|
آن داروی تلخ تلخ تلخ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پس از قريب نه ماه از گذشت آن واقعه تلخ، اکبر هاشمی رفسنجانی سرانجام نامزدی خود را با بی ميلی اعلام کرد. وی در حالی که معلوم بود از مزه دارو بشدت ناراحت است، گفت: فکر می کنم بايد اين داروی تلخ را مصرف کنم. اتفاقی که مايل نبودم بيافتد، ظاهرا در حال وقوع است. همزمان با اعلام اين موضوع، علی اکبر محتشمی سخنگوی مهدی کروبی گفت:« تاريخ مصرف رفسنجانی گذشته است.» پزشکان هنوز نمی دانند که آيا تاريخ مصرف اين داروی تلخ گذشته است، يا تاريخ مصرف رفسنجانی. سالها پيش آيت الله خمينی هنگام پايان دادن به جنگ به جای داروی تلخ گفته بود که جام زهر را سرکشيده است. بسياری از پزشکان معتقدند از آن زمان تا امروز رژيم دارويی جمهوری اسلامی تغيير کرده است. اصولا اشتباه در مصرف دارو در ايران سابقه طولانی دارد. چند سال پيش سعيد امامی نيز به دليل خوردن دارويی که برای ماليدن بايد مصرف می شد، درگذشت. گل در اومد از حموم عروس دراومد از حموم اما هاشمی رفسنجانی بيش از هر چيزی به فکر اين بود که اگر او نيايد، مردم چه می شوند؟ آيا مردم می توانند مثل آدم زندگی شان را بکنند؟ آيا غصه نمی خورند؟ آيا مريض نمی شوند؟ آيا شب غذا دارند بخورند؟ چی می خورند؟ آيا کسی هست لباس شان را اطو کند؟ وی در ماه بهمن در حالت نگرانی گفت: اگر خيال مردم از انتخابات راحت شود، نگرانی من هم برطرف میشود. اما در همان حال ناراحتی خود را نيز نشان داد و گفت: در عمق وجودم تمايلی به حضور در انتخابات ندارم. روز پنجم اسفند بود که آه مردم بدبخت ايران در دل سنگ اين نامزد سنگدل اثر کرد، هاشمی گفت: آماده هستم، اما صبر میکنم، نمیتوانم نسبت به شرايط کشور بیتفاوت باشم. سرانجام روز دوم فروردين امسال هاشمی گفت: اگر ببينم کسی نيست می آيم. اين جمله در حالی اعلام شد که حداقل ده نامزد انتخاباتی کاملا جدی وارد انتخابات شده بودند. به همين دليل هاشمی در اواخر فروردين اعلام کرد: دلواپسیها آمدنم را جدی کرده است...اکنون وظيفه سنگينی احساس میکنم... و سرانجام اين نامزد جاودانی انتخابات ايران گفت: سه هفته ديگر جواب قطعی را میدهم. اين سه هفته برای مردم ايران مثل سه سال گذشت، سرانجام آن فرصت تاريخی فرارسيد و هاشمی اعلام کرد که می آيد. مردم کل کشيدند، در سراسر خيابانهای تهران اين ترانه را می شد شنيد که ملت می خواندند: گل در اومد از حموم، عروس در اومد از حموم.... مگر با نامزدها چه می کنند؟ ابوالحسن بنی صدر اولين رئيس جمهور ايران گفته است: من هيچ مايل نبودم نامزد رياست جمهوری شوم، سلامتيان اصرار کرد. محمد علی رجايی دومين رئيس جمهور ايران گفته بود: من هرچه نگاه می کنم نمی فهمم چه مشخصه ای دارم که بايد رئيس جمهور شوم، ولی احساس تکليف می کردم و به من ابلاغ شد. آيت الله خامنه ای سومين رئيس جمهور ايران گفت: رياست جمهوری را مثل نماز می دانم و به وظيفه عمل می کنم. آيت الله خامنه ای در مورد دومين دوره رياست جمهوری اش در يک سخنرانی گفته بود: اگر يک وقت امام به من واجب کنند و بگويند شما فلان کار را انجام دهيد; چون دستور امام تکليف است و برو برگرد ندارد، آن را انجام میدهم. اما اگر چنانچه تکليف نباشد دنبال کارهای فرهنگی میروم. سيد محمد خاتمی پنجمين رئيس جمهور ايران اصلا نمی خواست کانديدا شود.وی در دومين دوره رياست جمهوری اش در روز ثبت نام در حالی که اشک می ريخت نام خودش را نوشت. کارشناسان بين المللی می پرسند: مگر با نامزدهای انتخابات رياست جمهوری ايران چکار می کنند که آنها اينقدر با ناراحتی نامزد می شوند؟ |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||