|
ايران و عراق؛ کار دشوار دو همسايه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کشته شدن لبيب محمدی، يک کارمند سازمان حج و زيارت ايران در نزديکی کربلا، پيام خوبی برای دولتمردان ايرانی و عراقی نيست که در هفته های اخير کوشيده بودند با غلبه بر تنش های موجود بين دو کشور، همديگر را همچون همسايه ای خوب و قابل اطمينان در نظر آورند. پس از انتشار خبر کشته شدن آقای محمدی در عراق، کاردار عراق در تهران در حالی به وزارت امور خارجه احضار شد که خبرگزاری دانشجويان ايران، به نقل از حيدر شيخ، فرزند محمد شيخ، سفير عراق در ايران گزارش داد که سفير جديد عراق، روز پنجشنبه 16 سپتامبر و يا شنبه، رونوشت استوارنامه خود را به وزير امور خارجه خواهد داد و در روزهای آينده، برای تقديم استوارنامه اش، با محمد خاتمی، رييس جمهوری ديدارخواهد کرد. کشته شدن يک کارمند ايرانی ديگر در عراق به دست افرادی که ناشناس خوانده شده اند، دست کم تاييد اين موضوع است که هم دولت عراق و هم جمهوری اسلامی، برای دستيابی به ثبات و امنيتی که از آن سخن می گويند، با دشواری های فراوانی روبه رو هستند و روابط دو کشور با حوادثی از اين دست، می تواند دچار چنان فراز و فرودهايی شود که در مسيری خلاف گفته های رسمی رهبران دو کشور قرار گيرد.
در چند ماه گذشته، شماری از ديپلمات ها و روزنامه نگاران ايرانی در عراق يا از سوی گروه های مسلح و يا از سوی دولت موقت بازداشت شده اند. بدترين حادثه، ترور خليل نعيمی، دبير اول سفارت جمهوری اسلامی در عراق، در اواخر فروردين ماه امسال بود. چند ماه بعد، در اواسط مرداد ماه، گروهی به نام ارتش اسلامی عراق، فريدون جهانی، کنسول ايران در کربلا را ربود. وی تا کنون به رغم تاکيد ايران و قول های مساعد دولت عراق، در وضعيتی نامعلوم در بازداشت به سر می برد. در کنار اين حوادث، بازداشت چند کارمند دولتی و تعدادی از زايران ايرانی و دستگيری خبرنگار ايرنا و عکاس خبرگزاری فارس در ماه های اخير نيز در کنار اظهارات تند چند تن از وزيران عراقی، از جمله وزير دفاع اين کشور عليه ايران، روابط دو کشور را به شدت تحت تاثير خود قرار داد. هرچند برخی از اقدامات و اظهارات انجام گرفته عليه اتباع ايرانی در عراق می تواند برآمده از گرايش های ضدشيعی و ضد ايرانی باشد، اما اقدامات پليس عراق عمدتا ناشی از اين باور بوده که جمهوری اسلامی در نا آرامی های عراق نقش داشته و به دخالت در امور داخلی اين کشور پرداخته است. چنين ادعايی، البته همواره از سوی ايران تکذيب شده است و مقامات جمهوری اسلامی، هر بار تاکيد کرده اند که امنيت ايران را وابسته به امنيت عراق می دانند و مايل به همکاری با اين کشور برای ايجاد ثبات و امنيت در منطقه هستند.
اما در عين حال، در داخل ايران، نيروهايی غير رسمی اما پرنفوذ، با توسل به باورهای مذهبی، از ضرورت اتخاذ رويکردهايی سخن می گويند که چندان با مواضع رسمی جمهوری اسلامی سازگار نيست و می تواند اين گمان را تقويت کند که طيف هايی قدرتمند در ايران، مايل به ايفای نقش در صحنه تحولات عراق هستند. با وجود اين، سابقه طولانی مشکلات موجود بين دو کشور، به رژيم های پيشين حاکم بر هر دو همسايه باز می گردد و دامنه آن از اختلافات ارضی تا درگيری های مذهبی و قومی گسترده است. در بيش از يک سال گذشته نيز، اگرچه رهبران جمهوری اسلامی از سقوط رژيم صدام حسين شادمان بوده اند، اما شکل گيری يک دولت جديد در عراق هم به ويژه به دليل مخالفت ايران با حضور نظامی آمريکا در اين کشور، زمينه حل و فصل اختلافات را فراهم نکرده است. مجموعه اين عوامل، اکنون شرايط پيچيده و دشواری را برای کسانی پديد آورده که به رغم سال ها خصومت، اکنون در پی آنند که همسايگانی آرام و بدون مشکل برای يکديگر باشند و اين همان آرزويی است که دولتمردان دو کشور تا کنون نتوانسته اند آن را عملی کنند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||