|
توسل آمريکا به 'قدرت نرم' در برابر ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ايالات متحده آمريکا با اعمال تغييری عمده در سياست خارجی خود، گفته است به شرط تعليق غنی سازی اورانيوم توسط ايران، آماده است به مذاکرات اروپا با ايران بر سر برنامه اتمی اين کشور ملحق شود. يکی از راه های درک اين تغيير، مقايسه نحوه برخورد با ايران در دوره دوم رياست جمهوری جورج بوش با نحوه برخورد با عراق در دوره نخست رياست جمهوری اوست. دولت آمريکا در مورد عراق متحدان خود را رنجاند و تنها به صورتی نيم بند به سازمان ملل متحد توسل جست. اين احساس عمومی وجود داشت که واشنگتن، صرف نظر از ابعاد مخالفت های بين المللی، قصد جنگ کرده است. اکنون آمريکايی ها در عراق گرفتار شده اند و اکثر کارشناسان فکر می کنند که اين جنگ نه تنها به شکست دادن القاعده و افراط گرايی اسلامی کمکی نکرده، بلکه چوب به آتش "جهاد بين المللی" ريخته است. اين وضع باعث تغيير در رويکرد آمريکا شده است. ابزار نابُرّا در دوره دوم رياست جمهوری جورج بوش، درحالی که کاندوليزا رايس سکانداری وزارت خارجه را به عهده گرفت، عملگرايی بار ديگر به صحنه بازگشته است. اگر در دوره نخست "قدرت سخت" غالب بود اکنون "قدرت نرم" بار ديگر دور برداشته است. به عبارت ديگر، زور ابزاری نابُرّا برای دست يافتن به تغيير است - به خصوص اگر باعث شود تنها به حال خود رها شويد. "قدرت نرم" - شيوه های غيرنظامی مانند ديپلماسی و اهرم های اقتصادی و کار کردن با متحدان - کم هيجان تر اما در ضمن کم خطرتر است. در مورد ايران، نخستين تغيير جهت دکتر رايس اين بود که به بريتانيا، فرانسه و آلمان اجازه دهد گفتگوها با ايران با هدف قانع کردن آن کشور به دست کشيدن از برنامه غنی سازی اورانيوم را سر فرصت دنبال کنند. ايران نيز در آن بازی شرکت کرد. اما از نقطه نظر اين کشور، درحالی که اروپايی ها می توانند گفتگو کنند، اين واشنگتن است که کليد حل مشکلات را در دست دارد. به اين ترتيب اکنون در يک تغيير جهت ديگر، دکتر رايس می گويد آمريکا به گفتگوهای چندجانبه خواهد پيوست - اما تحت شرايط بسيار خاص. موثر خواهد بود؟ هدف، منزوی کردن ايران و محروم کردن آن کشور از هر بهانه ای برای سرپيچی يا ابهام گرايی بيشتر است. اگر آمريکايی ها بتوانند يک اجماع قاطع بين المللی ايجاد کنند - و روسيه و چين را به شکلی روشن در اردوگاه خود قرار دهند - دستاوردی چشمگير خواهد بود. امکان دارد که تندروها در سطح رهبری ايران، صرف نظر از هر تحولی، به راه خود ادامه دهند. آنها با توجه به سرمايه گذاری سياسی عظيمی که برای بدل شدن به يک قدرت اتمی کرده اند، ممکن است از عقب نشينی خودداری کنند. آنها معتقدند که آمريکا در عراق به تله افتاده و در موقعيتی نيست که بتواند برای "تغيير رژيم" در تهران تلاش کند. برخی تندروها ممکن است حتی از مقابله جويی به عنوان راهی برای دميدن نفسی تازه در جان انقلاب اسلامی استقبال کنند. از طرف ديگر، عملگرايان در تهران، ممکن است استدلال کنند که بايد از انزوای کامل بين المللی - و تحميل تحريم های اقتصادی و سياسی - پرهيز کرد. به مصاف آمريکا رفتن يک چيز است؛ به مصاف جهان رفتن چيز ديگر. |
مطالب مرتبط کاخ سفيد: از موضع ايران دلگرم شده ايم 06 ژوئن، 2006 | ايران سولانا در تهران؛ آغاز تلاش برای دستيابی به توافق با سران ايران05 ژوئن، 2006 | ايران ايران نگرانی هسته ای شورای همکاری خليج فارس را رد کرد05 ژوئن، 2006 | ايران رایس: تهدید نفتی ایران را جدی نمی گیریم04 ژوئن، 2006 | ايران ايران قول داد پيشنهاد قدرت ها را به دقت بررسی کند03 ژوئن، 2006 | ايران تاکيد چين و روسيه بر مذاکره اتمی با ايران 02 ژوئن، 2006 | ايران رايس: در صورت تحقق شروط، آماده ديدار با مقامات ايرانی هستم02 ژوئن، 2006 | ايران ايران شروط آمريکا برای مذاکره مستقيم را نپذيرفت01 ژوئن، 2006 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||