|
انتخابات ايران، تحت تاثير عوامل خارجی يا فارغ از آن؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در جهان امروز، مرزها کمتر در چارچوب تعريف های کلاسيک معنی می شوند و کشورها به طور روزافزونی در عرصه های گوناگون حيات جمعی خود، تحت تاثير عوامل منطقه ای و بين المللی قرار می گيرند. هم حکومت ها و هم مردم کشورهای مختلف، به رغم ايفای نقش هايی متفاوت و پذيرش سهمی نابرابر در بازی، در دنيای کنونی، بيش از هر زمان ديگر خود را با اين واقعيت روبه رو می بينند که در اتخاذ و اجرای هر تصميم و اقدامی، بايد به طور فزاينده ای در محاسبات خويش به نقش عناصر برون مرزی توجه نشان دهند. کشورها، اتحاديه های منطقه ای و سازمان ها و نهادهای بين المللی بازيگران اصلی اين عرصه هستند. روابط منطقه ای و بين المللی، همگرايی و يا واگرايی با منافع و خواسته های ديگر بازيگران و حساسيت نسبت به آنچه افکار عمومی در عرصه جهانی خوانده شده، سر فصل هايی هستند که می توانند هر نوع کنش و واکنشی را در حوزه های سياسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی تحت تاثير خود قرار دهند. ايران نيز از اين قاعده کلی مستثنی نيست. اگر چه پيوند سياست داخلی و خارجی، امری پيوسته و دايمی است، اما وقوع رويدادهايی نظير برگزاری انتخابات رياست جمهوری، به دليل آنکه زمينه طرح و رويارويی پرسش ها و ديدگاه های مختلف را مهيا می سازد، باعث می شود که ميزان و اهميت تاثير گذاری عوامل خارجی بر رخدادی که امری صرفا داخلی به نظر می رسد، بيش از پيش آشکار شود. در سال های اخير، جمهوری اسلامی در عرصه مناسبات خارجی خود با مسايل عمده ای نظير فعاليت های هسته ای، حقوق بشر، قيمت نفت، روابط تجاری و بازرگانی، وقوع تحولات بنيادين در عراق و افغانستان، دو همسايه شرقی و غربی خود روبه رو و در عين حال، درگير حل و فصل چالش های منطقه ای و بين المللی خود بوده است.
فشارهای جهانی بر جمهوری اسلامی در زمينه هايی نظير فعاليت های هسته ای، حقوق بشر و يا حضور نظامی آمريکا در همسايگی ايران، باعث شده است که اين موضوعات از جمله محورهايی باشند که در مباحث انتخاباتی نامزدها و گروه ها و احزاب حامی آنان مطرح می شوند. اگر چه ساختار قدرت و نحوه توزيع آن در جمهوری اسلامی به گونه ای بوده که تصميم گيری های کلان در مورد هر موضوع عمده ای، تنها در بالاترين سطوح قدرت ممکن بوده، با اين حال، نامزدهای رياست جمهوری، بخش چشمگيری از برنامه ها و ايده های خود را به حل و فصل معضلات و يا کاهش فشارهای خارجی اختصاص داده اند. به عنوان مثال، شماری از نامزدها، از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، در توضيح برنامه ها و اقدامات خود در صورت پيروزی در انتخابات به طور تلويحی از حل مساله رابطه و يا مذاکره مستقيم با آمريکا سخن گفتند و يا مصطفی معين، نامزد مورد حمايت جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی گفت که در صورت پيروزی، معاونت حقوق بشر را به جمع معاونان رياست جمهوری خواهد افزود. مساله حقوق بشر، هم به عنوان خواسته ای داخلی و هم به عنوان موضوعی که از سوی کشورهای غربی و سازمان ها بين المللی مورد توجه قرار دارد، از جمله مسايل مطرح در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری است. با اين همه، به نظر می رسد که جمهوری اسلامی، تعريفی متفاوت از برخی از معيارها به ويژه در زمينه برگزاری انتخابات آزاد به دست می دهد، با اين حال، ممکن است که در نتيجه ادامه فشارهای خارجی، همزمان با استمرار مطالبات داخلی، نرمش هايی مقطعی و نه چندان پردامنه در برخی ديگر از حوزه های مربوط به حقوق شهروندان مشاهده شود.
در سال های اخير، وقوع تحولاتی اساسی در برخی کشورها از جمله گرجستان، اوکراين و قرقيزستان موجب شد که اصطلاح "انقلاب های مخملين" برای توصيف دگرگونی های در مجموع آرامی به کار گرفته شود که در پی ابراز مخالفت مردم با نتايج انتخابات برگزار شده در اين کشورها صورت گرفته بود. چنين تحولاتی به ويژه دارای پيامدهايی ذهنی و روانی در کشورهای همسايه خود بوده اند و به دليل احتمال تکرار پذير بودنشان حساسيت ها و عکس العمل های منفی و مثبتی را برانگيخته اند. طرح مباحثی نظير اينکه شرايط در ايران نيز برای وقوع انقلابی مخملين، مانند آنچه در گرجستان يا اوکراين روی داده، اکنون با قوت بيشتری از سوی برخی فعالان سياسی در داخل و خارج از کشور مطرح می شود و به گفته آنان، مردم نيز با چنين پديده ای آشنا شده اند و ممکن است در زمانی مناسب آن را به کار گيرند. با وجود اين، تنها در سايه تحولات آتی است که می توان اين گمان را ارزيابی کرد و به داوری در اين باره نشست که چنين رويدادهايی در ايران از يک سو بر ذهنيت رای دهندگان و از سوی ديگر بر نحوه عمل حاکمان چه تاثيراتی گذاشته اند. سقوط طالبان در افغانستان و صدام حسين در عراق و برگزاری انتخابات آزاد در اين کشورها نيز می تواند پيامدهای محسوس و نامحسوسی در ايران داشته باشد. تحولاتی که در پی حمله نظامی به رهبری آمريکا در اين کشورها رخ داده و حضور نظامی آمريکا در همسايگی ايران نيز از ديگر عواملی هستند که می توانند بر روند برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی تاثير بگذارند و برای برخی، مدلی از انتخابات را تداعی کنند که البته در سايه مداخله قدرتی خارجی امکان وقوع يافته است. اگرچه بر اساس موضع گيری فعالان سياسی داخل و خارج از قدرت، به نظر می رسد که چنين مدلی هواداران چندانی ندارد و در محاسبات مربوط به تغيير و تحولات کم دامنه و يا حتی فراگير، کمتر مورد توجه و يا استناد قرار می گيرد. دامنه و شمار مسايل تاثيرگذار خارجی بر فرآيندهای داخلی در جمهوری اسلامی فراتر از مواردی است که در اين نوشتار به آنها اشاره شد، با وجود اين، هنوز مشخص نيست که به رغم تغيير و تحولات سال های اخير، جمهوری اسلامی همچنان مايل و يا قادر به تداوم رويکردهای پيشين خود است و يا اينکه در پاسخ به آنها، مسيرهای تازه ای را خواهد پيمود. در واقع، آنچه بايد پس از برگزاری انتخابات مورد بررسی قرار گيرد اين است که تاثير اين عوامل، چه بر ساختار قدرت و چه در متن جامعه چگونه نمودار خواهد شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||