|
متن کامل نامه کروبی به هاشمی رفسنجانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برادر عزيز و ارجمندم، جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای هاشمی رفسنجانی با سلام و اظهار خوشحالی از اعلام رسمی کانديداتوری جنابعالی اينجانب مايل بودم من و شما به عنوان کسانی که بيش از ساير کانديداهای اين دوره در تحولات سالهای اخير، از جمله ناکاميها و موفقيتهای به وجود آمده نقش داشته ايم، برای ايجاد فضايی منطقی و کمک به انتخاب مردم تلاش کنيم. در اين راستا تصور می کردم بهترين راه برای رسيدن به اين هدف، نگاهی منصفانه به گذشته و ارائه راهکارهايی سازنده برای آينده است. بر همين اساس اميدوار بودم برخی ادعاهای غيرمنطقی که توسط بعضی دوستان مدعی حمايت از شما مطرح می شود از جمله عباراتی که القاکننده ضعف همه کانديداها بجز جنابعالی است، توسط خود حضرتعالی جبران خواهد شد. اما به نظر حقير آنچه در بيانيه انتخاباتی جنابعالی اعلام گرديد نه تنها در راستای همان ادعاهايی بود که توسط دوستان جنابعالی مطرح می شد بلکه مکمل فرمايشات قبلی خود شما بود که از چند ماه قبل به عنوان شرط کانديداتوری خود اعلام می نموديد (عدم وجود کانديدای توانمند و مقبولي)! صميمانه عرض می کنم اگر تلفيق مجموعه اظهارات ماههای اخير جنابعالی، اظهار نظر دوستان شما و بيانيه اخير، القاکننده ضعف همه کانديداها و انحصار همه راهها نجات کشور در وجود حضرتعالی نبود، قطعاً پاسخگويی را به پس از برگزاری انتخابات موکول می کردم اما گمان می کنم امروز مهمترين گام برای انتخاب دقيق مردم آن است که نقش هريک از کانديداهای مطرح فعلی در شکستها و پيروزيهای سالهای اخير که بيانگر ميزان موفقيتهای آتی آنان نيز خواهد بود مشخص شود. در بخشی از بيانيه مفصل جنابعالی با اشاره به ترديدهايی که برای کانديداتوری داشته ايد آمده است: "نمی خواستم گمان شود که نظام جمهوری اسلامی، توان زايش نخبگان و مديران تازه را ندارد ... " و آنگاه به مواردی از نگرانيها از جمله گسترش تنشها، بروز گرايشهای افراطی، شکلگيری فضای سرد، تهديد مبانی توسعه اشاره شده که به تعبير خود شما، جنابعالی را به اين نتيجه رسانده که "بنا به ضرورت، آمادگی خود را برای ورود به عرصه اجرايی اعلام کنيد". اين جملات گويای آن است که ظاهراً جنابعالی به اين نتيجه رسيده ايد که تنها فرد قادر به رفع آن نگرانيها، خود حضرتعالی هستيد، در حالی که معتقدم بذر بسياری از همين نگرانيها در دولت جنابعالی کاشته شد و اکنون چيزی را درو می کنيم که خود حضرتعالی سالها شاهد کاشته شدن و روئيدن آن بوديد و متأسفانه در برابر آن سکوت يا رفتار تأييدآميز داشتيد. جناب آقای رفسنجانی! شما از گسترش تنشهايی سخن گفته ايد که به طرد و انزوای نيروهای گرانقدر انقلاب منجر می شود، آيا راستی گمان می کنيد اين موضوع دقيقاً از روزی آغاز شد که مردم با رأی قاطع خود که نشان دهنده ديدگاه ملت نسبت به برخی اتفاقات گذشته بود اداره کشور را به شخصيت ديگری سپردند؟ من معتقدم بلندترين گام در زمينه حذف و طرد نيروها دقيقاً در زمانی برداشته شد که شورای نگهبان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زيادی از اصيلترين نيروهای انقلاب و خدمتگزاران مردم را به بهانه های واهی رد صلاحيت کرد. آيا جنابعالی به خاطر نداريد که تعداد زيادی از اين نيروها به استناد گزارشات غيرواقعی وزارت اطلاعات تحت مديريت شما، رد صلاحيت شدند؟ آيا در جريان هستيد که بر اساس اخبار موجود، جرم اصلی همسر شهيد رجايی که منجر به رد صلاحيت او شد، ادعای اهانت به جنابعالی و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستين روزهای انتخاب شما به عنوان رئيس جمهور نيز مقدمات حذف و طرد نيروها ايجاد شده بود که اينجانب در اکثر آن موارد شخصاً موضوع را به شما منتقل و خواستار همکاری شما برای جلوگيری از آنها شدم. جنابعالی امروز به صورت علنی يکی از دلايل بازگشت خود به صحنه را نگرانی از طرد نيروهای گرانقدر انقلاب اعلام می کنيد، قاعدتاً برای مردم جالب خواهد بود که بدانند شما در برابر رد صلاحيت نيروهای خدمتگزار به کشور وساير تلاشهای علنی برای حذف نيروهای انقلاب، کدام موضعگيری عانی را انجام داديد. آيا جنابعالی قبول داريد که در بعضی موارد رفتار خود شما مؤيد روشهای حذف و طرد بود؟ مثلاً شما نه تنها در برابر استيضاح کاملاً سياسی آقای مهندس بهزاد نبوی موضعگيری نکرديد، بلکه بر خلاف رويه معمول قبل و بعد از آن استيضاح، حتی حاضر به اداره جلسه استيضاح نشديد و پس از آن نيز با سکوت در برابر رد صلاحيت آقای نبوی در سالهای ۶۸ و ۷۱، حتی نامه سرگشاده ايشان که در اعتراض به رد صلاحيت خود خطاب به شما نوشته بود را بی پاسخ گذاشتيد و لابد به ياد می آوريد که کسی که در برابر رد صلاحيت ايشان و برخی افراد ديگر تا حد تهديد به کناره گيری از انتخابات ايستادگی کرد، اينجانب بودم که به همراه ساير اعضای مجمع روحانيون مبارز در برابر آن روند ايستادگی کرديم. البته اينجانب اين کار و دفاع از ساير کسانی که صلاحيت آنها به ناحق رد شده بود را نه در روندی کاسبکارانه بلکه به عنوان وظيفه ای ملی و انقلابی تلقی کرده ام و هم اکنون هم از اينکه دوستانی مانند آقای نبوی پاداش اينجانب را می دهند، دلخور نيستم. جناب آقای رفسنجانی! شما حق داشتيد به خاطر اختلاف سليقه، در کابينه اول خود وزير کشور دولت قبل از شما که امام از او به عنوان فردی هوشمند نام برده بود و دارای سوابق انقلابی بود را با نيروی ارزشمند ديگری جايگزين کنيد اما آيا سکوت در برابر برخوردهای نامناسب با ايشان از جمله ممنوع الخروج ساختن وی و بازگرداندن او از فرودگاه به بهانه فعاليتهای مطبوعاتی را نيز کار پسنديده می دانستيد؟ بنده يقين دارم که اگر شما که آن روز بحمدالله قدرت کافی نيز داشتيد در برابر ممنوع الخروج ساختن دو تن از نيروهای باسابقه انقلاب که رياست دو کميسيون مهم مجلس سوم را به عهده داشتند، آن هم تنها به بهانه اتهامات مطبوعاتی سکوت نمی کرديد، امروز لازم نبود که اين گونه در مورد طرد نيروها اظهار نگرانی کنيد. حضرت آقای هاشمی! من هم مانند شما نگران "تضعيف ارزشها" و "کاهش شأن و منزلت فردی" آحاد مردم هستم اما آيا در دين مين اسلام، ارزشی بالاتر از آبروی مردم وجود دارد؟ قطعاً قبول داريم که آبروی افراد حتی از خون آنان مهمتر است، پس جنابعالی با چه معياری انتخابات مجلس چهارم که در آن بعضی از وزرای فعلی، همسر شهيد رجايی، همسر شهيد باکری و صدها نيروی رزمنده، ايثارگر و مخلص که برخی از آنها دوازده سال نماينده مجلس بودند رد صلاحيت شدند را "بسيار بسيار خوب" و "بسيار موفق" دانستيد؟ آيا اين تعبير جنابعالی، صحه گذاردن بر آغاز روند طرد نيوها نبود؟ آيا اقدامات تخريبی صدا و سيمای تحت مديريت اخوی مکرم جنابعالی، برادر عزيز آقای مهندس محمد هاشمی عليه يکی از جناحهای سياس در جريان انتخابات بی سابقه مجلس چهارم، هيچ سهمی در حذف و طرد نيروها نداشت؟ جنابعالی پس از برگزاری انتخابات بی سابقه مجلس چهارم که نخستين تجربه حذف گسترده نيروهای انقلاب تحت عنوان غيرقانونی نظارت استصوابی بود، با لبخندی رضايت آميز روند برگزاری آن انتخابات را "بسيار بسيار خوب" دانستيد. البته اين خنده و ابراز رضايت، دولت مستعجل بود و يکسال بعد از آن، در جلسه تحليف دومين دور رياست جمهوری جنابعالی، به بغضی تأثرانگيز تبديل شد. دوست خوبم! به رغم آنکه جنابعالی نيز ثمره سکوت توأم با رضايت خويش در برابر رد صلاحيتهای غيرقانونی را لمس کرديد، اما مردم فهيم ايران در انتخابات بعد از آن، يعنی دوره پنجم، ششم و از همه مهتر دوره هفتم مجلس، هيچگاه شاهد اظهارنظر يا برخورد جنابعالی با روند حذف و طرد نيروها به بهانه اعمال نظارت استصوابی نبودند. دوست و همراه خوبم! شما با اظهار نگرانی نسبت به فرسايش توان نخبگان، نشان داده ايد که بیتوجهی به نخبگان را سمی مهلک برای کشور میدانيد اما برای آنکه مردم بدانند شما از روز نخست حفظ حرمت نخبگان را لازم می شمريد، خوب است علت سکوت خود در برابر حملات وحشيانه به تريبون سخنرانی برخی از نخبگان در دانشگاه اصفهان و ساير مراکز علمی و حتی بی پاسخ گذاشتن تظلم خواهی آنها را مطرح نماييد، آيا جرم آن افراد جز اين بود که با من و شما اختلاف نظر داشتند؟ مردم بخوبی به ميزان قدرت شما و وزارت اطلاعات تحت مديريت شما آگاهی دارند و می دانند در زمان مسئوليت جنابعالی، نيروی انتظامی در هماهنگی کامل با وزارت کشور بود، پس هر کس حق دارد از عدم شناسايی و مجازات عوامل حمله به نخبگان و ايجاد جو نا امنی برای آنها و نيز سکوت جنابعالی در برابر اين اقدامات فرهنگ سوز که حتی مرحله به مرحله تا سينماها نيز پيش رفت تعجب کند و نگران تکرار آنها در دولت بعدی نيز باشد. جناب آقای هاشمی! خوشحالم که بر توسعه و استقرار امنيت برای تداوم توسعه اقتصادی سخن گفته ايد و اين تأکيد را طليعه نيکو برای ايجاد اطمينان در فعالان اقتصادی می دانم، اما توصيه می کنم برای آنکه جديت جنابعالی در اين موضوع بخوبی آشکار گردد، به سئوالات موجود در مورد ورود وزارت اطلاعات به فعاليتهای اقتصادی و شائبه هايی که در خصوص برخورد امنيت عده ای از فعالان اقتصادی آن تشکيلات با رقبای اقتصادی خود وجود دارد، پاسخ دهيد. قاعدتاً جنابعالی استحضار داريد که يکی از گامهای مهم دولت آقای خاتمی، تعطيل فعاليتهای اقتصادی وزارت اطلاعات بود، اظهارنظر صريح جنابعالی در اين خصوص، هر گونه نگرانی در خصوص ورود مجدد تشکيلات امنيتی کشور به فعاليتهای اقتصادی را مرتفع خواهد ساخت. برادر عزيزم! از شما که جوانی خود را در راه مبارزه با استبداد صرف کرده ايد، توقعی جز اين نبود که از محدود شدن آزاديهای اساسی آحاد مردم ابراز نگرانی کنيد اما لابد به خاطر داريد که چگونه در سالهای ابتدايی دهه هفتاد، حتی آزاديهای اوليه جوانان توسط عده ای خودسر در خيابانهای پايتخت سلب می شد اما هيچگاه عکس العملی جدی توسط جنابعالی مشاهده نشد، خاطره گرفتاريهايی که در سالهای ۶۹ تا ۷۲ برای عدهای از فعالان سياسی به خاطر انتقاد از دولت به وجود آمد نيز هنوز از اذهان پاک نشده است و اکنون تنها راه اطمينان به آينده آن است که شما بصراحت نسبت به آن مسائل موضعگيری نماييد، چرا که برخی اتفاقات اخير از جمله نفوذی دانستن کسانی که در روز کارگر شعارهايی عليه بعضی مسئولان مطرح کردند اين نگرانی را ايجاد میکند که در آينده نيز مانند گذشته، انتقاد از دولت و رئيس آن تا حد مخالفت با پيامبر (ص) قبيح شمرده شود. جناب آقای هاشمی! شما با هوشمندی از تنشزدايی در عرصه بين المللی و جلب اعتماد ساير کشورها سخن گفته ايد و بر لزوم تبديل تهديدها به فرصت تأکيد کرده ايد اما با شجاعت و انصافی که از شما سراغ دارم انتظار داشتم که با صراحت اعلام کنيد که در آستانه تحويل دولت از سوی جنابعالی، حتی يک کشور اروپايی دارای سفير در ايران نبود. اينجانب هميشه زياده خواهيهای ساير کشورها نسبت به کشور عزيزمان ايران را محکوم کرده ام اما جنابعالی بخوبی می دانيد پس از واقعه عظيم دوم خرداد و قدرتنمايی ايران بزرگ ايران، فرصتهای طلايی در عرصه بين المللی ايجاد شد که بحمدالله دستاوردهايی برای ملت و کشور نيز به دنبال داشت و قطعاً در سالهای آينده مردم بخوبی به ثمرات آن پی خواهند برد اما متأسفانه بعضی حرکات نسنجيده در داخل حکومت و بعضی خصومت ورزيهای جناح مقابل اصلاح طلبان و متأسفانه برخی فرصت سوزيهای ناشی از اقدامات نسنجيده توسط برخی اصلاح طلبان، آن فرصتها را يکی پس از ديگری سلب و برخی از آنها را به تهديد تبديل کرد. اينجانب انتظار داشتم شما در تحليلی منصفانه، از نقش ارزنده دولت فعلی در از بين بردن خصومتها و ايجاد فرصتها ياد می کرديد و آنگاه به عوامل از بين رفتن برخی از اين فرصتها نيز اشاره می نموديد، در آن صورت مردم ما مطمئن می شدند که در دولت آينده، باز هم شاهد کاهش ارتباط با ساير کشورها يا طرح تهديدهای بزرگ عليه کشورمان نخواهيم بود. جناب آقای هاشمی! اينجانب باز هم تأکيد میکنم که به هيچ وجه تمايل نداشتم فضای انتخابات را با طرح چنين مسائلی تحت تأثير قرار دهم، بلکه معتقد بودم که بايستی با استقبال از کانديداتوری تمام کسانی که خود را لايق خدمت به مردم می دانند، ميدان انتخاب را گسترش دهيم، بر همين اساس هم در طول چند ماه گذشته همواره از ورود همه کانديداها، بويژه جنابعالی استقبال نموده ام اما با توجه به شائبه هايی که برخی اظهارنظرهای سابق بيانيه اخير جنابعالی ايجاد نمود، لازم ديدم با ذکر چند نمونه و مثال، غبارهای ايجاد شده پيرامون شخصيت و توانمندی همه کانديداها جز جنابعالی را برطرف و شمه ای از مسائل سابق و گوشه ای از ريشه نگرانيهای حضرتعالی را بازگو نمايم. جنابعالی بخوبی می دانيد علاوه بر مسائل فوق که تماماً در رسانه ها و مطبوعات سالهای گذشته بازتاب داشت، نکات ناگفته ای نيز وجود دارد که اگر قرار بر تداوم روشهای سابق و تحقير ساير کانديداها و گروههای سياسی باشد، چاره ای جز طرح آنها وجود نخواهد داشت اما اينجانب اميدوارم همه کانديداها با خودداری از تحقير ساير کانديداها در جهت تشويق مردم به توجه نسبت به برنامه ها گام بردارند. در آن صورت، هر چه مورد پذيرش مردم قرار گيرد، برای همه محترم و قبل قبول خواهد بود. ضمن آنکه اين روش، حضور گسترده تر مردم در انتخابات را نيز به دنبال خواهد داشت. برای شما سلامتی و بهروزی آرزو می نمايم. با احترام مهدی کروبی |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||