BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 03:35 گرينويچ - يکشنبه 20 مارس 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
تهران، نوروز پنجاه سال قبل

نمايی از خيابان ناصريه تهران
تصوير خيابان ناصريه و نمايی از شمس العماره که گاراژ يا به زبان امروزی پايانه مسافری تهران بود (عکسهای تهران قديم از سايت مرکز مطالعات تاريخ معاصر ايران است)
پنجاه سال قبل در تهران، شهری با هوای پاک و آسمان صاف و جمعيتی کمتر از دو ميليون نفر، نوروز جلوه ای به تمامی عيدانه می گرفت . جلوه ای که امروز، گسترش شهر و تحولات درونی آن از آن همه، چيزی نگذاشته است و همزمان با رشد عمودی و افقی شهر، و دگرگونی روابط انسانی و رفتارهای جمعی، نوروز هم جلوه های تازه گرفته است.

نوروز در آن سال ها از سه چهارهفته پايان اسفند با شلوغی بازار و خيابان های اصلی شهر خود را خبر می داد. گرچه بالاتر خريدهای نوروزی خود را از وسط شهر، نادری و لاله زار – مغازه های بزرگ پيدايش و جنرال مد و فروشگاه فردوسی – می کردند، اما هنوز خياطان و کفاشان سرشان چنان شلوغ می شد که نشان می داد عادت قديمی سفارش دادن هنوز جای خود را به خريدهای آماده نداده بود.

از اوايل اسفند، هنوز برف در کوچه ها و خيابان ها بود که آخر هفته خريداران شهرستانی می رسيدند و بازار ارسی دوزها و لباس دوزها و طلاسازها را رونق می داد، و البته بازارمسگرها، صنفی که دوره گردانش با کوره هايی که در کوچه ها علم می کردند و ديگ و سه پايه و ماهی تابه ها را برق می انداختند و سياهی اجاق های نفتی و هيزمی را از نتشان دور می کردند، بوی قلع را به بوهای آشنای نوروز می افزودند اما بازار مسگرها هم پر رونق بود و بر دوش باربرها ديگ و ديگچه و ديگبر و سينی از بازار بيرون می زد.

ميهمان پذير و شلوغ

در آن سال ها، تهران که با داشتن ده، بيست هتل و نه بيش تر جای چندانی برای پذيرايی از ميهمانان نوروزی نداشت، هزاران نفر را در خانه های دوست و آشنا جا می داد و هنوز ميهمان پذير بود و جمعيتش در روزهای عيد تا دو برابر می شد، نه مانند سال ها بعد که نيمی از جمعيت چند ميليونی اش راهی شمال و جنوب می شدند و می شوند.

عکس از سايت مرکز مطالعات تاريخ معاصر ايران
تهران با هتلهای معدودش جايی برای پذيرايی از ميهمانان نوروزی نداشت؛ تقاطع لاله زار و خيابان استانبول، مقابل کافه پارس و هتل لاله زار

شمس العماره ، گاراژ و به زبان امروزی ترمينال [ پايانه مسافری] تهران بود. از همين رو ترانه "دم گاراژ بودم يارم سوار شد" معنا داشت و بديع زاده " ماشين مشدی ممدلی " را سی چهل سالی بود که می خواند و همچنان وصف اتوبوس های فورد زمان جنگ بود که هنوز با صلوات درسربالايی ها ناله می کردند و مسافر می بردند تا سال های بعد که از اثر رونق صنعتی اتوبوس های بنز و ماگيروس مونتاژ ايران، جاده ها را پر کرد.

نسل قديمی تهران از آب خوش طعم اما آلوده آب انبارها سالکی به گونه داشت اما بعد از جنگ لوله کشی آب تهران شروع شده بود و خانه ها انشعاب داشتند اما نه در تمام محلات، درشکه های آب شاهی و سقاهای خيابانی جای خود را به تانکرهای آب و پمپ های فشاری محلات داده بودند. هنوز از قنات های سه گانه آب می گرفتند و ميرآب و برزن شهری [ شهرداری مناطق ] شب ها در غرب و شرق و شمال شهر هنگام تقسيم آب در جوها حکومتی داشتند.

برق نيز گرچه با دو نيروگاه بزرگ – آلستوم در شرق و جنرال موتور در غرب - تامين می شد اما هنوز به باغات اطراف و بسياری از خانه ها نرسيده بود و بنگاه های اجاره دهنده چراغ های زنبوری [ و البته ميکروفن و بلندگو و ظروف برای مجالس ] فراوان بودند.

وسيله ارتباط جمعی جز روزنامه و راديو نبود. شماره های مخصوص مجلات و روزنامه ها، پاورقی هايی که جای سريال های تلويزيونی به کار می آمدند به سرانجامی می رساندند تا سال نو قصه تازه ای آغاز کنند. برنامه های ويژه نوروزی راديويی از دو ماهی قبل همه هنرمندان را به خود مشغول می کرد.

تحويل سال

از نخستين ساعات تحويل سال، خوش حالی از پوشيدن لباس های نو، که درهر سطحی از طبقات به شدت رايج بود، کوچه ها را پر می کرد. مواظبت های اوليه تا کفش ها و کت و شلوارهای نو خيابان ها و کوچه های هنوز خاکی از طراوات نيفتند. مردان با کراوات های رنگی در کنار خانم هائی که بعضی کت و دامن به بر و برخی چادرهای مشکی براق به سر داشتند با بچه ها که اسکناس های نو عيدی را صدها بار می شمردند، در کوچه و خيابان راهی خانه بزرگ تر بودند.

کمتر خانه ای ناهار – و گاهی شام – روزهای عيد را به تنهايی صرف می کردند، جز ميهمانانی از شهرستان ها، هر که در خانه بود ميهمان داشت. رستوران ها و کافه ها معمولا تعطيل و بی رونق بود، هر چه بود در خانه ها می گذشت.

خانه های معمارساز همان بود که از قديم بود و هنوز موج نو معماری همه خانه ها را به حمام و وان مجهز نکرده بود، اين را می شد از شلوغی حمام های عمومی دريافت که در شب های عيد تا صبح داير بودند و لنگ و قطيفه های قرمز و رنگ به رنگشان بر بام و ديوار حمام چونان پرچم هايی پهن بودند.

عکس از سايت مرکز مطالعات تاريخ معاصر ايران
درشکه های آب شاهی جای خود را به تانکرهای آب و پمپهای فشاری محلات دادند؛ تصويری از عامل توزيع آب در خيابان لاله زار، سال 1330 شمسی

تاکسی هايی که تازه دو سه هزاری از آن ها – بيش تر واکسهال و مرسدس ۱۷۰ – با رنگ های سياه و گلگيرهای سفيد، به راه افتاده بودند، مسافرانی را که می توانستند پنج ريال برای رفتن به مرکز شهر بپردازند، حمل و نقل می کردند اما معمولا روزهای عيد در خدمت خانواده خودشان بودند و در حال بردن آن ها به ميهمانی، درشکه ها که هنوز درحرکت بودند اما عيد، بازاری داشتند که تکانی هم به نرخ ها می داد، سه ريال را تا پنج ريال هم بالا می برد.

مسافران نوروزی تهران، از جمله سينماها و تئاترهای لاله زاری را رونق می بخشيدند، و البته مردان هم رفتن به شش کاباره شهر را از دست نمی دادند و شبی دمی به خمره ای می زدند.

نمايش های نوروزی، فيلم های نوروزی – جری لوئيس، نورمن ويزدوم، توتو و فرناندل – جوانان را شاد می کردند و غروب ها در تفرجگاه بهارزده و کوچه باغ های شميران را شور می بخشيدند و اين مهم ترين بخش از تهران نيم قرن پيش است که محو شده.

تصوير مانوس

اين تصوير مانوس تهران قديم را که هنوز نسل جوان با حسرت در فيلم های سينمايی و عکس های آن دوران دنبال می کند، اول بار جهش اقتصادی افزايش درآمد نفت و بار دوم انقلاب و جنگ ديگرگون کرد.

ساختمانهای بلند تهران
در ايام نوروز، نيمی از جمعيتی که در ساختمانهای بلند و شهرکهای اقماری تهران زندگی می کنند هم در شهر نمی مانند - عکس از خبرگزاری ايلنا

از دهه چهل خياطان و کفش های دست دوز از صحنه ناپديد شدند و سپس با پديد آمدن طبقه ای نو، مسافرت های نوروزی با تورهای ارزان به خارج از کشور باب شد و رفت تا اينک که با حضور سه ميليون ايرانی در خارج کشور، در روزهای نوروز تنها دوبی، شيخ نشين جنوبی خليج فارس تا سيصدهزار مسافر از ايران می گيرد که با صدها پرواز از شهرهای مختلف کشور راهی می شوند.

نوروز، پروازهای خارجی رونقی از جنس ديگر دارند، هزاران مهاجر ايرانی را در اين فرصت به زادگاه می برند و هزاران ايرانی را به ديدار بستگان مهاجر خود به بيرون از مرزها حمل می کنند و اين به جز آن که شش ميليون مسافر نوروزی است که از تهران به در می روند. شهری که عيدها در خانه هايش هزاران ميهمان داشت حالا ساکنانش با يک ميليون خودرو جاده های بين شهری را پر می کنند، چنان که از دوازده ميليون نفری که در آپارتمان های بلند و شهرک های اقماری آن متراکمند، نيمی هم در شهر نمانده اند.

تغيير فرهنگ حاکم، با بستن کاباره ها و تئاترهای لاله زار و افزودن پارک ها و مراکز مذهبی، تغيير شرايط اقتصادی که نرخ تاکسی را از پنج به ده هزار رسانده و دلار را از هفت تومان به نزديک نهصد بالابرده، گسترش وسايل ارتباطی ، شبکه های تلويزيونی ماهواره ای دور و نزديک، چنين می نمايد که همه مناسبات آشکار و پنهان مردم تهران را دگرگون کرده است.

اما با اين همه رويدادهای امسال – که در تصادم با ماه عزاداری محرم هم بود – و از جمله چهارشنبه سوری که گذشت و سيزده به دری که در پيش است نشان می دهد که نوروز آئينی است که با تغيير همه شرايط هم پايداری می کند و در شرايط و روابط دگرگون شده هم به حيات خود ادامه می دهد.

آيا لذت اسکناس های عيدی نو، که ديگر پنج و ده تومانی نيستند و چندين صفر بر کنار دارد، در جيب لباس های نوی نوروزی برای کودکان نسل اينترنت و بازيهای کامپيوتری، که بازار لوازم الکترونيک تهران را پر می کنند، همان مزه ای را دارد که زير دهان نسل پيشين داشت. اين سئوال را که می تواند جواب دهد.

نوروزصفحه ويژه نوروز
عکس، آئين ها و مراسم نوروزی، نوروز در کشورهای مختلف، پخش زنده برنامه و ...
خروسسال خروس
نماد حيوانی حاکم بر سال ۱۳۸۴
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران