|
کافه های ايرانی در بمبئی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کافه های ايرانی از ديرباز در ميان ساير کافه رستوران های شهر بمبئی جايگاه ويژه ای داشته اند اما اکنون روزهای واپسين عمر خود را پشت سر می گذارند. کافه های ايرانی با حال و هوای خاص خود، سفره های چهارخانه قرمز و سپيد و فضايی که هميشه پر از عطر نان و شيرينی های تازه پخته شده است، بخش جدايی ناپذيری از ميراث جهانی اين شهر بشمار می آيند اما ممکن است که به زودی بجز خاطره از آنها اثر ديگری برجای نماند. کافه های ايرانی بمبئی پس از يک قرن پايداری در مقابل تغيير و تحول اکنون ديگر تاب مقاومت در برابر رقابتهای سختی که کافه رستورانهای تازه در اين شهر بوجود آورده اند را ندارند. بسياری از آنها به کلی تغيير پيدا کرده و به صورت رستوران و پاب در آمده اند و بقيه نيز نتوانستند به کار ادامه دهند. شيرينی های اشتها برانگيز مشتريان کافه های ايرانی چای و شيرينی اين کافه ها را بی نظير می دانند. جيانت کمات، يکی از آنهاست و می گويد که از زمانی که شاگرد مدرسه بوده است به کافه کيانی که قدمتی صد و يک ساله دارد، می آمده است. " اين کافه با وجود گرمای شديد و هوای دم کرده ای که دارد تنها مکان محبوب من است چون حال و هوای خانه را دارد و من می توانم ساعتها در آن بنشينم. با گذشت زمان هم نه قيمت و نه حال و هوای آن تغييری پيدا کرده است." ونيتا رودريگز يکی ديگر از مشتريان کافه با او هم عقيده است و می گويد که برای غذا و شيرينی های اين کافه نمی توان نظير پيدا کرد. اما قيمت ارزان و شيرينی های خوشمزه کافه های ايرانی نتوانسته است که جلوی بسته شدن آنها را بگيرد. قصه کافه های ايرانی رقابت و مشکلات صاحبان مغازه و روی گرداندن نسل تازه ايرانيها از پيشه خانوادگی خود يکی از دلايل تعطيل شدن اين کافه هاست. افلاطون شکريه صاحب کافه کيانی می گويد که بسياری از فرزندان صاحبان کافه با تحصيلات عاليه ای که دارند، حاضر به ادامه پيشه خانوادگی خود نيستند.
افلاطون در حالی که به کافه بسته شده سوی ديگر خيابان نگاه می کند، با اندوه از گذشته می گويد: "ما و کافه روبرويی بازار فروش کيک و شيرينی را بين هم تقسيم کرده بوديم. مشتری هايی که شيرينی مورد نظر خود را آنجا پيدا نمی کردند، به سراغ ما می آمدند و مشتريهای ما هم به آنجا سر می زدند. حال اين کافه بسته شده است و کار و کاسبی ما هم کساد است." اکثر صاحبان کافه های ايرانی زرتشتيانی هستند که اواخر قرن ۱۹ و اوايل قرن ۲۰به هندوستان آمدند و در پی زندگی بهتر گذارشان به شهر بمبئی افتاد که در آن دوران يکی از مراکز مهم تجارت جهانی و همچنين محل زندگی جامعه زرتشتيان هندوستان موسوم به پارسيان بود. پارسيان از هزاران سال پيش در بمبئی سکونت گزيده و از رفاه اقتصادی برخوردارند. افلاطون قصه قديمی ايرانی های بمبئی درمورد علت بازشدن اين کافه ها راچنين نقل می کند:" می گويند که زرتشتيان ايرانی در بدو ورود به شهر پولی در بساط نداشتند و ناگزير به کار کردن در منازل پارسيان بودند. پس از تمام کردن کار شبها دور هم جمع می شدند و از وطنی که ترک کرده بودند و غربت صحبت می کردند. شبی يکی از آنها به بقيه چای داد و در مقابل از آنها پول گرفت و باعث شد که فکر بازکردن کافه به مغز آنها خطور کند." از ميان برداشتن مرزها شارادا دويودی، مورخ، می گويد که شهر بمبئی در آن دوران پر از مهاجرانی بود که در کارخانه های نساجی و بندر پر رونق شهر کار می کردند و به تنهايی اغلب برای خوردن غذا به اين کافه ها می رفتند که همين سبب رونق بازار کسب و کار اين کافه ها شد. راهول سری واستاو، جامعه شناس اين کافه ها را از منابع مهم امرار معاش مهاجران توصيف می کند. به گفته او کافه های ايرانی مکانی برای تجربيات کسانی بود که فارغ از مرزهای جهانی صنعت رستوران داری را پايه نهادند. " در اين کافه ها مرزهای اجتماعی و تابوهای مذهبی از ميان برداشته شد و آنها جايگاه محبوبی در زندگی روزمره مردم برای خود يافتند. حتی اين روزها هم می توان يک مديرعامل و يک روسپی و حتی يک گدا را همزمان با هم در بين مشتريان اين کافه ها مشاهده کرد." شاردا دويودی نيز می گويد:" در آغاز کار کافه های ايرانی به حساسيت مشتريان خود اهميت می دادند و با رعايت مذهب و اعتقادات آنها به پذيرايی شان می پرداختند اما با گذشت زمان و افزايش محبوبيت کافه های ايرانی اين مرزبندی ها هم از ميان برداشته شد."
جلب مشتری های تازه کافه ها سعی کرده اند که با زمان پيش بروند و غذاهای چينی و نوشابه های تازه را در فهرست غدای خود قرار داده اند. در حال حاضر کافه هايی که غذای فوری و آبجوی خنک می فروشند محبوبيت دارند. افلاطون شکريه می گويد که اينگونه اغذيه مورد پسند مشتريان جوان است اما او نمی تواند کافه خود را به کلی تغيير بدهد چون هزينه سنگينی ببار می آورد که موجب بالا رفتن قيمت غذا و از دست دادن مشتريان قديمی می شود. به اعتقاد راهول سری واستاوا، يکی از راههای جلوگيری از بسته شدن کافه های ايرانی بازکردن کافه های تازه ای است که همان حال و هوای رستوران های ايرانی را داشته باشند اما او در عين حال می گويد که در اين مورد بايد احتياط کرد چون در کافه های تازه نمی توان فقير و ثروتمند را در کنار هم نشاند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||