|
خشم بين المللی از مواضع ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روابط ايران با دوستان سابقش در اروپا به سراشيبی سقوط افتاده و دائما به سرعت سقوط آن افزوده می شود. از زمان تحليف محمود احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور ايران در اوايل ماه اوت، هفته به هفته بر بحران روابط ايران با اروپا افزوده شده است. آخرين لايه يخی که بر سطح اين روابط کشيده شده، سخنان خصومت آميز رئيس جمهور در باره اسرائيل است که موجب وحشت گسترده ای شده است. البته دادن شعارهای ضد اسرائيلی از جانب مقامات جمهوری اسلامی بی سابقه نيست و آقای احمدی نژاد هم در اجتماعی از دانشجويان بنيادگرا و در آستانه تظاهرات حمايت از فلسطين در آخرين جمعه ماه رمضان و برای مصرف داخلی اين اظهارات را کرده است. اما اندکی بعد از سخنان او، دولت های اروپائی به همراه کانادا، ايالات متحده و استراليا - و البته خود اسرائيل- با قاطعيت به اين اظهارات اعتراض و سفرای ايران در کشورهايشان را برای ابلاغ اين ناخرسندی احضار کردند. بريتانيا سخنرانی آقای احمدی نژاد را ناخوشايند خواند و اسرائيل خواستار اخراج ايران از سازمان ملل متحد شد. اما چرا اين برخورد؟ احيای شعارها در وهله اول خشونت زبان رئيس جمهور احمدی نژاد است که اسباب نگرانی شده است. اين که ايران حق موجوديت اسرائيل را برسميت نشناسد يک چيز است و ستايش از موج تازه ای از حملات فلسطينی ها که منجر به "پاک کردن اسرائيل" از جهان بشود چيز کاملا متفاوتی. آن هم در زمانی که تمام تلاش ها به بازگرداندن اسرائيل و فلسطين بر سر ميز مذاکره و جلوگيری از تجديد خشونت ها معطوف است. به گفته يک ديپلمات انگليسی "ابراز چنين نظری از جانب يک رئيس کشور در باره يک کشور ديگر کريه است." ديپلمات های ديگر نيز در اظهار نظرهای خصوصی گفته اند بخصوص زمان اين اظهارات با توجه به اين که ساعاتی پس از آن يک حمله انتحاری بر عليه شهروندان اسرائيلی صورت گرفت بکلی نامناسب بوده است.
در وهله دوم اظهارات محمود احمدی نژاد نگرانی های غرب در مورد تغيير سياست ايران را تقويت می کند. در هشت سال گذشته با سياست ميانه روتر دولت خاتمی روابط ايران با کشورهای قدرتمند اروپائی بهبود زيادی پيدا کرده بود. برای اروپائی ها اشاره آقای خاتمی به اين که اگر فلسطينی ها راهی برای همجواری با اسرائيل پيدا کنند ايران دخالتی نخواهد کرد، اهميت زيادی داشت. در نتيجه رئيس جمهور تندروتری که شعارهای بيست سال پيش انقلاب اسلامی را با تکرار حرف های آيت الله خمينی که " اسرائيل بايد از نقشه حذف بشود" زنده کرده طبيعتا اسباب شگفتی جهان خواهد شد و به نگرانی های جدی دامن می زند که شايد نيات و برنامه های ايران در مورد اسرائیل در حال تغيير اساسی ست. جنجال هسته ای اما دليل سومی هم برای اين ابراز خشم هماهنگ بين المللی وجود دارد: بحران-هنوز حل نشده- برنامه های هسته ای ايران. سال ها ايالات متحده، واخيرا اروپا، به اين ترس دامن می زده اند که برنامه های به ظاهر صلح آميز هسته ای ايران ممکن است صورت بيرونی يک برنامه توليد سلاح اتمی باشد. ايران همواره اين اتهام را رد کرده و بر اين نکته پافشرده است که بر خلاف پاکستان و هند، که بطور غير قانونی سلاح هسته ای توليد و آزمايش کردند، به تعهدات بين المللی خودش در مورد نيروی هسته ای وفادار است. اما در ماه سپتامبر نهاد نظارت هسته ای سازمان ملل يعنی آژانس بين المللی انرژی اتمی اعلام کرد که ايران بر خلاف مفاد توافقنامه منع گسترش سلاح های هسته ای عمل کرده و به اين کشور تا اجلاس بعدی شورای حکام در پايان نوامبر فرصت داد که در نحوه همکاری با آژانس تجديد نظر کند. در تئوری معنای اين اخطار اين است که در صورت تخلف ايران ممکن است پرونده اين کشور به شورای امنيت سازمان ملل که اختيارات اجرائی گوناگونی، از جمله تحريم اقتصادی، دارد احاله شود. اما در عمل هرچند ايالات متحده در حال حاضر ممکن است بتواند روی حمايت اروپا از اين حرکت حساب کند تمام کشورهای عضو شورای حکام آزانس بين المللی و مهم تر از آن اعضای اصلی شورای امنيت سازمان ملل با اين فکر موافق نيستند.
اينک سخنان خصمانه رئيس جمهور ايران در تهديد اسرائيل بهترين فرصت برای محکم کردن شالوده اين حرف را پيش آورده است که اظهارات ايران در مورد صلح آميز بودن برنامه های هسته ای اش را نبايد باور کرد. اين حرفی ست که بسياری از رهبران غربی در چند روز اخير زده اند و خلاصه اش در اظهارات تونی بلر در پايان اجلس غيررسمی سران اتحاديه اروپا در همپتون کورت است: "آيا می توانيد تصور کنيد که دولتی با چنين نگرشی بخواهد سلاح اتمی داشته باشد؟" کشورهای بلاتکليف سؤال اينست که آيا اين جريان ممکن است بر رأی بعدی شورای حکام آزانس بين المللی انرژی هسته ای اثر بگذارد و ايران را بيش از پيش منزوی کند؟ موضعگيری کشورهائی که تا به حال با هردو جانب کنار آمده اند جالب توجه بوده است. دولت هند که ايران در چند روز اخير با جديت به دنبال جلب حمايتش بوده تا به حال در اين مبحث اراز نظری نکرده است. اما روسيه، بازيگر اصلی ديگر، بعد از تمجمج های اوليه به اقدامی مشابه کشورهای ديگر اروپائی دست زد و سفير ايران در مسکو را برای ادای توضيحات احضار کرد. حتی سرگئی لاوروف، وزير خارجه مؤدب روسيه، با ابراز تأسف خاطرنشان کرد که نظريات تشنج آفرينی از اين دست قطعا دلائل آنها را که -مثل بريتانيا و ايالات متحده- خواهان ارجاع برنامه های هسته ای ايران به شورای امنيت هستند تقويت خواهد کرد. با اين وجود مسکو دلائل اقتصادی و سوق الجيشی خودش را برای متعادل نگه داشتن رابطه اش با تهران دارد. روسيه و چين که هردو بشدت به نفت ايران نياز دارند احتمالا هر حرکتی در جهت اعمال تحريم بر عليه اين کشور در شورای امنيت را سد خواهند کرد. در چنين صورتی ابزار ديپلماتيک اروپا و آمريکا در برابر ايران چه خواهد بود؟ احتمالا تشديد فشارهای لفظی بر ايران در هرکجائی که ايران حرف نامعقولی بزند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||