BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده:
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
قربانيان حمله شيميايی در روستای ايرانی هنوز در انتظار عدالت

در ماه ژوئيه سال 1988، در جريان جنگ ايران و عراق، روستای ايرانی زرده هدف بمباران شيميايی هواپيماهای عراقی قرار گرفت. فرانسيس هريسون از اين روستا بازديد کرده است تا از نزديک شاهد نحوه مقابله ساکنان روستا با عواقب آن فاجعه باشد.

ساکنان می گويند بويی چون ادويه گنديده فضا را پر کرد، بوی غريبی که از مرگی ناآشنا خبر می داد.

روستای زرده در استان کرمانشاه
زرده: روستای 'فراموش شده'

آن روز صبح سحر در ماه ژوئيه 1988 مردم زرده در امامزاده روستا گرد آمده بودند.

ابتدا صدای هواپيماهايی که از بالای سر می گذشتند شنيده شد. البته اين صداها برای روستايی که در دامنه کوهی غبارآلود در مرز ايران و عراق واقع است پديده تازه ای نبود.

امروز همه به ياد می آورند که صدای انفجار تا چه حد خفيف بود و به هيچ وجه با مرگ و ويرانی گسترده ای که به بار آورد تناسب نداشت.

هر هواپيما چهار بمب، هر کدام به وزن 250 کيلوگرم، رها کرد. دود ناشی از آن زرد، سبز، قرمز و سياه بود.

يک مرد گفت که مثل رنگين کمان بود و يک مرد ديگر آن را به آسمانی که با پرده ای رنگين پوشانده شده باشد تشبيه کرد.

اول پرندگان از درخت ها افتادند و بعد آدم ها يکی يکی نقش زمين شدند.

دويست و هفتاد و پنج نفر صبح آن روز در امامزاده جان باختند - خيلی هايشان زنان و کودکان بودند.

بعضی از کسانی که زنده ماندند حالا آرزو می کنند بلافاصله مرده بودند: مثل هديه که برخلاف نامش اکنون باری سنگين بر دوش خانواده است.

او روزی چهار ساعت به سيلندر اکسيژن وصل است. سيلندر بايد هفته ای يک بار در نزديک ترين شهر که سه ساعت با روستا فاصله دارد پر شود که کاری پرهزينه است.

هديه دوست دارد در دانشگاه درس بخواند اما امکانش نيست. حداکثر کاری که از او برمی آيد کمک به مادرش در پوست کندن گردوست. او می گويد: "منتظر مرگم من."

"هر روز يواش يواش حالم بدتر می شود و دکتر هم نمی تواند کاری بکند."

قوه بينايی، پوست و تنفس او خراب شده است.

هديه در پوست کندن گردو به مادرش کمک می کند
هديه که نمی تواند به دانشگاه برود در برخی کارهای سبک به مادرش کمک می کند

هديه می گويد مطلقا هيچ اميدی به آينده ندارد. از او می پرسم آيا کاری هست که کسی بتواند برايش بکند و او سرش را تکان می دهد و زير گريه می زند.

او می گويد: "هر کسی اين کار را با من کرده بايد همين بلا سرش بيايد تا بفهمد."

سوختگی شيميايی

سايرين توان بيشتری برای ابراز خشم دارند.

گلپری می گويد او می خواهد صدام را کباب کند همانطور که او با خواهرش چنين کرده.

به نظر بی رحمانه می آيد اما صورت گلبانو را تنها می شود با همين کلمه توصيف کرد.

چهره او به طور وحشتناکی آسيب ديده و پوستش تا بينی و لب ها سوخته و ناسور شده.

گلبانو عکس سياه و سفيد گذرنامه اش را که قبل از بمباران گرفته شده نشان می دهد و می گويد: "ببين، به خاطر صدام بود که شوهرم من را با شش تا بچه ام ترک کرده است، چون ديگر خوشگل نيستم."

گلبانو که آن روز صبح به امامزاده رفته بود برای شستن مواد شيميايی به نزديک ترين چشمه دويد.

آخرين چيزی که گلبانو هنگام نوشيدن آب و پاشيدن آن به صورتش به ياد دارد اين است که آب داغ بود.

او بويی نبرده بود که يکی از بمب های شيميايی در سرچشمه سقوط کرده و منبع اصلی آب روستا را آلوده کرده است.

با دست زدن به آب او تنها بر جراحات خود افزود. گلبانو وقتی در بيمارستان چشم گشود با خبر شد که پنج برادر و پدرش در حمله کشته شده اند.

عواقب بهداشتی

وقتی برای بازديد به امامزاده رفتم بازماندگانی که برای بازگفتن سرگذشتشان بی تابی می کردند محاصره ام کردند.

گلبانو
شستشوی سر و صورت با آب آلوده زخم های گلبانو را بدتر کرد

زنان سالخورده در جامه های سنتی کردی دامن ها را بالا می زدند يا دکمه پيراهن را باز می کردند تا زخم ها و سوختگی های وحشتناکی که تمام بدنشان را گرفته بود نشانم دهند.

آنها می گفتند: "داستان حلبچه را همه می دانند اما روستای ما چه؟ به خاطر خدا ما را فراموش نکنيد."

اما فراموشی عالمی است که به آن سپرده شده اند.

شنيدم که من نخستين خبرنگاری هستم - چه ايرانی چه خارجی- که پس از بمباران اوليه از زرده بازديد می کند.

نه سال طول کشيد تا پزشکان محلی تشخيص دادند که تقريبا کل جمعيت روستا از آثار ماندگار گاز خردل و گاز عصبی رنج می برند.

اين بدان معنی است که از جمعيت 1700 نفری روستا 1500 نفر بيمارند، 70 نفر سرطان دارند و نرخ سقط جنين ناخواسته 30 درصد است.

هيچ کس نمی داند که آسيب های زيست محيطی آن بمباران چقدر است يا عواقب آن برای آيندگان چيست. هرچه باشد اين نخستين جنگی بود که در آن از گازهای عصبی استفاده شد.

'چشم پوشی'

پس چرا صدام حسين به خاطر کاری که در روستاهايی مانند زرده مرتکب شده محاکمه نمی شود.

ايران از 30 مورد از چنين حملاتی به خاک خود که در برخی از آنها تا 300 بمب افکنده شد، سند تهيه کرده است.

ايرانی ها می گويند اين يکی از موارد آشکار تبعيض است که صدام حسين به جنايات جنگی در حلبچه متهم شده اما به خاطر آنچه در سوی ديگر مرز در ايران انجام داده پاسخگو نيست.

آنها معتقدند که دولت های غربی از اقدامات شرکت هايی که سلاح های شيميايی در اختيار صدام حسين می گذاشتند چشم پوشی کردند.

هرچه باشد صدام در آن روزها نقش متحد غرب عليه ايران، کشوری که ديپلمات های آمريکايی را گروگان گرفته بود، بازی می کرد.

هجده سال بعد از حادثه مردم زرده هنوز منتظر ثبت دادخواهی خويش هستند و می گويند تا زمانی که چنين نشده محاکمه صدام عادلانه نخواهد بود.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران