|
نقش و جايگاه احزاب در انتخابات و ساختار جمهوری اسلامی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هرچند نظام جمهوری اسلامی، نظامی چند "حزبی"، در معنای متعارف آن و به گونه ای که اين اصطلاح در کشورهای دمکراتيک معنا می شود نيست، با اين همه، وجود و فعاليت چند حزب، سازمان و تشکل سياسی عمده در کنار احزاب، گروه ها، تشکل ها و ائتلاف های موسمی فراوانی که به ويژه در آستانه هر انتخابات پديدار می شوند، بررسی نقش اين احزاب و گروه ها را در ساختار سياسی و رخدادهايی نظير انتخابات ممکن می سازد. در نخستين سال های پس از انقلاب 1357 و در شرايطی که حاکميت جمهوری اسلامی هنوز به طور کامل استقرار نيافته و تمامی قدرت را در اختيار نگرفته بود، در فضای آزاد آن سال ها، تقريبا تمامی گروه ها، سازمان ها و احزاب، جز هواداران سلطنت و رژيم پيشين، به رغم وجود مشکلاتی، از آزادی فعاليت و بيان ديدگاه ها و تحليل های خود و نيز معرفی نامزد در انتخابات برخوردار بودند. با اين همه، ديری نپاييد که با سقوط دولت موقت، هواداران ايده حکومت اسلامی تحت فرمان ولايت فقيه، به رهبری روحانيون و در راس همه آنان، آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی در خيزی همه جانبه برای کسب تمامی قدرت، بسياری از احزاب و سازمان های سياسی غير قانونی شناخته شدند و رهبران و اعضای آنان بازداشت و به سال ها زندان يا اعدام محکوم شدند. تشکيل حزب، به رغم مخالفت با تحزب با وجود اين، حتی روحانيون نيز از تاثيرات هيجانات همان روزهای پر شور فعاليت و تکثر بی سابقه مطبوعات و احزاب برکنار نماندند و اين ضرورت را خيلی زود دريافتند که برای حضور موثر در عرصه قدرت، چاره ای جز سازماندهی خود و حرکت منسجم در قالب يک حزب ندارند.
به اين ترتيب، حزب جمهوری اسلامی در 29 بهمن ماه سال 1357 از سوی محمد بهشتی، عبدالکريم موسوی اردبيلی، محمد جواد باهنر، علی خامنه ای و اکبر هاشمی رفسنجانی، که هر پنج تن روحانی بودند، اعلام موجوديت کرد. به دنبال سرکوب گسترده احزاب مخالف و منتقد، از سال 1362، حزب جمهوری اسلامی تنها حزب رسمی و قانونی نسبتا فراگير در کشور بود. اگر چه گروه ها و سازمان های کوچک تر هوادار حاکميت نيز در اين سال ها فعال بودند، اما فعاليت حزبی و سازمان يافته هيچ يک از آنان چندان عمده تلقی نشده است. با اين حال، حتی حزب جمهوری اسلامی نيز، هم به دليل بالا گرفتن اختلافات درونی و هم به دليل رويکرد در مجموع منفی کليت حاکميت به مساله تحزب، با فرمان آيت الله خمينی در سال 1367 منحل اعلام شد. در پی انحلال حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانيت مبارز تهران و جمعيت موتلفه اسلامی، که نزديک به دو دهه بعد نامش را به حزب موتلفه اسلامی تغيير داد، دو وارث اصلی حزب جمهوری اسلامی شدند. از انحلال حزب واحد تا تعدد احزاب ادامه اختلاف نظرها و آنچه بيمناکی آيت الله خمينی از تجمع يکپارچه قدرت در دست راستگرايانی خوانده شده که هر دو تشکل فوق را در اختيار داشتند، باعث شد که رهبر پيشين جمهوری اسلامی، همچنين با انشعاب در جامعه روحانيت مبارز تهران و تاسيس مجمع روحانيون مبارز تهران، که در برگيرنده طيف چپگرای روحانيون بود، موافقت کند. هرچند دو تشکل روحانی جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز، اصلی ترين تشکل های موجود علنی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بوده اند، اما اين دو تشکل هرگز از خود به عنوان حزب يا يک سازمان سياسی ياد نکرده و در واقع نقشی به مراتب فراتر از يک حزب را برای خود قائل بوده اند.
دو تشکل، به رغم اختلاف نظر در برخی مبانی و يا جزييات، در اين تلقی مشترک بوده اند که بايد نقشی به گفته خود فراجناحی ايفا کنند و سمت ارشاد و هدايت ديگر احزاب، گروه ها و به طور کلی حکومت و جامعه را بر عهده داشته باشند؛ اگرچه به ويژه به دليل رقابت و نيز حضور در عرصه قدرت و درگير شدن در مسايل خرد و کلان اجرايی، چنين باوری همواره به چالش کشيده شده است. با اين انشعاب، عملا راه برای ايجاد تشکل های تازه تر باز شد، هر چند چنين اتفاقی در عمل تا انتخابات پنجمين دوره مجلس شورای اسلامی به طول انجاميد. تشکيل حزب کارگزاران سازندگی، به رغم واکنش تند محافظه کاران در سايه حمايـت اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس جمهوری وقت ممکن شد. پس از آن، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی دور تازه ای از فعاليت های خود را آغاز کرد و در جريان انتخابات دوم خرداد 1376، نيروهای هوادار محمد خاتمی توانستند از سازماندهی بيشتری برخوردار شوند. دوم خرداد؛ نقطه عطفی برای احزاب پس از دوم خرداد و در فضای نسبتا بازتری که ايجاد شده بود، تشکل ها و احزاب جديد و بسياری در هر دو جناح درون حاکميت شکل گرفتند و يا به طور محسوسی بر دامنه فعاليت های خود افزودند که از جمله آنها می توان به جبهه مشارکت ايران اسلامی، حزب اسلامی کار، حزب همبستگی ايران اسلامی، حزب مردم سالاری در جناح اصلاح طلب و جامعه اسلامی مهندسين، ائتلاف خط امام و رهبری و ائتلاف آبادگران در جناح محافظه کار اشاره کرد.
در واقع، پس از دوم خرداد 1376 بود که مساله تحزب و عملکرد حزبی برای حضور در قدرت، در هر دو جناح درون حاکميت ديگر بار مورد توجه قرار گرفت. در اين ميان، احزابی که در ائتلاف با يکديگر جبهه دوم خرداد را تشکيل داده بودند، توانستند برخلاف رويه رايج، در انتخابات ششمين دوره مجلس شورای اسلامی و هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوری، نقشی موثر و عمده در فراخواندن مردم به انتخابات و ترغيب آنان در برگزيدن نامزدهای مورد حمايت خود ايفا کنند. چنين روندی، در دومين دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا و هفتمين دوره مجلس شورای اسلامی، به سود ائتلافی تازه تاسيس به نام آبادگران، از جناح محافظه کار روی داد و تقريبا تمامی نامزدهای مورد حمايت اين گروه توانستند به شوراها و مجلس راه يابند. با وجود اين، آيا می توان چنين امری را به معنای آن دانست که در انتخابات سال های اخير، اين احزاب و گروه های سياسی بوده اند که توانسته اند با پيشبرد برنامه های حزبی و در رقابت با يکديگر، آرای مردم را از آن خود کنند و يا اينکه عوامل ديگری در شکل گيری نتايج انتخابات و تعيين مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی موثر بوده اند؟ بر اساس آمارها، در حال حاضر ده ها حزب، جمعيت، گروه، انجمن و تشکل کوچک و بزرگ در جمهوری اسلامی پروانه فعاليت دارند. افزايش تعداد اين گروه ها از سال 1376 به اين سو، آن چنان بوده است که به تاسيس يک نهاد صنفی مخصوص احزاب، به نام خانه احزاب ايران منجر شده است.
بنا بر آنچه خانه احزاب ايران اعلام کرده، در حال حاضر، 38 حزب سياسی، 21 جمعيت و 31 انجمن عضو اين نهاد هستند، اما به نظر نمی رسد که متناسب با اين رشد عددی و کمی، ساختارها، شعبات و يا حتی اعضای اين گروه ها نيز در سراسر کشور رشد يافته و موجب شده باشد حزب، به عنوان پايه و واحد زندگی سياسی جامعه به رسميت شناخته شود. به طور کلی، با وجود آنکه رويکرد عمومی رهبران جمهوری اسلامی به تحزب و آزادی فعاليت احزاب سياسی، به ويژه احزاب منتقد حاکميت مثبت نبوده است، با اين حال، در سال های اخير، اين تشکل ها و گروه ها کوشيده اند در چارچوب های موجود، نقش احزاب سياسی را بازی کنند. زمانی برای افزايش تحرک با اين حال، برگزاری انتخابات، مهم ترين مقطع زمانی برای تشديد فعاليت های حزبی در جمهوری اسلامی بوده است، به گونه ای که در فرآيندی متداول، در آستانه هر انتخابات، تشکل ها و ائتلاف های نوظهوری شکل گرفته اند که فعاليت آنان تنها تا برگزاری انتخابات ادامه داشته و پس از آن عملا فقط به يک نام بدل شده اند. اکنون نيز ايجاد دفاتر ثابت و موقت در نقاط مختلف، از جمله شهرهای بزرگ در قالب ستادهای انتخاباتی، برگزاری جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ، پخش تراکت ها و پوسترهای تبليغاتی و اقداماتی از اين دست در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، چهره ای به کوچه و خيابان بخشيده که بر حضور و فعاليت احزاب و گروه های سياسی مختلف تاکيد می کند. احزاب، گروه ها و ائتلاف های موجود، که با مانع قانونی برای فعاليت روبه رو نيستند، از چند ماه پيش اقدامات و فعاليت های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند و هر يک با حمايت از يک نامزد در پی پيروزی در اين انتخابات هستند و برخی نيز بر اين نکته تاکيد می کنند که رقابت گروه های سياسی، حتی در سطحی محدود نيز می تواند به نوبه خود موجب گسترش ميدان رقابت و در نتيجه، افزايش تاثير گذاری احزاب و تشکل های سياسی چه در ساختار قدرت و چه در تشويق مردم به شرکت در انتخابات شود. هرچند گروهی ديگر با استناد به تحولات و نتايج رويدادهای سال های اخير، در مجموع نقشی اندک برای احزاب و گروه های سياسی در تعيين سرنوشت انتخابات و تاثير گذاری بر ساختار قدرت در جمهوری اسلامی قايل شده اند. به هر روی، با برگزاری هر انتخابات، احزاب و گروه های سياسی بر شدت فعاليت ها و تحرک های خود به طور معناداری افزوده اند، اما اکنون اين سوال مطرح است که آيا تشکل ها و ائتلاف های پرسابقه و يا نوظهور، پس از برگزاری انتخابات همچنان در عرصه زندگی سياسی حضوری پر رنگ خواهند داشت و يا در ادامه سنتی رايج، تا انتخاباتی ديگر به حاشيه خواهند رفت. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||