|
انتقادهای معاون وزيرخارجه دولت خاتمی از سياست خارجی ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
محسن امین زاده، معاون پیشین وزیر امورخارجه ايران در گفتگویی با نشریه داخلی حزب مشارکت رابطه ایران و آمریکا و تأثیر آن بر پرونده هسته ای کشورش را بررسی کرده و به انتقاد از کسانی پرداخته است که هر ساله با تبلیغات گسترده مراسمی در سالروز اشغال سفارت آمريکا در تهران به دست دانشجويان برگزار می کنند. هر ساله در اين روز که با چهارم نوامبر (سيزدهم آبان) مصادف است عده ای در مقابل محل سابق سفارت آمریکا در تهران جمع می شوند، شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند و پرچم آن کشور را آتش می زنند. حامیان دولتی این راهپیمایی معتقدند آمریکا دشمن اصلی کشور و عامل اصلی تمامی مشکلات و از جمله جنگ هشت ساله ای است که عراق آغازگر آن بود اما آقای امین زاده می گويد: "اگر ما این پدیده (اشغال سفارت) را با تصویر امروز خودمان و افکار عمومی جهان نسبت به چنین پدیده هایی محک بزنیم یا ریشه اختلافات امروز ما و آمریکا را در این پدیده جستجو کنیم مرتکب اشتباهی فاحش و خطرناک شده ایم که می تواند همه ما را گمراه کند". به گفته وی؛ "گرامیداشت باشکوه سالگرد اشغال سفارت امریکا و تبلیغ بر سر آن به شکلی که گویی تکرار آن نیز قابل دفاع است اشتباه بزرگتری است که ناشی از عدم درک درست تغییر ساختارها و باورهای جهانی است." معاون پیشین وزارت خارجه دولت محمد خاتمی، اشغال سفارت امریکا را در روز سيزدهم آبان 1358 (چهارم نوامبر 1979) واقعه ای توصیف کرده که مربوط به دوران جنگ سرد است و باید درهمان ظرف تاریخی مورد بررسی قرار گیرد که ساختار قدرت جهان را به دو اردوگاه شرق و غرب تقسیم کرده بود. به گفته آقای امين زاده، خيلی از دولتهايی که در آن زمان حاضر به محکوم کردن اشغال سفارت آمريکا نشدند، حالا با امریکا رابطه دارند. آقای امین زاده عدم درک درست پایان جنگ سرد را خطایی می شمارد که باعث شده ایران فرصتهای زیادی را برای بهبود رابطه اش با امریکا از دست بدهد و تدوام این رابطه بحرانی به افزایش هزینه های ایران منجر شده است. وی می گوید: "آنان که این پدیده را از بستر تاریخی خودش خارج می کنند و تصور می کنند قادرند یا باید باهنجارهای امروزین جهان هم از اشغال سفارت امریکا حمایت کنند با خطای بزرگترشان اصل کار و جنبه های مثبت این پدیده تاریخی را هم تخریب می کنند". به عقيده آقای امين زاده، مدافعان امروزين اشغال سفارت آمريکا توجه نمی کنند که اگر این پدیده تاریخی را از ماهیت تاریخی اش جدا کنند و بخواهند امروز برایش هورا بکشند و تبلیغ کنند؛ باعث می شوند که این اقدام دانشجویان در افکار عمومی جهان، در کنار رفتار دیوانه وار منفورترین تروریستهای جنایتکار عالم قرار گیرد. معاون وزارت خارجه دولت خاتمی برای اشغال سفارت امریکا نقش محوری در روابط ایران و امریکا قائل نيست و مشکلات امروز ایران با آمريکا را ناشی از این قضیه نمی داند بلکه نقطه عطف روابط دو کشور از ديد او، انقلاب اسلامی است. او نقطه عطف روابط دو کشور در دوران پس از انقلاب را نيز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد می داند. به گفته وی: "وقتی بحران ما با آمریکا شدت گرفت که ما شرایط بعد ناشی از جنگ سرد را درک نکردیم و تصور کردیم شرایط جدید برای ادامه رفتار دوران جنگ سرد مناسبتر هم هست." وی می گوید:"اگر ما از برداشته شدن چتر حمایتی موازنه شرق و غرب خوشنود نبودیم اما رفتار ما باعث شد که حداکثر هزینه ناشی از فروپاشی به ما تحمیل شود و از فرصتهای ناشی از این تحول محروم بمانیم." این کارشناس روابط خارجی ایران، رفتار آمریکا با ایران را در دوران جنگ سرد "همراه با مماشات برای جلوگیری از کشیده شدن ایران به ارودگاه اتحاد شوروری" دانسته و گفته: "بعد از فروپاشی شوری این مانع هم از سر راه سیاستهای تندتر امریکا برداشته می شود و ما به آن توجه نمی کنیم." به گفته آقای امین زاده در دوره هایی منافع ایران و آمریکا به هم نزدیک شده و دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون در آمريکا، بهترین و بدترین دوران روابط دو کشور در طول ربع قرن اخیر بوده است. حمله آمریکا به عراق در سال 1991 ميلادی (جنگ خلیج فارس)، حملات یازدهم سپتامبر و حمله آمریکا به افعانستان از جمله دوره هايی است که به گفته معاون سابق وزارت خارجه ایران، سیاست آمریکا با مدارا همراه بوده و نوعی همکاری اعلام نشده غیرمستقیم در موارد مشخصی مثل مبارزه با تروریسم، حمایت از سقوط دولت طالبان، سقوط صدام و استقرار دولت اکثریت در عراق ميان ايران و آمريکا وجود داشته است. اما از نظر او، به علت عدم تمایل ایران برای همکاری گسترده تر، این همکاری غیرمستقیم بسیار محدود بوده است. این متحد محمد خاتمی، عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات را خوب توصیف می کند اما در عين حال اذعان دارد که دولت خاتمی نتوانست مانع تأثیرگذاری مخرب عوامل داخلی بر روند سیاست خارجی شود. به گفته آقای امین زاده، اینکه مسئله هسته ای اکنون به محوری ترین مشکل ایران در سطح بین المللی تبدیل شده هم مثبت است هم منفی؛ مثبت از این جهت که سالهای طولانی بحث صلح خاورمیانه، تروریسم و حقوق بشر در کنار سلاحهای کشتار جمعی از موارد اتهامی علیه ایران بوده و محدود شدن این مسائل به بحث هسته ای نوید بخش آن است که ايران می تواند با تدبیر، فضای بین المللی را در مورد خودش اصلاح کند. او اعتقاد دارد اينکه آمريکا مسئله ايران را محدود به پرونده هسته ای کرده نشانه ای مثبت از آمادگی آن کشور برای در پیش گرفتن رفتاری واقع بینانه تر نسبت به گذشته است. معاون سابق وزارت خارجه ايران درباره جنبه منفی محوری شدن پرونده هسته ای در روابط ايران و آمريکا آن می گوید: "آمریکا در مورد خاص هسته ای با سیاستی که دنبال کرده توانسته اجماعی بین المللی شکل بدهد، در حالی که بر سر هیچکدام از مسائل دیگر مورد مناقشه ما و صحنه بین المللی چنین اجماعی علیه ما شکل نمی گرفته و نمی گیرد، به همین علت این مسئله دارای حساسیت بالایی است و اگر ما درست عمل نکنیم وجه منفی غالب می شود و شرایط بسیار خطرناکی برای ما ایجاد می کند." به گفته آقای امین زاده، دولت اصلاحات توانسته بود با آگاهی از اختلافات موجود بین اروپا و آمریکا مذاکرات هسته ای سه ساله با اروپا را به پیش ببرد اما دولت جدید اين "پيشرفت" را نادیده گرفته، زیرا از نظر او، مسئولان در تحلیلهای خود به شیوه دوران جنگ سرد مسائل را سیاه و سفید می دیدند و توقعشان از اروپا خیلی بیش از توان اروپا بود و باعث شد اروپا در مقابل آمریکا کم بياورد و به سمت سیاستهای آمریکا برود. قعطنامه اخير شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی عليه ايران تنها با یک رأی منفی به تصویب رسید در حالی که ایران تصور می کرد برخی کشورهای دوست با آن مخالفت کنند. آقای امین زاده در اين باره می گوید: "نتیجه رأی گیری شورای حکام نشان داد که ما در تحلیلهای خود نسبت به دیگران مبتنی بر علائق خودمان پیش بینی کرده ایم تا واقعیتهای صحنه عمل." امین زاده تأکید می کند: "دست اندرکاران مذاکره هسته ای با تحلیلی از جنس دوران جنگ سرد تصور می کردند که این کشورها در مقابل امریکا قد علم می کنند و به خاطر تعارضاتشان با آمریکا به نفع ما رأی می دهند، حتی آنان تصور می کردند که این کشورهای دوست در شورای امنیت مصوبات ضد ما را وتو خواهند کرد اما رأی گیری اخیر شورای حکام که نشان داد ما به زور یک رأی داریم، حداقل این فایده را داشت که نشان داد روسیه و چین رأی منفی به قطعنامه ضد ما نمی دهند و در شورای امنیت هم قطعنامه های مشابه ضد ما را وتو نخواهند کرد". | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||