|
بازتاب مناقشه اتمی ايران در نشريات بريتانيا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روزنامه های روز جمعه (2 ژوئن) لندن، نتيجه مذاکرات وزرای امور خارجه کشورهای عضو شورای امنيت به علاوه آلمان درباره ايران را با توجه به تحول يکروز قبل از آن یعنی پيشنهاد آمريکا به ايران برای ورود به مذاکرات مستقيم بررسی کرده و نظريات متفاوتی ارائه کرده اند. سرمقاله روزنامه تايمز به عنوان 'ايران زير فشار' تغيير جهت سياسی واشنگتن را به موقع خوانده است و در قبول آن از سوی ايران برای محافظه کاران حاکم در تهران منافعی نيز پيش بينی کرده است که به مردم ايران بگويند موضع سرسختانه آنها بود که آمريکا را به پشت ميز مذاکره آورد. ولی اضافه می کند که امکان ادامه پنهان کاری ايران در فعاليتهای هسته ای اش را نبايد از نظر دور داشت. تايمز در پشتيبانی از سياست آمريکا آنرا در ميان مردم ايران نيز که به قول اين روزنامه در انتظار خروج از انزوای بين المللی هستند سياستی با طرفدار ديده و به تهران توصيه کرده است که آنرا بپذيرد چون از ديد اين روزنامه رد آن رژيم ايران را از درون با خطر مواجه خواهد کرد. گاردين اما نظری کاملا متفاوت در مقاله روزنامه ارائه داده است. جانتون استيل، نويسنده گاردين،معتقد است اگر ايران آماده گفتگو با آمريکا است ايالات متحده بدون پيش شرطی بايد وارد مذاکره شود. نويسنده گاردين شرط تعليق غنی سازی را بی معنی خوانده و حملات غرب عليه مواضع محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، را تاحد زيادی تبليغاتی دانسته و سخنان وزير امورخارجه آمريکا درباره ايران را نسنجيده خوانده و معتقد است که عجولانه تنظيم شده است. نويسنده مقاله گاردين می گويد در خواست آمريکا از ايران به امتياز بخشی پيش از مذاکره، ناقض اصل مذاکره با هدف دست يابی به تفاهم است . جانتون استيل نگرانی های ايران از نا امنی در منطقه خليج فارس را حتی بدون مساله حضور آمريکا در منطقه، دلواپسی واقعی دانسته و می نويسد امکان مداخله نظامی ترکيه يا عربستان در عراق در تهران وحشت برانگيز است؛ و در پايان به اين نتيجه رسيده است که اتم يا غير اتم آمريکا هرگاه قصد ترک خاک عراق را داشته باشد ناگزير از مذاکره با ايران است و ضمن استقبال از پيشنهادات اخير واشنگتن به تهران می گويد بايد اينکار را بدون پيش شرط آغاز کند. فاينشال تايمز در يک صفحه دو مقاله در باره تغيير سياست واشنگتن در قبال مذاکره با ايران و ادامه سوءظن ايران نسبت با هر اقدام آمريکا دارد. تحليل گرفاينشنال تايمز در واشنگتن پس از اشاره به تفوق يافتن کاندليزا رايس به جنگ طلبانی مانند ديک چينی معاون جورج بوش در زمينه تغيير سياست خارجی می نويسد اگر چه پيشنهاد مذاکره با ايران باعث خشم نو محافظه کاران در واشنگتن شده و آنرا نوعی خيانت به استراتژی ايالات متحده در قبال ايران تلقی کرده اند، اما اعتماد جورج بوش به قضاوت سياسی وزير امور خارجه اش آنقدر است که نظرات چنی و يا وزير دفاع را تحت الشعاع قرار دهد. فاينشال تايمز به بررسی علل حذف اشاره به عباراتی مانند تغيير رژيم يا امکان مداخله نظامی در ايران از سخنان مقامات ارشد در واشنگتن می پردازد و آن را به نبود پشتيبانی عمومی برای يک اقدام نظامی ديگر در خاورميانه در ميان مردم آمريکا و ديگری دريافت اين واقعيت که ادامه شيوه تقابل با ايران به هدف ايجاد امنيت در عراق کمکی نخواهد کرد، نسبت می دهد. فايننشال تايمز از قول ريچارد آرميتاژ، معاون وزارت خارجه آمريکا در بين سالهای 2001 تا سال گذشته ميلادی، می نويسد واشنگتن با مراجعه به تجربه رفع اختلافاتش با ليبی دريافته که تغيير در سياستهای يک رژيم ارجح است به تغيير يک رژيم؛ و در تشريح واضحتر تغييرتاکتيک يا استراتژی واشنگتن (در قبال ايران) از قول استروب تالبوت، رئيس موسسه مطالعاتی بروکينگ، در واشنگتن می نويسد خواسته دولت جورج بوش از ايران اين بود که اول اسلحه ات را به من تسليم کن تا بعد سوی تو شليک کنم که بعد متوجه شد اين روش نه به جايی می رسد و نه به سود آمريکاست. ولی در پايان مقاله اش نويسنده فايننشال تايمز می نويسد خانم رايس شيوه بازی را تغيير داده اما تمام گزينه ها را هم برای واشنگتن باز گذاشته است. اکونوميست هفته نامه اکونوميست نيز در دو مطلب به مسايل ايران پرداخته است. مطلب اول اين نشريه گزارش کوتاهی است از اقدام مقامات آمريکايی برای مذاکرات مشروط با ايران. نويسنده اين گزارش معتقد است که اقدام آمريکا ايران را در موضع دفاعی قرار داده است. از سوی ديگر به گفته اين نشريه اين اقدام باعث می شود که جبهه بين المللی در مقابله با ايران متحدتر شود. در همين رابطه نويسنده اين گزارش کوتاه معتقد است که مهمتر ازهمه اين است که اقدام آمريکا با هدف تحت تاثير قرار دادن روسيه و چين اتخاذ شده است. بدين معنی که اگر ايران با وجود اين اقدامات باز هم همکاری نکرد، آنگاه تحريمهای سازمان ملل متحد عليه ايران بايد اعمال شود. چين و روسيه که دارای ارتباطات تجاری گسترده با ايران هستند مخالف اعمال تحريمها عليه اين کشور هستند. نا آراميهای اخير ايران مقاله دوم هفته نامه اکونوميست به نا آراميهای اخير در ايران اشاره دارد بخصوص نا آراميهای مناطق ترک نشين ايران که بدنبال انتشار کاريکاتوری در نشريه ايران جمعه رخ داد. نويسنده مقاله اشاره دارد به مناطق کردنشين و عرب نشين و به نقل از رحيم شهبازی که اکونوميست وی را يک ناسيوناليست آذری مقيم آمريکا معرفی کرده می نويسد که مشکلات قوميتها (در ايران) "بمب اتمی است که رژيم ايران را نابود می کند." نويسنده در ادامه مقاله می نويسد که آذريها که در حدود 16 ميليون نفر از تقريبا 70 ميليون نفر جمعيت ايران را شامل می شوند بطور کل شيعه هستند و در مقايسه با اقليتهای سنی کشور کمتر مورد بی توجهی دولت قرار گرفته اند. به گفته اکونوميست ازدواج آذريها با غير آذريها زياد است، و حضور آنها در طبقه تجاری و نخبگان کشور محسوس است. گزارشگر اکونوميست می نويسد که از رهبر ايران که خود ريشه آذری دارد تا مقامات ديگر کشور همه "دشمنان" خارجی را مسئول حوادث اخير خوانده اند. به گفته اکونوميست در زمانی که آمريکا بدنبال يک نيروی اپوزيسيون با هدف حمايت از آنهاست بسياری از ايرانيان اين ادعاها را می پذيرند. به نوشته اکونوميست برخی از ناسيوناليستهای آذری در جمهوری آذربايجان و تعدادی ديگر در آمريکا از راديو، تلويزيون و اينترنت استفاده کردند تا نا آراميها را تحريک کنند. اما ترکيه در طول اين نا آراميها ساکت ماند. به عقيده نويسنده بخشی از مواضع ترکيه البته بدلايل منافع مشترک؛ بخصوص در ارتباط با کردهای اين کشور است. با اين نکته نويسنده در ادامه اشاره دارد به فعاليت کردهای عراق و ترکيه و سپس اقليت کرد در ايران و نارضايتهای آنان و به نقل از يک شخصيت دانشگاهی کرد ايرانی می نويسد که کردها (ی ايران) بخصوص کردهای سنی مذهب که در اکثريت قرار دارند از تلويزيون کردی زبان دولتی (ايران) "متنفرند". به نوشته اکونوميست بسياری از کردها "تلويزيون روژ" را نگاه می کنند که تبليغات "پژاک" را به نمايش می گذارد. "پژاک" شاخه ايرانی حزب کارگران کردهای ترکيه (پ ک ک) است. به نوشته اکونوميست ترکيه در قبال بمباران مواضع "پژاک" در عراق از سوی ايرانيها که مدتی پيش صورت گرفت، موضعی اتخاذ نکرد. همچنين ايرانيها تعدادی از افراد مسلح پ ک ک را که به بازداشت آنها در آمده اند به مقامات ترکيه تحويل دادند. در ادامه هفته نامه اکونوميست به نا آراميهای پيشتر در مناطق شرقی ايران و درگيريهای اين منطقه و خشونتهای گروه "جندالله" و ريگی، رهبر آن اشاره دارد. به نوشته اکونوميست درخلال اين نا آراميها و خشونتها مقامات ايران هيچگاه اشاره ای به وجود فقر و بيکاری مزمن که گريبانگير منطقه است ندارند. هفته نامه سپس می نويسد بدليل آنکه بين کشورهايی قرار دارد که مردم آن در حال مهاجرت هستند، دارای مرزهايی بسيار آسيب پذير است. اکونوميست در انتها می نويسد در بحث و تبادل نظرهايی که در يک موسسه دست راستی در آمريکا مدتی پيش انجام شد مشخص شد که گروهای مخالف رسمی ايران به اندازه جمهوری اسلامی با پيوستن اقليتهای قومی دو سوی مرز به همديگر مخالف هستند، و سپس نتيجه گيری می کند که مناطق مرکزی ايران متمرکز و قوی است و به مشکلت اقليتها بی اعتناست. |
مطالب مرتبط واکنش های داخلی آمریکا به تغییر موضع دیپلماتیک این کشور31 مه، 2006 | ايران ايران شروط آمريکا برای مذاکره مستقيم را نپذيرفت01 ژوئن، 2006 | ايران آمریکا به نتیجه اجلاس وین درباره ايران امیدوار است30 مه، 2006 | ايران آمادگی مشروط آمريکا برای مذاکره مستقيم با ايران31 مه، 2006 | ايران هشدار سولانا به ايران در مورد خودداری از پذيرش پيشنهادهای اتمی30 مه، 2006 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||