|
رسيدگی به مشکل فزاينده مواد مخدر در ايران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهروز شکوری يکی از 100 معتادی که هر روز در مرکز پرسپوليس در جنوب تهران قرص های متادون دريافت می کند می گويد: 'اگر اينجا نبودم، حالا زير خاک يا در زندان بودم'. اين نخستين برنامه تجويز متادون به عنوان يک پروژه آزمايشی در يک سازمان غيردولتی برای رسيدگی به معضل فزاينده اعتياد به شيوه ای نوين در ايران است. متادون يک ماده مخدر مصنوعی است که به اندازه مورفين يا هروئين اعتيادآور نيست و در برنامه های معالجه معتادان جانشين اين مواد می شود. در ايران تا اين اواخر بر مبارزه با قاچاق و کاهش ميزان هروئينی که در دسترس مردم است تاکيد می شد، اما اکنون از آنجا که بيم گسترش اچ آی وی (ويروس عامل ايدز) در ميان معتادان تزريقی می رود همچنين بر رعايت بهداشت تاکيد می شود. پرسپوليس يک بسته سرنگ، سوزن تميز، چسب، پنبه آغشته به الکل، کاندوم، آب مقطر و همچنين غذا و لباس در اختيار هر معتاد می گذارد و به علاوه به آنها امکان دسترسی به مراقبت های پزشکی از جمله برای درمان زخم و ورم چرکی را می دهد. دکتر بيژن نصيری منش، مدير اين برنامه می گويد که اگر بيش از 5 درصد معتادان تزريقی يک کشور آلوده به اچ آی وی باشند، آن کشور در آستانه انفجار اچ آی وی به ساير بخش های جامعه است. وی می گويد: "بايد بگويم که در ايران ما از اين خط گذشته ايم."
او می گويد از 500 معتادی که وی در مرکز خود آزمايش کرده است، 25 درصد آلوده به اچ آی وی هستند. غيرقانونی پرسپوليس همچنين می کوشد آميزش جنسی ايمن را به معتادان آموزش دهد اما در کشوری که آميزش در خارج از چارچوب ازدواج غيرقانونی است، اين سازمان مجبور است به حساسيت های فرهنگی توجه کند. دکتر نصيری منش می گويد او می تواند کاندوم در اختيار جوانان بگذارد اما نه به آن راحتی که مثلا در کشوری مثل استراليا. او از فرد جوان می پرسد آيا پدرش معتاد است و "آيا آميزش جنسی ايمن را درک می کند؟" و سپس به جوان می گويد که او می تواند به پدرش آموزش دهد که چگونه بايد از خود مواظبت کند. دکتر نصيری منش می گويد: "به اين ترتيب غيرمستقيما به مردم نشان می دهيم که کاندوم چيست و در برابر چه چيزی از بدن محافظت می کند." اما آموختن چنين نکاتی برای بهروز شکوری دير شده است. پدرش در کردستان مواد مخدر می فروخت و شکی نبود که او نيز دير يا زود معتاد می شود. تلاش برای خودکشی بهروز در زندان تصور می کرد که هپاتيت گرفته است. وقتی آزاد شد به درمانگاه رفت چون احساس ناخوشی می کرد.
وقتی برای دومين بار از او خون می گرفتند از پرستار پرسيد مشکل چيست. پرستار بدون مقدمه چينی يا ارائه مشورت به او گفت احتمالا ايدز دارد. او می گويد: "انگار يک سطل آب سرد روی سرم ريخته باشند. چيزی نمانده بود سکته کنم." وقتی آزمايش ها نشان داد که او آلوده به اچ آی وی است، بهروز چهار بار دست به خودکشی ناموفق زد. او می گويد: "می خواستم خودم را جلوی يک ماشين بياندازم اما پدرم جلودارم شد. توی حمام رگم را زدم اما نتوانستم خود را بکشم." بسياری از کارمندان پرسپوليس قبلا معتاد بوده اند. آقای "نبود اسلامی" برای 10 سال به خودش هروئين تزريق می کرد و هر از گاهی به زندان می افتاد. کمک متقابل او می گويد: "هرگز تصور نمی کردم يک روز اين کاره شوم. قبلا هر وقت هروئين را ترک می کردم به خاطر اين بود که يا کسی کتکم می زد يا پليس مرا می گرفت و به زندان می انداخت اما اين بار به خاطر عشق و محبتی که دکتر با آن از من مراقبت کرد اعتياد را ترک کردم."
اما او می افزايد که دکتر تنها يک عامل است. علت عمده اين است که معتادان به يکديگر کمک می کنند. آقای اسلامی اکنون برای ساير معتادان اين مرکز سرمشقی است که نشان می دهد به کمک شيوه درمانی متادون چه چيزهايی ممکن است. او می گويد: "بعد از کار به محل هايی که معتادان سرگرم تزريق هستند می روم و با آنها صحبت می کنم و آنها به حرفهايم گوش می دهند." اما پرسپوليس ليست انتظاری 300 نفری دارد. اين سازمان با کمبود منابع مالی و کمبود فضا روبروست و خلاصه اينکه با اين امکانات جوابگوی سيل نيازمندان نيست. به علاوه آنها می دانند که اگر قرار است رويکردشان تاثير درازمدتی بر جلوگيری از گسترش اچ آی وی داشته باشد بايد مراکز مشابهی به عنوان بخشی از يک استراتژی ملی به سرعت در سراسر کشور تاسيس شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||