ديگر زنده کند. واقعيت اما اين است که اتحادی که مقامهای جمهوری اسلامی در باره جهان اسلام مدعی بودند، هرگز رنگ واقعيت نداشته است. کشورهای اسلامی از جمله اعراب هر کدام منافع خاص خود را دنبال می کنند و اين منافع گرچه در زمينههای ويژه ای همسو بوده، اما چيزی به عنوان ترجيح «منافع اسلامی» بر منافع ملی و يا قومی و حتی فرقه ای را در پی نداشته است. نمونه ای از تعقيب منافع فرقه ای برخی از کشورهای عرب و ايران را می توان در عراق پس از سرنگونی صدام حسين جستجو کرد. کشورهای عرب خاورميانه از اينکه سرنگونی صدام باعث پايان تسلط اقليت سنی و تشکيل دولت از سوی اکثريت شيعه در عراق شد، آشکارا ناخشنود شدند و ظاهرا ضمن عدم همکاری برای استقرار صلح و ثبات در عراق، نسبت به تشکيل يک هلال شيعی که به زعم آنان ايران و عراق و حزب الله لبنان را از طريق سوريه به هم پيوند می داد، هشدار دادند. ملک عبدالله پادشاه اردن و حسنی مبارک رئيس جمهور مصر دو رهبر متنفذ عربی بودند که در اين باره صراحت به خرج دادند به طوری که مبارک حتی تا آنجا پيش رفت که مدعی شد همانطور که يهوديان به جای وفاداری به کشور محل اقامت خود به اسراييل وفادارند، شيعيان ساکن در ساير کشورها نيز به ايران وفادارند. اين سخنان پس از آنکه موجب خشم شيعيان عراق، حزب الله لبنان و دولت ايران شد، مبارک را بر آن داشت تا گفتههای خود را تعديل کند، هر چند که ظاهرا از نگرانی وی و ساير کشورهای عرب منطقه از شکلگيری هلال شيعی نکاست. چنين به نظر می رسد که پس از به قدرت رسيدن شيعيان در عراق، کشورهای عرب نسبت به نفوذ حزب الله در منطقه از جمله مسئله فلسطين بيش از پيش نگران شدند بخصوص اينکه حزب الله با تاکيد دائمی بر موفقيت خود در وادار کردن ارتش اسراييل به عقب نشينی از جنوب لبنان کوشش می کرد تا استراتژی خود را به گروه های اسلامگرای سنی در منطقه بقبولاند. اين اقدام حزب الله از سوی برخی از اعراب به عنوان ترويج تشيع و گسترش نفوذ ايران تلقی می شد و اسباب نگرانی آنها را فراهم می آورد. ظاهرا ايران و حزب الله نخواستند دريابند که آنچه آنها خطر اسراييل و آمريکا برای خاورميانه و جهان اسلام می نامند، لزوما مورد پذيرش همه کشورهای عرب نيست، بنابراين، آن دو از تحولات اخير غافلگير شده و خود را تنها يافته اند. |
مطالب مرتبط آمادگی رزمی نيروی زمينی اسرائيل در مرز لبنان22 ژوئيه، 2006 | صفحه نخست آمريکا بمب رسانی به اسرائيل را تسريع می کند22 ژوئيه، 2006 | صفحه نخست تهاجم اسرائيل به خاک لبنان همچنان ادامه دارد22 ژوئيه، 2006 | صفحه نخست اسرائيل در لبنان به حملات زمينی روی می آورد21 ژوئيه، 2006 | صفحه نخست اسرائيل به تهاجم به خاک لبنان شدت می دهد21 ژوئيه، 2006 | صفحه نخست افزايش حمايت مردم کشورهای عربی و مسلمان از حزب الله21 ژوئيه، 2006 | صفحه نخست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||