|
انگيزه جمهوری اسلامی از راه اندازی راديوی عبری | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمهوری اسلامی ايران ايستگاهی راديويی به زبان عبری دارد که روزانه حدود يک ساعت و نيم برای عبری زبانها برنامه پخش می کند، اين راديو که نام آن کل داويد است، از طريق اينترنت هم قابل دستيابی است. گزارشی که روزنامه راستگرای اسرائيلی جروزالم پست درباره اين شبکه راديويی منتشر کرده است از "لحن ملايم" راديوی عبری زبان ايران در ادبيات ضداسراييلی آن حکايت دارد. به نوشته جروزالم پست، راديو "کل داويد" از به کار بردن اصطلاح "رژيم صهيونيستی" که در رسانه های رسمی داخلی ايران برای نام بردن از اسرائيل، مورد استفاده قرار میگيرد، اجتناب می کند و همان واژه اسرائيل را به کار می برد. در مطبوعات مستقل ايران، استفاده از کلمه "اسرائيل" منع قانونی ندارد و تاکنون نيز هيچ نشريهای به اين دليل مورد تعقيب قضايی قرار نگرفته است. با اين حال، برخی از محافل صاحب نفوذ که خط و مشی مطبوعات ايران را پيگيری و بررسی می کنند، در نشريات خود نسبت به استفاده از لغت "اسراييل" در رسانه های نوشتاری، پيامهای هشدارآميز می فرستند و همين هشدارهای غيرمستقيم کافی است تا اصحاب مطبوعات را نسبت به استفاده مکرر از نام اسرائيل محتاط کند. به منظور تأثيرگذاری از منظر عقل متعارف، راه اندازی شبکه ای راديويی برای تأثيرگذاری بر افکار عمومی کشور "رقيب" يا "دشمن"، امری معمول و بديهی به نظر می رسد، اما اقدام ايران برای پخش برنامه ای راديويی به زبان عبری فراتر از امری عادی و معمولی است. از ابتدای پيروزی انقلاب ۵۷ تاکنون سياست رسمی ايران بر تلقی "واحد و يکپارچه بودن" جامعه اسرائيل استوار بوده است. به عبارت روشنتر، از نگاه کارگزاران نظام اسلامی، "صهيونيستهايی" که در "فلسطين اشغالی" سکونت دارند، همه مانند هم و به يک ميزان "غاصبند" و از اين جهت فرقی بين مذهبی يا سکولار، راستگرا يا چپگرا، سفاردی يا اشکنازی و صلح طلب يا جنگ طلب آنها وجود ندارد. بر اساس همين منطق، به تمام کوششهايی که بويژه در هفت سال اخير برای آشنا کردن مردم ايران با جامعه به شدت متکثر و پيچيده اسرائيل صورت گرفته است، برچسب "حمايت" از اسرائيل زده و برخی نويسندگان را از اين جهت تحت فشار قرار داده اند. به دليل اين سابقه، ايجاد راديو عبری زبان ايران را می توان تغييری در نگاه مسئولان ايرانی به "پديده" اسرائيل از صورت موجوديتی يکپارچه، به جامعه ای متنوع و متکثر تفسير کرد. ظاهراً راديو "کل داويد" در معرفی خود تأکيد دارد که برنامههايش برای فلسطين و آمريکا تهيه می شود اما عبری بودن زبان برنامه چنين توجيهی برنمی تابد، زيرا زبان فلسطينيها عربی است و يهوديان آمريکا نيز به دليل زندگی در جامعه انگليسی زبان، نياز خاصی به برنامه های عبری زبان ندارند. بنابراين، مخاطبان "کل داويد" بجز يهوديان اسرائيل، کسان ديگری نمی توانند باشند. تأثيرگذاری به چه منظوری؟ دولت راستگرای آريل شارون، نخست وزير اسرائيل طی دو سال اخير بارها دولت ايران را به تلاش برای نفوذ در جمعيت عرب اسرائيل، مشهور به اعراب اسرائيلی متهم کرده است. به ادعای شارون، ايران در پی برقراری ارتباط با اعراب اسرائيلی به منظور شوراندن آنها عليه "کشور يهودی" است. هر بار که اين اتهام مطرح شده، دولت ايران آن را رد کرده است، اما به فرض اينکه چنين اتهامی درست هم باشد، داشتن ايستگاه راديويی به زبان عبری نمی تواند از اين نوع تلاشها تلقی شود، زيرا بين جمعيت عبری اسرائيل حزب يا گروهی نمی توان يافت که خواستار به هم زدن امنيت اسرائيل باشد. بدين ترتيب، تنها کار ويژه راديو "کل داويد" در تأثيرگذاری بر افراد و گروههای ملايمتر يهودی و بسيج آنها عليه پاره ای از سياستهای دولت اسراييل خلاصه می شود. به عبارت صريحتر، هدف از راديو عبری در ايران، اقدامی تازه در جهت سياست رسمی "نابودی اسرائيل" تلقی نمی شود، بلکه به عکس، منظور اصلی، ارتباط فکری با بخشی از جامعه اسرائيل و استفاده از آن برای کنترل "ماجراجويی" سياستگذاران اسرائيلی است. چرا اکنون؟ در حالی که در ظاهر امر، تغييری در سياست ايران در برابر اسرائيل ديده نمی شود و حتی نمايش فيلم ضد اسرائيلی "چشمهای آبی زهرا" از شبکه بين المللی تلويزيون ايران، موسوم به سحر، سبب بروز دور تازه ای از تبليغ اتهام "يهودستيزی" عليه مقامهای ايران در مطبوعات اسرائيل شده است، چه عاملی دولت ايران را به راه اندازی راديو "کل ديويد"، آن هم با لحنی به نسبت ملايم ترغيب کرده است؟ پاسخ اين پرسش را بايد در مذاکرات جاری بين ايران و اتحاديه اروپا جستجو کرد که آن گونه که از سخنان رهبران اتحاديه اروپا استنباط می شود، يکی از شرطهای اين اتحاديه برای دستيابی به توافقی بلندمدت با جمهوری اسلامی، تغيير يا دستکم تعديل موضع آنها در برابر روند صلح خاورميانه و در واقع نوعی پذيرش موجوديت اسرائيل است. احتمالاً زمامداران ايران در کنار ساير گزينه ها به روزی می انديشند که در برابر فشارهای جهانی مجبور به تغيير سياست خود در برابر اسرائيل شوند، اما اگر آنها بواقع به چنين تغييری تن در دهند، از آنچه "مبانی مشروعيت انقلابی نظام اسلامی" می توان نام نهاد، چه چيزی باقی خواهد ماند؟ |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||