|
حقوق بین الملل و فعالیت هسته ای ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نظارت بر فعاليت های هسته ای در چارچوب رژيم بين المللی امنيتی قابل بررسی می باشد. رژيم بين المللی امنيتی در برگيرنده اصول، هنجارها، قواعد و رويه های تصميم گيری است که به صورت کنوانسيون، معاهده، قرارداد، قطعنامه ها و اعلاميه ها متجلی می گردد. معاهده N.P.T در مرکز رژيم بين المللی فعاليت های هسته ای قرار دارد. در کنار اين معاهده، اساسنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی، موافقت نامه های دو جانبه کشورها با اين آژانس، قطعنامه های آژانس بين المللی هسته ای، قطعنامه های شورای امنيت، قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل، پروتکل الحاقی تصميمات ديوان بين المللی دادگستری و بيانيه های چند جانبه و يک جانبه دولتها به عنوان بخشی از نظام بين المللی حاکم بر فعاليت های هسته ای را تشکيل می دهند. I معاهده NPT بررسی واقع بينانه مفاد معاهده NPT و رويه دولتهای دارنده سلاحهای هسته ای نشان می دهد که انتقال دانش فنی هسته ای به کشورهای غير دارنده، تابعی از هدف اصلی معاهده، يعنی گسترش سلاح هسته ای است. با توجه به جهت گيری تبعيض آميز اين معاهده در تعريف حقوق و تعهدات نابرابر و غير عادلانه بين دو گروه از کشورها و فقدان الزامات بين المللی در اجبار دولتهای هسته ای نسبت به انتقال تکنولوژی به کشورهای غير دارنده هسته ای، اين سئوال مطرح است که آيا خروج از اين پيمان به نفع کشورهای غير هسته ای نمی باشد؟ در پاسخ بايد گفت که جهت گيری ماده ۱۰ معاهده NPT و خروج از معاهده NPT ممکن است هزينه های سنگينی برای کشورها در بر داشته باشد بدون اينکه دست آورد مثبتی به همراه بياورد. شورای امنيت طی قطعنامه ۸۲۵ در ۱۹۹۳ به کره شمالی اخطار کرد که خروج از معاهده NPT را تهديدی برعليه امنيت بين المللی تلقی می کند. II تصميمات و قطعنامه های آژانس بين المللی انرژی اتمی پروتکل الحاقی، يا به عبارت کامل تر، پروتکل الحاقی به موافقت نامه های بين دولت ها و آژانس بين المللی انرژی اتمی، دارای يک مقدمه، ۱۸ ماده و دو ضميمه است که در قالب INFICIRC۵۴۰ آژانس بين المللی انرژی اتمی قابل شناسايی است. هدف پروتکل الحاقی، تقويت و تشديد نظارت های بين المللی بر فعاليت های هسته ای دولت های فاقد تسليحات هسته ای است. تعهدات دولت ها در اين پروتکل، در مقايسه با INFICIRC/۱۵۳ ، بسيار گسترده و سنگين می باشد و در صورت وقوع تعارض بين مقررات پروتکل و INFICIRC/۱۵۳ مقررات پروتکل اعمال خواهد شد. دولت ايران هنوز مقررات پروتکل الحاقی را به طور رسمی نپذيرفته است. يکی از مطالبات آژانس بين المللی انرژی اتمی پذيرش پروتکل الحاقی توسط ايران می باشد. اقدام ايران در اين خصوص، گامی درجهت اعتمادسازی توصيف شده است. III قطعنامه های آژانس بين المللی انرژی هسته ای شورای حکام آژانس که مرجع اصلی صدور اين قطعنامه ها می باشد، از سال ۲۰۰۳ تاکنون چهار قطعنامه در مورد فعاليت هسته ای ايران تصويب کرده است. شورای حکام در آخرين قطعنامه خود در ۱۴ ژوئن ۲۰۰۴ با يادآوری قطعنامه های تصويب شده شورای حکام در ۱۳ مارس ۲۰۰۴ بيست وششم نوامبر ۲۰۰۳ و ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۳ و بيانيه شورای حکام در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۳ ايران را با لحن تندتری مورد انتقاد قرار داد. آژانس بين المللی با ابراز نگرانی و تاسف از برنامه سانتريفوژهای P۲ ، مسائل مربوط به آلودگی، فعاليت غنی سازی اورانيوم، عدم ارائه اظهارنامه کامل و رفع ابهامات، براهميت پايبندی ايران با معيارهای پروتکل الحاقی به منظور اطمينان بخشی مجدد به جامعه بين الملل درمورد ماهيت برنامه هسته ای ايران تاکيد می کند و ايران را ترغيب می کند که بدون تاخير، پروتکل الحاقی را تصويب کند و به عنوان يک اقدام اعتماد ساز به طور داوطلبانه در تصميمات خود برای آغاز توليد آزمايش در تاسيسات تبديل اورانيوم و آغاز راکتور تحقيقاتی آب سنگين تجديد نظر کند. از نظر آژانس، اين امر اعتماد بين المللی نسبت به ايران را احياء خواهد کرد. IV قطعنامه های شورای امنيت
مجمع عمومی سازمان ملل نيز طی قطعنامه های مختلف درخصوص فعاليت های هسته ای کشورها موضع گيری نموده است. از جمله طی قطعنامه ۴۱/۵۱ مصوب ۱۰دسامبر ۱۹۹۶ با تاکيد بر قطعنامه های پيشين خود دولتها را به استفاده صلح جويانه از انرژی اتمی ترغيب کرد. مساله عدم مشروعيت استفاده يا تهديد به استفاده از سلاحهای هسته ای درمجمع عمومی صف بندی کشورها در اين خصوص را آشکار نمود. اکثريت دولتها معتقد بودند که تهديد يا به کار گيری سلاح هسته ای به طور مطلق ممنوع می باشد. نظريه آنان در قالب قطعنامه مجمع عمومی تجلی يافت که طی آن از ديوان بين المللی تقاضای رای مشورتی نمودند. گروه دوم را کشورهای دارندگان سلاحهای هسته ای همچون روسيه، انگلستان، فرانسه و آمريکا تشکيل می دهند که توسل به سلاحهای هسته ای را در بعضی شرايط جايز می دانند. ديوان بين المللی در ۸ ژوئيه ۱۹۹۶ نتوانست اظهار نظر کند با اين وجود به اتفاق آراء اعلام نمود که چنين تهديد يا استفاده ای می بايست منطبق بر مقتضيات حقوق مخاصمات مسلحانه خصوصا اصول و قواعد حقوق بين الملل بشر دوستانه باشد و ديوان نتيجه گرفت که تهديد يا استفاده از سلاح هسته ای علی القاعده مغاير با قواعد حقوق بين الملل مخاصمات مسلحانه، به ويژه اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه است. V بيانيه های يکجانبه و چند جانبه دولت ها صرفنظر از اينکه حقوق بين الملل ديدگاه قاطعی در مورد تعهد آور بودن اعلاميه يک جانبه ارائه نمی دهد و سوابق پراکنده ای در تعهد آور بودن اعلاميه های يک جانبه می توان پيدا کرد. با اين حال اعلاميه يک جانبه ايران درخصوص الحاق به پروتکل الحاقی و غنی سازی اورانيوم را نمی توان به لحاظ حقوقی الزام آور تلقی کرد ولی انعکاس آن در قطعنامه های شورای حکام آژانس بين المللی دعوت از ايران در پايبندی به آن به عنوان گامی در اعتماد سازی، بايد گفت که تعليق غنی سازی و امضاء پروتکل الحاقی وارد مجموعه مناسبات ايران و آژانس بين المللی انرژی اتمی شده است. حقوق بين الملل ناظر به رژيم بين المللی امنيت دستيابی به تکنولوژی هسته ای صلح آميز را بخشی از اعمال حاکميت ملی تلقی نموده و آن را مورد تاييد قرار می دهد. با اين وجود مکانيسم های حقوقی و اجرايی موثری برای اجبار کشورهای دارنده تکنولوژی هسته ای در انتقال آن به کشورهای طالب اين تکنولوژی پيش بينی نمی کند. به همين دليل جمهوری اسلامی ايران به علت عدم همکاری کشورهای هسته ای با مشکلات زيادی در دستيابی به دانش فنی، مواد و تجهيزات فنی مواجه بوده است. پيچيدگی فنی فعاليت های هسته ای و کاربرد دوگانه تجهيزات و دانش فنی آقای صالحی در مصاحبه خود گفته بود: "اگر فشارهای سياسی و حقوقی آميخته شوند، مسئله ايران وارد مرحله جدی می شود و تمام تلاش آمريکا اين است که فشارهای سياسی و حقوقی را ترکيب کند، بخش فشارهای سياسی با توجه به عملکرد ضعيف ايران با رسانه ها به دست آمريکا افتاده و ابتکار سياسی نيز در دست آمريکايی هاست." ضعف ايران دراين جبهه باعث شده به لحاظ حقوقی و تکنيکی، ايران به شکل جدی آسيب پذير شود. آسيب پذيری ايران در قبال فشارهای بين المللی در قطعنامه های شورای حکام و بيانيه ها و اظهارات آقای البرادعی نيز منعکس شده است. به همين دليل از ايران درخواست شده است که برای جلب اعتماد جامعه جهانی اقدام نمايد. سئوالی که باقی می ماند اين است که ايران چگونه می تواند انتظارات جامعه جهانی را در خصوص فعاليت های هسته ای خود را برآورد کند؟ واقعيت امر اين است که هيچ الگوی رفتاری مشخص و استانداردهای معينی برای اعتماد سازی تعريف ومعرفی نشده است. اتحاديه اروپا گسترش مناسبات اقتصادی با ايران را منوط به بهبود وضعيت حقوق بشر، مبارزه با تروريسم، روند صلح خاورميانه و شفافيت فعاليت های صلح آميز هسته ای، دانسته است. دولت ايالات متحده آمريکا نيز اعمال فشار بر ايران را بر چهار بند فوق الذکر متمرکز نموده است. دولت کانادا بعد از مرگ خانم زهرا کاظمی برای اعمال فشار به ايران از کليه امکانات ملی و بين المللی خود و منجمله همراهی با سياستهای آمريکا در آژانس بين المللی سودمی برد. آقای البرادعی انجام مذاکرات مستقيم بين ايران و آمريکا را برای حل مشکل فعاليتهای هسته ای ايران مثبت می داند. ايالات متحده آمريکا سالهاست که با ورود ايران به سازمان تجارت جهانی مخالفت کرده و ايران را محور شرارت معرفی می کند. اخيرابعضی از مقامات عراقی اتهامات تندی عليه ايران مطرح نمودند. امارات متحده عربی دنيای عرب را در تکرار ادعاهای خود درخصوص جزاير سه گانه همراه نموده است. نهادهای حقوق بشری درمحکوم کردن ايران و اعطای جوايز به فعالين سياسی مطبوعاتی ايران به رقابت پرداخته اند. ديپلماسی ايران در دريای خزر دست آورد قابل توجهی به همراه نداشته است. تحت اين شرايط نمی توان مساله فعاليت هسته ايران را به عنوان يک پديده مستقل و جدا از مجموعه مسائل مرتبط با مناسبات بين المللی ايران تلقی نمود. بلکه می بايستی در يک نگرش سيستمی، فعاليت هسته ای را بخشی از عناصر تشکيل دهنده مناسبات بين المللی ايران در جهانی تعريف کرد که وابستگی متقابل کشورها در کليه زمينه های اقتصادی، سياسی، فرهنگی، امنيتی، يکی از ويژگی های اصلی آن می باشد. به لحاظ حقوق بين الملل، ايران حق دارد از تکنولوژی هسته ای برخوردار باشد و در صورت تامين منافع ملی، ايران بايد صاحب اين تکنولوژی باشد. متقابلا اعضای جامعه جهانی نيز حق دارند که اطمينان حاصل کنند فعاليت های هسته ای ايران تهديدی برای صلح و امنيت بين المللی تلقی نمی شود. اعتماد سازی و جلب اطمينان جامعه جهانی هنردستگاه ديپلماسی ايران می باشد. حل مسالمت آميز مساله فعاليت هسته ای آزمونی برای آشکار کردن ظرفيت ها و استعدادهای دستگاه ديپلماسی ايران می باشد. اين دستگاه فرصت نامحدودی دراختيار ندارد. عدم توفيق دستگاه ديپلماسی در حل مسالمت آميز اختلاف با آژانس، شيوه حل بحران را به طرف راديکاليسم سوق خواهد داد. احتمالا تهديد های نظامی و خروج ايران از NPT آغازی برای ورود به اين مرحله پرتنش خواهد بود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||