|
ايران و اعراب: دور تازه ای از بیاعتمادی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مطبوعات چاپ تهران در روز شنبه (پنجم دی ماه) از "دستورالعمل ۱۰ مادهای آمريکا برای تبليغات عليه ايران" خبر دادند. اين خبر که در راديو و تلويزيون دولتی هم بر روی آن تاکيد شد، به نقل از خبرگزاری فارس که وابسته به جناح محافظه کار حکومت ايران است، انتشار يافته است. خبرگزاری فارس نيز به نوبه خود منبع خبر اختصاصی خود را "يک منبع آگاه در عراق" اعلام کرده است. بدين ترتيب، احراز صحت و سقم اين خبر تقريبا غيرممکن است، با اين همه، رسانه های ايران که توجه چندانی به ميزان اعتبار خبرها بويژه در حوزه روابط بينالملل ندارند، خبر فوق را حتی در مواردی به عنوان تيتر نخست خود انعکاس دادند. اينکه چنين خبری برغم عدم احراز صحت آن در رسانه های ايران بازتاب نسبتا وسيعی يافته است، خود بيانگر بروز پارهای مشکلات در روابط ايران و اعراب در ماههای اخير است. دستاوردها به باد میرود دولت سيد محمد خاتمی که ديپلماسی تشنج زدائی با کشورهای جهان را در صدر برنامههای سياست خارجی خود قرار داده است، همواره بهبود رابطه با کشورهای ميانهرو عرب نظير مصر، اردن، عربستان و مغرب را به عنوان سند موفقيت ديپلماسی ايران در ۷سال گذشته ارائه میکند.
در واقع دولت خاتمی توانست اعتماد عربستان را جلب کند، همکاری با دولت اردن را افزايش دهد و يخهای روابط تهران – قاهره را ذوب کند. سفرهای پی در پی مقام های ايرانی به عربستان، ارتقاء روابط اقتصادی و سياسی با پادشاهی اردن و تلاش برای ازسرگيری روابط عادی سياسی با مصر همگی نشانههايی از پيشرفت در روابط ايران و اعراب ميانهرو در سالهای اخير است. اما اين روند در يکی – دو ماه گذشته با موانعی روبرو شده و احتمال دارد روابط دو طرف به شرايط پيش از دوم خرداد ۱۳۷۶ برگردد. نخستين نشانه از بروز سردی در روابط بين ايران و اعراب را مصریها بروز دادند. دادستان دولتی مصر چندی پيش بر مبنای "اعترافات" يکی از اسلامگرايان اين کشور ادعا کرد که دولت ايران در صدد اجرای نقشهای برای ترور يک مقام بلندپايه مصری و انفجار در تاسيسات نفتی عربستان بوده است. اين ادعا که توسط روزنامه رسمی الاهرام نيز تکرار شد، مسئول دفتر حافظ منافع ايران در قاهره را به شرکت در اين "توطئه" از راه جذب اسلامگرايان مصری متهم کرد. اين در حالی است که دولت مصر پيش از اين نسبت به گشايش سفارت خود در تهران ابرازعلاقه میکرد، و به همين دليل، خيابانی که به اسم "خالد اسلامبولی" در تهران نامگذاری شده بود، به عنوان يکی از شرايط قاهره برای عادی سازی رابطه با ايران طی اقدامی جنجال برانگيز تغيير کرد، اما ظاهرا مصر از تصميم قبلی خود منصرف شده و تغيير نام خيابان هم کمکی به تجديد رابطه دو کشور نکرده است. علامت دوم را در اين باره اردنیها فرستادند. پادشاه اردن در حرکتی که ناگهانی به نظر میرسيد ايران را به تلاش برای تاثيرگذاری در روند انتخابات عراق متهم کرد. ملک عبدالله با اعلام اينکه يک ميليون ايرانی برای شرکت در انتخابات عراق وارد آن کشور شدهاند، جمهوری اسلامی را به دخالت در امور عراق به منظور تشکيل حکومتی شيعی در همسايگی خود متهم کرد. پادشاه اردن با تکرار حرف خود، راه اظهار نظر ساير مقام های کشورش را نيز در باره اين موضوع هموار کرد.
ماجرای فوق را مقامهای بلندپايه عراقی پی گرفتند. افزون بر آن حازم الشعلان وزير دفاع دولت موقت عراق که به اتخاذ مواضع تند عليه جمهوری اسلامی شهرت دارد، و همچنيم غازی الياور رئيس جمهور موقت عراق هم در جريان سفر خود به آمريکا، دخالت ايران در انتخابات کشورش را "تقبيح" کرد. اعراب جنوب خليج فارس کشورهای حاشيه جنوبی خليج فارس نيز که در طول دوران رياست جمهوری خاتمی روابط نسبتا گرمی با ايران داشتند، در ماههای اخير لحن خود را درباره ادعای امارات عربی متحده نسبت به جزاير سه گانه خليج فارس، تشديد کردهاند و گمان میرود که طی ماههای آينده هم به اين روند شدت بخشند. از مجموعه اين موضوعات میتوان چنين نتيجه گرفت که رابطه ايران و اعراب وارد دورهای از سردی میشود و حتی ممکن است اين روند به تشنج نيز بيانجامد. اين روند را میتوان به دو مساله نسبت داد. مساله نخست شرايط خاورميانه پس از مرگ ياسر عرفات رهبر فقيد فلسطين است. گويا اعراب، دوره پس از عرفات را برای احيای روند صلح با اسرائيل مناسب میدانند و علاقهای به از دست دادن اين فرصت ندارند. از نگاه اعراب، جمهوری اسلامی ايران سياست "سازنده"ای را در برابر بحران خاورميانه دنبال نمیکند و از طريق حمايت از گروههای مخالف صلح، ازسرگيری مذاکرات با اسرائيل را با مشکل روبرو میسازد. مساله دوم، به تحولات داخلی ايران مربوط میشود. اعراب منطقه، رياست جمهوری خاتمی را فرصتی برای فاصله گرفتن جمهوری اسلامی از سياست خارجی "ستيزه جويانه" پس از انقلاب میدانستند و ظاهرا به همين علت از پيروزی خاتمی در انتخابات استقبال گرمی کردند. اما اينک با نزديک شدن به پايان رياست جمهوری خاتمی، صداهای چندان خوشايندی از تهران به گوش اعراب نمیرسد. گويا اعراب نگران آنند که نيروهای "تندرو" بار ديگر قدرت را در ايران قبضه کنند و در جهت بیثباتی دولتهای آنان بکوشند. در اين ميان برخی از کشورهای عرب بويژه از آنچه "بلند پروازیهای اتمی ايران" مینامند، ابراز نگرانی میکنند و از همراه شدن با آمريکا برای اعمال فشار بر ايران ابائی ندارند. بر اين اساس، آيا فصل تازهای از اتحاد اعراب و غرب برای اعمال فشار عليه جمهوری اسلامی آغاز شده است؟ قرائن چنين حکايت دارد! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||