BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:02 گرينويچ - دوشنبه 10 ژانويه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
پيروزی ابومازن و تاثير آن بر روابط ايران و فلسطين

اکثر کشورهايی که به نحوی در مناقشه خاورميانه دخالت دارند، از پيروزی چشمگير محمود عباس (ابومازن) در انتخابات رياست جمهوری فلسطين استقبال کردند.

انتظار می‌رود که دولت ايران نيز موضع مشابهی اتخاذ کند، با اين تفاوت که اگر ساير کشورها ابومازن را به انجام اقداماتی برای ازسرگيری مذاکرات صلح با اسراييل فراخواندند، ايران احتمالا بر لزوم حمايت رئيس تازه دولت خودگردان فلسطين از ادامه "انتفاضه" و تسليم ناپذيری در برابر فشارهای اسراييل تاکيد کند.

ظاهرا استقبال از پيروزی ابومازن که آشکارا خواهان پايان دادن به انتفاضه مسلحانه است، با درخواست از وی برای حمايت از نبرد مسلحانه با اسراييل ناسازگار است، اما اين ناسازگاری بيش از يک دهه است که بر سياست ايران در برابر فلسطين سايه انداخته است.

از زمان عقد قرارداد اسلو در سال ۱۹۹۳ و بويژه پس از اعمال فشار شديد آمريکا و اتحادیه اروپا بر دولت ايران برای دست کشيدن از سياست سرسختانه خود در برابر روند صلح خاورميانه، جمهوری اسلامی هم در دوره رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی و هم دوران سيد محمد خاتمی، زبانی "دوگانه" را در رويارويی با بحران فلسطين به خدمت گرفت.

طی همه اين سال‌ها جمهوری اسلامی در مجامع جهانی و در گفتگو با ساير کشورها، بر اين نکته اصرار کرده است که ايران مخالف روند صلح خاورميانه نيست و فقط بر "عادلانه" بودن آن تاکيد دارد. اما در برابر افکار عمومی داخلی، همواره تکرار کرده که ايران تنها کشور روی زمين است که به هيچوجه موجوديت "رژيم صهيونيستی" را نمی ‌پذيرد.

اين بدان معناست که ايران در حوزه روابط خارجی تلاش می ‌کند تا به عنوان "عضوی عادی" از خانواده بين ‌المللی، چهره ‌ای مشابه ديگر کشورها از خود به نمايش بگذارد و بدين وسيله فشارهای آمريکا و متحدانش را در اين باره، خنثی کند، اما در عين حال در عرصه سياست داخلی، جمهوری اسلامی می‌ کوشد تا "استثنايی" بودن خود را به بخشی از نيروهای هوادار خود که همسويی با جهان خارج را به معنای دست شستن از اهداف "انقلابی و اسلامی" تلقی می ‌کنند، ثابت کند.

گويا در دهه گذشته، شانس با جمهوری اسلامی يار بوده که توانسته است به اين زبان دوگانه ادامه دهد. اين شانس را در درجه نخست، جناح ‌های افراطی اسراييل و در درجه بعد گروههای شبه نظامی فلسطين که در عمل راه دستيابی به مصالحه را سد کردند، در اختيار جمهوری اسلامی گذاشتند. اما با پيروزی ابومازن در انتخابات رياست جمهوری فلسطين، به نظر می‌ رسد که ادامه سياست گذشته ايران با دشواری‌ های جدی روبرو شود.

ابومازن همچنانکه بارها اعلام کرده است، خواهان تشکيل کشور مستقل فلسطينی از راه گفتگو و مذاکره با اسراييل و بدون بکارگيری از ابزارهای خشونت‌ آميز است.

از اين جهت، او مورد حمايت آمريکا، اتحادیه اروپا، سازمان ملل، روسيه، اعراب ميانه ‌رو و بسياری از کشورهای اسلامی است.

به عبارت ديگر، مرگ ياسر عرفات و ظهور ابومازن در مقام رهبری فلسطين، جامعه جهانی را نسبت به ازسرگيری روند صلح بين اسراييل و فلسطينی ‌ها اميدوار کرده است و بنابراين، مجموعه طرف‌ های دخيل در بحران خاورميانه، به سختی می ‌کوشند تا از فرصت به دست آمده برای "نجات" صلح استفاده کنند.

مسلما در برابر اين اراده قدرتمند بين ‌المللی، جايی برای مخالفت "ستيزه جويانه" ايران با صلح خاورميانه باقی نمی‌ ماند و هرگونه تلاشی در اين جهت با واکنش تند قدرت های بزرگ روبرو خواهد شد.

با اين همه، برخی جناح های حاکم بر ايران، اميدوارند که روند صلح بارديگر از درون اسراييل و سرزمين‌ های فلسطينی به بن‌بست رسد. شواهد فراوانی برای توجيه اين نوع اميدواری وجود دارد و اگر رئيس تازه دولت خودگردان و حاميان بين ‌المللی وی نتوانند بر موانع پيش روی تشکيل کشور مستقل فلسطينی غلبه کنند، امکان بازگشت به نقط صفر در روابط اسراييل – فلسطين دور از ذهن نيست.

موانع صلح در هر دو طرف اسراييلی و فلسطينی وجود دارد. در طرف اسراييل، مخالفت گروههای ملی ‌گرای تندرو از جمله حزب حاکم ليکود با بازگشت به مرزهای چهارم ژوئن ۱۹۶۷ که مستلزم برچيدن شهرک‌ های يهودی نشين در کرانه باختری و نوار غزه و کنترل بيت‌ المقدس شرقی به دست فلسطينی ‌هاست، بزرگترين مانع روند صلح است.

اما آمريکايی‌ ها اميدوارند که انعطاف‌ های اخير رهبری ليکود برای برچيدن تمامی شهرک‌ ها از نوار غزه و چهار شهرک در شمال کرانه باختری، راه نرمش بيشتر دولت اسراييل برای اعطای امتيازات بزرگتر به فلسطينی‌ها را باز کند. حتی اگر اين اتفاق هم رخ ندهد، از زمان اجرای طرح يکجانبه آريل شارون برای خروج از نوار غزه و شمال کرانه باختری در تابستان آينده، تا زمان حل و فصل موضوعات دشواری مانند تعيين مرزهای نهايی کشور فلسطينی و تعيين سرنوشت آوارگان، کارشکنی تعيين کننده ای از جانب دولت اسراييل در برابر صلح وجود نخواهد داشت.

در طرف فلسطينی اما وضع دشوارتر است. گسترش هرج و مرج و بی ‌قانونی، رشد گروههای مسلح غيرقابل کنترل، رواج فساد اداری و دولتی، نابودی نهاد‌های امنيتی، اداری و اقتصادی و رشد روز‌افزون فقر و بيکاری از جمله مشکلاتی است که گريبانگير جامعه فلسطينی شده است و همه از ابومازن انتظار دارند که اين مشکلات را از ميان بردارد.

قاعدتا با کمک نهادهای بين ‌المللی و کشورهای حامی صلح، ابومازن می‌ تواند، برخی از اين مشکلات، بويژه مشکلات اقتصادی را کاهش دهد، اما بزرگترين معضل روياروی او، خلع سلاح و مهار گروههای شبه نظامی است و بدون رفع اين معضل، در ساير زمينه ‌ها نيز رهبر جديد دولت خودگردان اميدی به کاميابی نخواهد داشت.

گروههای اسلامگرای حماس و جهاد اسلامی در کنار برخی گروههای چپگرا، نظير جبهه خلق و جبهه دموکراتيک برای آزادی فلسطين، دارای شبه نظاميان مسلحی هستند که وظيفه مبارزه با اشغال اسراييل را برای خود قائلند و در عين حال از دولت خودگردان تبعيت نمی‌ کنند.

از ميان اين گروهها، دو جبهه خلق و دموکراتيک به دليل عضويتشان در سازمان آزادی بخش فلسطين، تمايل بيشتری به آشتی دارند و دستيابی به مصالحه با آنان از سوی دولت جديد ابومازن چندان سخت نيست.

اما دو گروه اسلامگرا تا کنون نشان داده‌اند که بسيار سرسخت‌اند و به آسانی سلاح‌ های خود را تسليم نخواهند کرد. ابومازن برای خلع سلاح آنان مسلما راه مذاکره را در پيش خواهد گرفت ولی اگر مذاکره نتيجه بخش نبود، آيا او اراده و يا توان توسل به زور را دارد؟

گفته می‌شود توسل به زور برای خلع سلاح شبه نظاميان، باعث بروز جنگ داخلی بين فلسطينی‌ ها خواهد شد، اما تجربه دهه گذشته نشان می ‌دهد که جناح‌ های مختلف فلسطينی نسبت به اين خطر حساس و آگاهند و وارد جنگ با يکديگر نمی‌ شوند.

با اين همه، موفقيت ابومازن در خلع سلاح شبه نظاميان، به ميزان کنترل وی بر نيروهای جنبش الفتح بستگی دارد. شاخه نظامی الفتح در واقع خود گروهی شبه نظامی است که از رهبران سياسی جنبش فرمان نمی ‌برد. اگر ابومازن شاخه نظامی الفتح را به ضرورت خلع سلاح متقاعد کند، خلع سلاح شبه نظاميان حماس و جهاد اسلامی هم امکان ‌پذير می ‌شود، اما اگر ابومازن از اقتدار لازم برای گرفتن سلاح از دست نيروهای وابسته به سازمان متبوع خود برخوردار نباشد، دليلی وجود ندارد که گروههای رقيب، از اين منطق پيروی کنند.

بدين ترتيب بزرگترين عامل پيروزی يا شکست ابومازن جنبش الفتح است. شايد از همين روست که سازمان‌های اطلاعاتی اسراييل، ايران و حزب ‌الله لبنان را به نفوذ در بدنه الفتح متهم می‌کنند.

اگر چنين نفوذی واقعيت داشته باشد، اميدواری ايران به بن ‌بست دوباره روند صلح چندان دور از حقيقت نخواهد بود، اما اگر نفوذ ايران در الفتح افسانه باشد، زمان اعمال فشار شديد جهانی برای تغيير سياست ايران در برابر فلسطين و رها کردن زبان دوگانه گذشته درجدی ‌ترين صورت خود فرا رسيده است.

محمود عباسشرح حال محمود عباس
روشنفکری که سالها در پس پرده بود
.انتخابات فلسطين
گفتگو با يکی از ايرانيان اسرائيل درباره اميد مردم اين کشور به نتيجه انتخابات
.حماس و جانشينان عرفات
گفتگو با نماينده جنبش فلسطينی حماس در تهران
زنی در غزه اثاثيه اش را حمل می کندبی اعتمادی در غزه
مردم غزه به طرح متارکه آريل شارون از غزه اعتماد ندارند
مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران