|
حمايت جنبش عدم تعهد از برنامه هستهای ايران؛ صوری يا واقعی؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
وزيران خارجه جنبش عدم تعهد در پايان نشست هفته جاری خود در کوالالامپور با صدور بيانيهای نسبت به هرگونه حمله به تاسيسات هستهای ايران هشدار دادند و بر حق همه کشورهای جهان برای دستيابی به فناوری هستهای بدون هرگونه تبعيض تاکيد کردند. مساله اما اين است که آيا حمايت جنبش عدم تعهد از برنامه هستهای ايران به تقويت موضع جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟ در ابتدا چنين به نظر میرسد که حمايت ۱۱۴ کشور در حال توسعه جهان از يکی از اعضای خانواده خود بیتاثير نباشد، اما در صحنه عمل چنين تاثيری را نمیتوان مشاهده کرد. تضاد رای کشورها در آژانس و در جنبش برخی از مهمترين اعضای جنبش عدم تعهد مانند هند، مصر و برزيل که در نشست کوالالامپور از برنامهای هستهای ايران حمايت کردند، پيش از اين در شورای حکام آژانس بينالمللی انرژی اتمی به قطعنامهای که تعليق کامل فعاليتهای غنیسازی اورانيوم از سوی ايران را خواستار شده بود، رای مثبت دادهاند و حتی برای ارجاع پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنيت سازمان ملل با آمريکا و متحدان آن همراه شدهاند. در اين نوع عملکرد يک تناقض ديده میشود بدين صورت که اغلب اعضای جنبش عدم تعهد وقتی بخواهند در چارچوب نهادهايی مانند شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی و يا شورای امنيت سازمان ملل درباره برنامه هستهای ايران تصميمگيری کنند، عليه اين کشور موضع میگيرند، اما اگر بخواهند در قالب جنبش عدم تعهد در اين باره نظر دهند به نفع عضو خود موضعگيری میکنند. عدم تعهد به "رای" اين در حالی است که رای کشورها در داخل نهادهای وابسته به سازمان ملل معمولا پيامد عملی دارد، در حالی که رای آنها در چارچوب جنبش عدم تعهد نه فقط التزامی در پی ندارد، بلکه تعهدی نيز برای کشورها ايجاد نمیکند. اين مطلب بدان معناست که جنبش عدم تعهد در دوران پس از جنگ سرد ديگر نقش و کارکرد خود را چندان جدی نمیگيرد و به مصوبات خود به مثابه بيانيههايی بیاثر و صرفا اخلاقی نگاه میکند. واقعيت اين است که جنبش عدم تعهد در دنيای دو قطبی مبتنی بر جنگ سرد شکل گرفت تا کشورهای در حال توسعه خود را ملتزم به اتحاد با يکی از دو قطب شرق و غرب نبينند و راه سومی را برگزينند. بحران عدم تعهد هر چند که «عدم تعهد» بسياری از کشورهای عضو اين جنبش در دوران جنگ سرد محل ترديد بود و اغلب اعضا به نحوی به يکی از دو بلوک قدرتمند جهان متعهد بودند، با اين همه، جنبش عدم تعهد با بهرهگيری از فضايی که رقابت بين شرق و غرب ايجاد کرده بود، میتوانست در برخی حوزهها سياست مستقل خود را دنبال کند. فروپاشی نظام دوقطبی مبتنی بر جنگ سرد و ظهور نظامی که ساموئل هانتينگتون نظريهپرداز آمريکايی آن را تک - چند قطبی ناميده و هنوز ابعاد آن به طور کامل شکل نگرفته است، جنبش عدم تعهد را با بحران کارکرد روبرو کرده است. در نظم در حال ظهور جهانی، بسياری از اعضای موثر و محوری جنبش عدم تعهد منافع خود را در همکاری با آمريکا و متحدانش دنبال میکنند و از همين رو تصميمگيریهای داخل جنبش را به عنوانی اموری صرفا پروتکلی و صوری به حساب میآورند. عدم تعهد موضع رسمی نيست قاعدتا از همين روست که قدرتهای بزرگ جهانی ديگر نسبت به بيانيههای جنبش عدم تعهد حساسيت نشان نمیدهند و حتی به متحدان خود در داخل جنبش برای دادن رای مثبت يا منفی به يک موضوع خاص اعمال فشار نمیکنند. بر اين اساس، رای اعضای جنبش عدم تعهد در چارچوب اين جنبش به معنی موضع رسمی آنها تلقی نمیشود و به همين علت اعضا تعهدی به حفظ موضعشان نمیبينند. به هرحال گرچه حمايت جنبش عدم تعهد از يک کشور به طور کامل خالی از فايده نيست، اما آن کشور با اتکاء به چنين حمايتی قادر به پيشبرد اهداف خود در جامعه بينالمللی نيز نخواهد بود. | مطالب مرتبط حمايت جنبش عدم تعهد از برنامه هسته ای ايران30 مه، 2006 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||