|
زندگی نامه و معرفی نامزدها: علی اکبر هاشمی رفسنجانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
علی اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی) از شاخصترين چهره زنده نظام جمهوری اسلامی ايران است. او که در سال های اخير يک بار در انتخابات مجلس ششم طعم تلخ عدم استقبال مردم تهران را چشيده، بار ديگر خود را به قضاوت مردم سپرده تا شايد با تصاحب دوباره کرسی رياست قوه مجريه، نه فقط شکست پيشين که طعم "داروی تلخ نامزدی" انتخابات رياست جمهوری نهم را نيز فراموش کند. هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۱۳ در روستای بهرمان کرمان به دنيا آمد. او از روحانيونی بود که از ابتدای دهه چهل شمسی در کنار بسياری ديگر از شاگردان آيت الله خمينی به مخالفت با محمدرضا پهلوی، شاه سابق ايران برخاست. هاشمی و انقلاب وی بلافاصله پس از پيروزی انقلاب اسلامی همراه با ديگر نيروهای مذهبی چون آيت الله بهشتی، حزب جمهوری اسلامی را تأسيس کردند تا اولين دسته بندی های جدی در ميان نيروهای انقلابی مذهبی و غيرمذهبی شکل بگيرد. آقای هاشمی در ابتدا سرپرست وزارت کشور شد و سپس رياست مجلس شورای اسلامی در دوره های دوم و سوم را بر عهده گرفت. هاشمی و جنگ او که به زعم بسياری همواره قدرتمندترين شخصيت در بازی های پشت پرده سياست ايران بوده، در مقام جانشينی فرماندهی کل قوا در دوران جنگ ايران و عراق، نقشی غيرقابل انکار در تصميم گيری های مربوط به ادامه و اتمام جنگ بازی کرد. در سال های پايانی عمر آيت الله خمينی، اکبر هاشمی رفسنجانی در مقام رياست مجلس سوم، تلاش می کرد در تنش های روز افزون جناح های چپ و راست چهره ای ميانه رو از خود به نمايش بگذارد. اگرچه گروه های اصلاح طلب که در آن سالها به عنوان جناح چپ حاکميت شناخته می شدند، وی را متهم می کنند که در کنار گذاشته شدن آنها از قدرت در اواخر دهه شصت نقش داشته يا دست کم با سکوت در برابر رد صلاحيت نامزدهای چپ در انتخابات مجلس چهارم، زمينه حذف آنها را فراهم کرده است. درخواست های رسمی و بعضا غير رسمی او برای مداخله آيت الله خمينی در درگيری های دو جناح، منجر به صدور حکم های "ثانويه" ای از جانب آيت الله خمينی شد که بسياری تحليلگران آنها را پايه های حرکت نظام جمهوری اسلامی از آرمان گرايی انقلابی به سمت عملگرايی می دانند. هاشمی و انتخاب دومين رهبر جمهوری اسلامی مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی - که در همان ايام به دستور آبت الله خمينی تشکيل شده بود - بيانگر تلاش آقای هاشمی در حذف "مرجعيت" از بند ويژگی های رهبر جمهوری اسلامی است. آقای رفسنجانی "سابقه اجرايی" و "آشنايی با سياست روز" را شروط اساسی تری برای رسيدن به مقام فرماندهی کل قوای جمهوری اسلامی می دانست. گفته می شود پس از درگذشت آيت الله خمينی، آقای رفسنجانی، با نقل خاطره ای از رهبر در تعيين جانشين خود، تلاش همه جانبه ای کرد تا آيت الله خامنه ای، رييس جمهور وقت، به رهبری جمهوری اسلامی برگزيده شود. پس از نقل مکان آيت الله خامنه ای از دفتر رييس جمهوری به بيت رهبری، هاشمی نيز از رياست مجلس استعفا داد تا ساکن کاخ رياست جمهوری شود. در سال ۱۳۶۸، يک دهه پس از ايجاد نظام جمهوری اسلامی، آقای رفسنجانی اولين رييس جمهوری شد که به حکم قانون اساسی جديد – و به لطف تلاش خودش در حذف پست "نخست وزير" از متن قانون پيشين – مجبور نبود قدرت اجرايی کشور را با کسی تقسيم کند. در مقابل همقطاران قديم در مدت هشت سال رياست جمهوری آقای هاشمی، از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶، تغييرات بسياری در آرايش اجتماعی و سياسی ايران رخ داد. سياست های وی در عرصه اقتصاد و در مسايل فرهنگی و اجتماعی خشم بسياری از متحدان سنتی او در جناح راست را برانگيخت. اتحاد نانوشته ای که در انتخابات مجلس چهارم تمامی نيروهای چپ را از ساخت رسمی قدرت جمهوری اسلامی بيرون رانده بود، به تدريج از هم می گسيخت. تأسيس حزب کارگزاران سازندگی و رقابت فايزه هاشمی، دختر رييس جمهور وقت، با علی اکبر ناطق نوری، نامزد محافظه کاران، در انتخابات مجلس پنجم (۱۳۷۴) سرآغاز اتحاد نانوشته ديگری بود که در سال ۱۳۷۶ کارگزاران را به يکی از حاميان اصلی سيد محمد خاتمی تبديل کرد. هاشمی رفسنجانی، که سال هاست امامت جمعه موقت تهران را بر عهده دارد، در آستانه انتخابات خرداد ۷۶ در دانشگاه تهران اعلام کرد که اجازه جا به جا شدن "حتی يک رأی" را نخواهد داد تا به شايعاتی که ناطق نوری را برنده از پيش تعيين شده انتخابات می دانستند پايان دهد. آقای رفسنجانی پس از ترک کاخ رياست جمهوری، در مجمع تشخيص مصلحت نظام که حيطه اقتدار و نفوذ آن به تازگی افزايش چشمگيری يافته بود، استقرار پيدا کرد و در مقام رياست اين نهاد همچنان به عنوان يکی از چهره های اصلی در تعيين "سياست های کلی نظام جمهوری اسلامی" باقی ماند. حضور اصلاح طلبان در عرصه سياست، اما، دور جديدی را در بازخوانی عملکرد اين سياستمدار کهنه کار جمهوری اسلامی رقم زد. هاشمی و نخستين ناکامی فعاليت های عمرانی دوران هشت ساله رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی که خود وی معتقد است از "دوران مادها" در تاريخ ايران "بی سابقه" بوده، به بوته نقدهای بسيار جدی کارشناسان اقتصادی و اجتماعی درافتاد. مسايل پيرامون فعاليت های اقتصادی خانواده آقای هاشمی اعتبار وی را خدشه دار کرد. کشف قتل های زنجيره ای که با اينکه در وزارت اطلاعات آقای خاتمی رخ داده بود، بسياری آن را ثمره سياستهای اطلاعاتی وزارت اطلاعات آقای رفسنجانی می دانستند و افشاگری های روزنامه نگاران و نويسندگانی چون اکبر گنجی و عمادالدين باقی اثر خود را در اسفند ۱۳۷۸ (انتخابات مجلس ششم) نشان داد. بيست سال پس از انقلاب اسلامی، نام علی اکبر هاشمی بهرمانی در ابتدا حتی در ميان ليست سی نفره نمايندگان تهران نيز جايی نيافت. حتی پس از دخالت شورای نگهبان و ابطال جنجال برانگيز انبوهی از آراء شهروندان تهرانی نيز هاشمی جايی بهتر از مکان بيست ام در ليست برگزيدگان تهران نيافت تا به اراده خود از حضور در مجلسی که حدود 9 سال رياست آن را بر عهده داشت صرف نظر کند و بدين ترتيب هاشمی رفسنجانی به سکوتی چند ساله فرو رفت. بازگشت به صحنه اما اين سکوت دوام زيادی نيافت. حلقه پيروزی های پياپی اصلاح طلبان ابتدا در انتخابات شوراهای شهر که يکی از دمکراتيک ترين انتخابات معاصر ايران خوانده شده و سپس در انتخابات مجلس هفتم (به مدد رد صلاحيت گسترده آنها توسط شورای نگهبان) از هم گسيخت و رفته رفته شرايط به نوعی تغيير کرد که اکبر هاشمی رفسنجانی بار ديگر اوضاع را برای حضور خود در صحنه مساعد يافت. همزمان با جدی تر شدن زمزمه های مربوط به تمايل آقای هاشمی به شرکت در انتخابات، برخی فعالان جناح های تندرو (جناح راست) رييس جمهور سابق را به افشای فعاليت های اقتصادی فرزندانش در صورت حضور در انتخابات تهديد کردند. با اين همه، پس از گمانه زنی های بسيار و تشبيه کردن نامزدی در انتخابات با خوردن "داروی تلخ" هاشمی رفسنجانی با صدور بيانيه ای حضور خود را در انتخابات رياست جمهوری نهم اعلام کرد. اگرچه بيانيه آقای هاشمی بوی چندانی از آن "اقتدار"ی که موافقان حضور وی از آن صحبت می کردند نداشت، اما نامه شديدالحن مهدی کروبی در پاسخ به اين بيانيه و فشارهای نيروهای اصول گرا نشان داد که رفسنجانی راه آسانی در پيش نخواهد داشت. علی اکبر هاشمی بهرمانی که در آغاز خود را "بی نياز از تبليغ" خوانده بود، با نزديک شدن به روز ۲۷ خرداد، بر ميزان فعاليتهای تبليغاتی خود افزود و حتی چون ديگر نامزدها، برای خود وب سايت رسمی به راه انداخت. او که با شعار نه چندان جذاب "همه باهم، کار" وارد رقابت ها شده، در هفتاد و يک سالگی بار ديگر – و شايد برای آخرين بار – خود را به قضاوت حافظه تاريخی مردم ايران گذاشته تا نشان دهد هنوز اشتياق بيست و پنج سال گذشته اش را برای تصاحب قدرت و حکمرانی از دست نداده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||