|
ايران و آمريکا؛ نه مناسبات بلکه يک نياز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روزنامه هرالد تريبيون، چاپ آمريکا در شماره روز چهارشنبه 29 سپتامبر در مقاله ای به ضرورت وجود يک نوع تماس برای تأمين نيازهای آمريکا در برخورد با ايران پرداخت. راجر کوهن نويسنده هرالد تريبيون با برشماری دلائل متعددی می گويد" مهمترين کشور در قرن آينده سياست خارجی آمريکا، ايران است. کشوری که آمريکا از هر گونه تماس و برخوردی با آن محروم است." به نظر نويسنده هرالد تريبيون دلائل اهميت ايران برای استراتژی جهانی آمريکا عبارتند از: همسايگی و نفوذ موثر ايران در دو کشور عراق و افغانستان، که صحنه های مهمی از پيشبرد سياست خارجی آمريکا هستند، نقش ايران در روند تحولات مربوط به بحران خاورميانه و مسئله فلسطين، اين ادعا که دولت ايران گروهی از افراد مهم شبکه القاعده را در اسارت دارد و بالاخره تلاش های ايران در پيشبرد برنامه های هسته ای اش که به نظر نويسنده مقاله می تواند ظرف 2 تا 3 سال ايران را به صاحب سلاحهای اتمی بدل سازد. راجر کوهن می نويسد "دولت ايران به خوبی از اين امتيازات و نقاط قوت خود در معامله با آمريکا آگاه است و شايد به همين خاطر است که در شرايطی که تمام کشور های غربی به اهداف برنامه های هسته ای ايران سوء ظن دارند، اين کشور بر پيشبرد آنها اصرار می ورزد." "در عين حال روحانيون حاکم در ايران به خوبی می دانند که دولت آمريکا در شرايطی نيست که بخواهد به قوه قهريه روی بياورد و ايران را به يک جبهه نظامی ديگر بدل کند." نويسنده می افزايد که در يک چنين شرايطی است که در سالهای اخير غير از مواردی از گفتگو و تماس های موردی و گاه غيرمستقيم هيچ گونه تماسی که بتواند بر بسته آن نيازهای دو طرف به گونه ای سازنده و دراز مدت حل و فصل شود بر قرار نشده است. مقاله هرالد تريبيون سپس به آنچه که از نظر او دليل عدم موفقيت سياست غرب در برخورد با ايران است می پردازد و می نويسد "شکاف بين مواضع آمريکا و اروپا يکی از دلائلی است که حاکمان ايران توانسته اند تا کنون به فشارهای ديپلماتيک بی توجه بمانند." نويسنده مقاله با نگاهی اجمالی به تفاوت های هر دو سوی آتلانتيک بر سر نوع فشارهای ديپلماتيک به ايران هشدار می دهد که ادامه اين وضعيت عملا باعث خواهد شد که ايران در پوشش تأمين نيازهای صلح آميز و انرژی، سلاح های اتمی خود را بسازد و در ان حالت منطقه خاورميانه وارد دور جديدی از رقابت های تسليحاتی شود. علاوه براين، ايران به خوبی می داند که برخورداری از سلاحهای هسته ای، آن کشور را در موقعيتی قرار خواهد داد که حمله نظامی به آن غير ممکن می شود و از سوی ديگر می تواند بهانه ای را برای تهييج غرور ملی در داخل کشور فراهم کند. مقاله هرالد تريبيون نتيجه می گيرد که برای جلوگيری از وقوع اين سناريوی نامطلوب لازم است هر چه سريعتر شکاف بين سياست های آمريکا و اروپا برطرف شود و بايد هر آنچه در گذشته بين ايران و آمريکا روی داده را فراموش کرد و ابعاد منافع آمريکا در منطقه ايجاب می کند که برای به وجود آوردن فضای همکاری با ايران درهای نوعی از گفتگو گشوده شود. مقاله راجر کوهن با اين جملات پايان می يابد که سياست آمريکا برای پيشگيری از حرکت ايران به سوی سلاح های اتمی مشخص نيست اما کاملا روشن است که توپ و تانک موثر نخواهد بود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||