BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 12:52 گرينويچ - جمعه 12 مه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
'محور ضعف' و سرنوشت پرونده هسته ای ايران
جلد اکونوميست
هفته نامه اکونوميست سرمقاله شماره 13 مه خود را به دشواری های داخلی جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، و تونی بلر، نخست وزير بريتانيا اختصاص داده و در عين حال، ادامه تعهد آقای بوش به برخورد با بحران هايی از جمله مناقشه هسته ای ايران را ياد آور می شود و در مطلب ديگری ارسال نامه رييس جمهوری ايران برای جورج بوش را بررسی می کند.

در سرمقاله اکونوميست، که با عنوان "محور ضعف" منتشر شده و يادآور اظهارات چند سال قبل جورج بوش در باره 'محور شرارت' است، آمده است که همفکری و دوستی رييس جمهوری آمريکا و نخست وزير بريتانيا در خلال پنج سال گذشته و به خصوص پس از حملات انتحاری يازدهم سپتامبر در آمريکا تحولات جهانی را شکل داده است.

اکونوميست می نويسد که در حال حاضر، ميزان محبوبيت آقای بوش در نظر خواهی از آمريکاييان به 31 درصد کاهش يافته و تونی بلر نيز با فشار بخشی از حزب حاکم کارگر برای کناره گيری از قدرت مواجه است.

به نوشته اکونوميست، احتمالا تونی بلر حداکثر بتواند تا يک سال ديگر در سمت نخست وزير و رهبر حزب کارگر فعاليت کند اما جورج بوش، حتی با وجود کاهش محبوبيت وی، تا سال 2009 همچنان زمام امور را در ايالات متحده در دست خواهد داشت اما در هر صورت، اتحاد اين دو رهبر که با اعتماد به نفس، و حتی از موضع اخلاقی، مقابله مسلحانه غرب عليه طالبان را شکل بخشيدند و به عراق حمله کردند، اينک گرفتار ضعف شده است. خاتمه دوره زمامداری تونی بلر بی ترديد باعث می شود تا جورج بوش نه تنها فقدان يک متحد نيرومند، بلکه نبود فردی را احساس کند که در بسياری از مسايل با وی تفاهم داشته است.

متحد جديد بوش

اکونوميست اظهار نظر می کند که با نزديک شدن زمان خروج تونی بلر از صحنه سياسی، به نظر می رسد که جورج بوش در آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، متحد جديدی را کشف کرده باشد.

خانم مرکل در مورد مسايلی مانند سياست هسته ای ايران و موضع تهديد آميز مقامات اين کشور عليه اسرائيل صراحت لهجه به خرج داده است اما در همانحال، برخی ديگر ازمتحدان آقای بوش مانند خوزه ماريا ازنار و سيلويو برلوسکونی، نخست وزيران سابق اسپانيا و ايتاليا نيز از قدرت کنار گذاشته شده اند.

 اين دو نفر (بوش و بلر) دارای اعتقادات قوی مذهبی هستند، هر دو با تروريسم جهادی و گسترش جنگ افزارهای هسته ای مخالفند و آنها را مشابه تهديداتی تلقی می کنند که در دهه 1930 از سوی هيتلر متوجه جهانيان بود بی آنکه رهبران غربی اين خطر را شناسايی کنند و برای جلوگيری از نتايج آن دست به اقدام بزنند تا زمانی که هيتلر چنان قدرت گرفت که مقابله با وی بدون جنگی پر تلفات و پر خسارت امکانپذير نشد
اکونوميست

نويسنده اکونوميست با اشاره به اينکه آقای بوش از نظر سياسی فردی راستگرا و آقای بلر فردی چپگرا محسوب می شوند، می نويسد که تفاوت اعتقادات اين دو نفر اتحاد چند ساله آنان را مهمتر جلوه می دهد.

به نوشته اکونوميست، اين دو نفر دارای اعتقادات قوی مذهبی هستند، هر دو با تروريسم جهادی و گسترش جنگ افزارهای هسته ای مخالفند و آنها را مشابه تهديداتی تلقی می کنند که در دهه 1930 از سوی هيتلر متوجه جهانيان بود بی آنکه رهبران غربی اين خطر را شناسايی کنند و برای جلوگيری از نتايج آن دست به اقدام بزنند تا زمانی که هيتلر چنان قدرت گرفت که مقابله با وی بدون جنگی پر تلفات و پر خسارت امکانپذير نشد.

اکونوميست می نويسد بنابراين، آنان معتقدند که بايد مانند چرچيل، که از معدود سياستمدارانی بود که در آن زمان عليه قدرت گيری آلمان نازی هشدار می داد، پيش از آنکه دير شود با خطرات کنونی بايد مقابله کرد.

به نوشته اکونوميست، حتی قبل از حملات يازدهم سپتامبر نيز تونی بلر شرايط روآندا و کوزوو را توجيه کننده دکترين مداخله ليبراليسم تلقی می کرد و اعتقاد داشت که دموکراسی های بزرگ جهان وظيفه دارند حتی بدون موافقت سازمان ملل برای از ميان بردن خشونت و بی عدالتی از زور استفاده کنند.

لزوم ادامه حضور خارجی بوش

اکونوميست در ادامه مقاله اين سئوال را مطرح می کند که آيا ضعف رييس جمهوری آمريکا به منزله ناتوانی وی در ماجراجويی خارجی و در نتيجه، تغييری مثبت خواهد بود؟

نويسنده مقاله در پاسخ می گويد که گرچه آقای بوش در توجيه حمله به عراق و نحوه اداره اين کشور پس از اشغال مرتکب اشتباهاتی شده و توصيه تونی بلر در تلاش برای استقرار صلح در خاورميانه را ناديده گرفته است، اما آمريکا نمی تواند برای جبران اين اشتباهات دست از دنيا بشويد و به درونگرايی متوسل شود. برعکس، در اين نظر که آمريکا بايد نسبت به خطر تروريسم، حکومت های استبدادی و گسترش تهديد هسته ای واکنش موثر نشان دهد، بايد حق را به جانب جورج بوش داد.

بوش و مرکل
'بوش متحد جديدی در مرکل يافته است'

اکونوميست می افزايد که نظرات آقای بوش نادرست نبوده و مشکلاتی که وی با آنها دست به گريبان است بيشتر از اجرای نادرست اين نظرات ناشی شده است.

به نوشته اکونوميست، در هر حال، بدون توجه به تضعيف موقعيت سياسی جورج بوش در داخل آمريکا، وی همچنان مسئوليت هايی را در خارج بر عهده دارد. وی بايد اطمينان حاصل کند که تا قبل از تثبيت دولت عراق و استقرار امنيت در اين کشور ايالات متحده وادار به خروج از عراق نمی شود، بايد همچنان جبهه مخالفت با اتمی شدن ايران را حفظ کند، بايد به تلاش بيشتری برای تاسيس کشور مستقل فلسطينی دست بزند، نبرد عليه القاعده را ادامه دهد، در برابر زورگويی روسيه به همسايگانش پايداری ورزد و به آمريکاييان کمک کند تا به نحوی با قدرت گيری چين کنار بيايند.

اکونوميست اظهار نظر می کند که اگر جورج بوش دانايی به خرج دهد، برای رسيدن به اين هدف ها به تلاش خود برای جلب متحدان جديد خواهد افزود حتی اگر آمريکا ناگزير شود گاه به تنهايی وارد عمل شود.

به نوشته اين هفته نامه، در عين حال، بدون همراهی تونی بلر، آقای بوش خود را تنهاتر و پياده کردن سياست های خود را دشوارتر خواهد يافت.

نامه احمدی نژاد

اکونوميست در مطلب ديگری تحت عنوان "در باره خدا و بشر" و زيرعنوان "اتکای به پيغمبران" به نامه اخير محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، به جورج بوش می پردازد.

اکونوميست در ابتدای اين مطلب می نويسد که بن بست بحران هسته ای ايران به نحوی است که ممکن است هر يک از طرف های ذيربط - به استثنای دولت چين که خدا پرست نيست - برای حل و فصل آن به قدرت الهی متوسل شود.

احمدی نژاد و جورج بوش
نامه احمدی نژاد به بوش کمکی به حل بن بست هسته ای ايران نکرده است

با اينهمه، نامه پر از ايراد و شکوه محمود احمدی نژاد، به عنوان مکاتبه يک مومن خداشناس به يک مومن خداشناس ديگر هم احتمالا نتواند به اين بن بست خاتمه دهد.

در عوض، پس از مذاکرات دشوار وزيران خارجه پنج عضو دايم شورای امنيت و آلمان، سه کشور اروپايی آماده شده اند تا برای يافتن مشوق های بيشتری به منظور وادار کردن ايران به کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانيوم دست به فعاليت بزنند.

به نوشته اکونوميست، نظر اروپاييان اين است که دو گزينه مشخص را در برابر ايران قرار دهند: افزايش تجارت، کمک به دريافت سوخت هسته ای از منابع ديگر و يا مواجه شدن با امکان تحريم های بين المللی هر چند روسيه و چين تا کنون با چنين تحريم هايی مخالفت ورزيده اند.

اکونوميست می افزايد که در نامه آقای احمدی نژاد نشانه ای از تغيير موضع ايران ديده نمی شود و در عوض، وی اين سئوال را مطرح کرده که چرا دستاوردهای فنی و علمی خاورميانه هميشه به عنوان تهديدی عليه اسرائيل قلمداد می شود؟

اکونوميست می افزايد که در واقع، چنين نيست و اروپا و آمريکا با استفاده ايران، مانند هر کشور ديگری، از انرژی هسته ای مشکلی ندارند بلکه به قرار گرفتن فناوری های بسيار خطرناک دردست رژيمی معترض اند که به مدت بيست سال به بازرسان بين المللی دروغ گفت و اسرائيل را مورد تهديد قرار می دهد.

انگيزه احمدی نژاد

اکونوميست در اين زمينه، ابراز ترديد آقای احمدی نژاد در مورد هولوکاست - کشتار يهوديان توسط آلمان نازی - راياد آور می شود و می افزايد که وی حق موجوديت اسرائيل را نيز زير سئوال برده است.

اين هفته نامه به طور مختصر به محتوای نامه آقای احمدی نژاد اشاره می کند و می افزايد که در اين نامه، وی حمله به عراق و فشار غرب بر دولت حماس در فلسطين برای شناسايی اسرائيل را مورد انتقاد قرار می دهد.

 شايد دعوت به بازگشت به تعليمات انبيا بيش از آنکه با هدف هدايت آقای بوش به سوی رستگاری اخروی عنوان شده باشد به تلاش آقای احمدی نژاد برای تقويت موقعيت خود در همين جهان زمينی مربوط باشد
اکونوميست

به نوشته اکونوميست، به نظر می رسد که هدف رييس جمهوری ايران از ارسال اين نامه جلب نظر مساعد جهان عرب بوده باشد اما در عين حال، بسياری از مردم ايران دفاع از مظلومان در آفريقا و آمريکای لاتين را از سوی رييس جمهوری رژيمی که با شدت عمل با مخالفان خود برخورد می کند مبالغه آميز می دانند.

اکونوميست اظهار می دارد که به گزارش ديده بان حقوق بشر، از سازمان های بين المللی مدافع حقوق بشر، دست کم دو تن از وزيران کابينه آقای احمدی نژاد در نقض مستمر حقوق بشر از جمله اعدام مخالفان نقش داشته اند.

در پايان اين مطلب، اکونوميست سئوال می کند که انگيزه آقای احمدی نژاد از ارسال نامه ای برای جورج بوش چه بوده است؟

در حاليکه دولت آمريکا تحت فشار قرار گرفته تا وارد مذاکرات مستقيم با ايران شود و برخی از رقيبان آقای احمدی نژاد در داخل ايران نيز به چنين تحولی روی خوش نشان داده اند، به نظر می رسد که اظهارات وی در اين زمينه که برخی از مقامات آمريکايی ممکن است مسبب حملات انتحاری يازدهم سپتامبر بوده باشند انگيزه ای جز توهين و ايجاد ناخرسندی در ايالات متحده نداشته باشد.

اکونوميست نتيجه می گيرد که "شايد دعوت به بازگشت به تعليمات انبيا" بيش از آنکه با هدف هدايت آقای بوش به سوی رستگاری اخروی عنوان شده باشد به تلاش برای تقويت موقعيت آقای احمدی نزاد در همين جهان زمينی مربوط باشد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران