|
اعتماد ملی: 'اول روزنامه حرفه ای، بعد تريبون اصلاح طلبان' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نخستين شماره روزنامه اعتماد ملی که صبح روز شنبه در ۱۶ صفحه در تهران منتشر شد، نشان از يک روزنامه پخته و جا افتاده در شکل و محتوا دارد. از همين شماره اول، چنان همه چيز سر جای خودش قرار دارد که نبايد صبر کرد تا هر چيزی جای خود و شکل خود را پيدا کند. تيتر اول روزنامه به "بن بست مذاکرات هسته ای" اختصاص يافته و سر مقاله آن گويای روشن راه و روش روزنامه است. از سرمقاله آن می توان دريافت که روزنامه اعتماد ملی، اعتماد ملی را "سرمايه بی نظيری می داند که پشتوانه هر حرکتی خواهد بود" و "حکومت ها بر پايه آن می توانند پايدار بمانند"؛ جمهوريت را از اسلاميت جدا نمی کند و از جمهوری اسلامی با قرائتی که آيت الله خمينی از آن داشت، دفاع خواهد کرد؛ منافع ملی را بر منافع گروهی و حزبی ترجيح خواهد نهاد و کار حرفه ای را دنبال خواهد کرد، اما در سياست خود را در گفتمان اصلاح طلبی تعريف می کند؛ مدافع جامعه مدنی است و بر آزادی دسترسی به اطلاعات تأکيد دارد؛ چنانکه خود را تريبون همه جريان ها می داند "تا بتوانند در فضايی معقول به تضارب آرا بپردازند"؛ و سرانجام آنکه در جهان پر خشونت امروزی بر صلاح و دوستی در سطح بين المللی تأکيد می ورزد. مهمترين مطالب شماره اول "اعتماد ملی" در يک تورق و نگاه گذرا عبارتند از "دمکراسی از نگاه بازرگان" ( گفتگو با محمد بسته نگار )، تجربه مدرنيته ايرانی ( گزارشی از سخنرانی علی پايا در دانشکده علوم اجتماعی ) گريز از نشان سرکج عدالت ( بحثی درباره عدالت اقتصادی ) و "نقطه پايان بر شعر آزاد" که در رثای شاعر از دست رفته، محمود مشرف تهرانی ( م. آزاد ) نوشته شده است. اگرچه هيچ روزنامه و نشريه ای را از شماره اول نمی توان و نبايد قضاوت کرد اما اعتماد ملی با انتشار چنين مطالبی از همين شماره اول، چهره يک روزنامه جدی را به خود گرفته و تولد يک روزنامه فکری را بشارت می دهد. يادداشت شماره اول نيز که در صفحه آخر و زير عنوان "بی ويرايش" ( احتمالا مقصود از آن بی سانسور است ) منتشر شده به قلم محمد صادق جوادی حصار است که نامش از سالهای اصلاح طلبی آشناست و در اينجا خود را عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی معرفی می کند. جوادی حصار در اين يادداشت از سرنوشت ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و دهخدا و بهار و فرخی و ديگر کسانی شروع می کند که يا زينت دار گشتند يا مونس ديوارهای نمور سياه چال. بعد به انقلاب می رسد و به روزنامه نويسی دوران انقلاب نظری می افکند: "انقلاب که شد اميدها تازه شدند. درختان کهن جوانه زدند. صاحبان انديشه و قلم پا به عرصه دريافت و دانش ها و تجربه های خويش همت گماشتند و نسيم آزادی مشام جان ها را معطر کرد اما اين هم دولت مستعجل بود." نويسنده يادداشت "اعتماد ملی" سپس از دوره اصلاحات ياد می کند و روزنامه هايی که بسته شدند: "با توقيف سلام، سلامت اطلاع رسانی مخدوش گشت. با بستن روزنامه جامعه مجاری تنفس دچار اختلال جدی شد. توس را که بستند گويا پهلوانی را به زنجير کشيدند و نشاط که از ملت دريغ شد، ديگر جايی برای مشارکت نبود. ديگر صبح و خرداد، حرف های بهاری را نمی زدند و کم کم مردم از ادامه راه روزنامه نگاران اصلاح طلب در هراس بودند." جوادی حصار سپس يادآور می شود که کروبی پس از آنکه نتايج انتخابات رياست جمهوری را مخدوش اعلام کرد، تشکيل حزب و روزنامه و تلويزيون را وعده داد. حزب به ياری "همراهانش" تاسيس شد و "اعتماد ملی را نمايندگی خواهد کرد"، تلويزيون "فعلا در برزخ به سر می برد تا در آينده چگونه سر برآورد" اما "روزنامه که از امروز آغاز خواهد شد، اگرچه ارگان حزب اعتماد ملی خواهد بود ولی اول روزنامه است با همه مختصات يک روزنامه حرفه ای. اعتماد ملی می خواهد اسم با مسمايی داشته باشد و حقيقتا تريبون ملت، اقليت اصلاح طلبان ايرانی لقب بگيرد." | مطالب مرتبط روزنامه 'اعتماد ملی' منتشر شد21 ژانويه، 2006 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||