|
'محل نزاع' در مناقشه اتمی ايران و آمريکا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مقامهای آمريکائی در تمامی سطوح از 'قصد' ايران برای دستيابی به سلاح اتمی ابراز اطمينان میکنند. اطمينان آنها بيش از آنکه بر 'شواهد عينی' استوار باشد، مبتنی بر 'فرضی منطقی' است. در واقع، بازرسان آژانس بينالمللی انرژی اتمی، تاکنون شاهد و قرينه محکمه پسندی از تلاش عملی ايران برای ساخت بمب اتمی ارائه نکرده اند، گرچه مجموعه پروژه اتمی اين کشور را پرابهام و پرسشبرانگيز میدانند. همين رويکرد آژانس در برابر برنامه اتمی ايران، دستمايه لازم را در اختيار آمريکا قرار داده است تا از ابراز "شک و ترديد" درباره نيت مقامهای ايرانی فراتر رفته و از خواست پنهان نظام اسلامی برای مسلح شدن به سلاح های اتمی ابراز يقين کند. نکته ابهام برانگيز آنچه باعث پرسش و ابهام آژانس بينالمللی انرژی اتمی درباره برنامه اتمی ايران شده، سرمايهگذاری وسيع ايران برای دستيابی به "چرخه سوخت" هستهای است، چرخهای که فرايند غنیسازی اورانيوم حساسترين مرحله آن به شمار میرود.
طبق پيمان منع گسترش سلاحهای هستهای (ان. پی. تی) – که ايران آن را پذيرفته است – ايجاد چرخه سوخت هستهای منع قانونی ندارد، بنابراين، مقامهای ايرانی با اصرار فراوان، غنیسازی اورانيوم را برای تهيه سوخت نيروگاههای اتمی حق مشروع و قانونی خود میدانند و حاضر به رها کردن آن نيستند. در مقابل، آمريکا و متحدانش، سرمايهگذاری هنگفت ايران ايجاد زيرساختهای لازم به منظور دستيابی به چرخه سوخت هستهای را برای کشوری که از يک سو، از منابع غنی اورانيوم طبيعی محروم است و از ديگرسو، منابع لايزالی از نفت و گاز در اختيار دارد، قابل توجيه اقتصادی و سياسی نمیدانند و آن را مهمترين دليل و مدرک صلحآميز نبودن برنامه هستهای ايران قلمداد میکنند. محل نزاع بدين ترتيب، "محل نزاع" طرفين دعوا روشن میشود. از نگاه آمريکا و اروپا، ايران به دليل نوع ايدئولوژی و سياستها و رفتارش، نبايد از تکنولوژی غنیسازی اورانيوم که "امکان بالقوه" ساخت بمب اتم را برايش فراهم میکند، برخوردار باشد.
به اعتقاد آنها، اگر ايران به توانائی غنیسازی اورانيوم در سطح وسيع دست يابد، پذيرش پروتکل الحاقی و ساير تمهيدات بينالمللی نمیتواند ايران را از دستيابی به سلاح اتمی بازدارد، چرا که ايران در مواقع بحرانی میتواند با خروج از "ان. پی. تی" و اخراج بازرسان سازمان ملل، ظرف مدت کوتاهی سلاح خود را بسازد. اين درحالی است که مقامهای تراز اول نظام اسلامی هرگونه قصد و ارادهای را برای ساخت سلاح هستهای رد میکنند و "استفاده" از چنين سلاح مخربی را مغاير آيين و آموزههای دينی میدانند، گو اينکه محافل قدرتمندی هم در ايران يافت میشوند که آشکارا از "حق" ايران برای ساخت سلاح اتمی دفاع میکنند. به اعتقاد آنها، در اختيار داشتن سلاح اتمی لزوما به معنای "استفاده" از آن نيست که با آموزههای دينی مغاير باشد چرا که بمب اتم بيشتر کارکرد بازدارنده دارد. دلايل ايران برای دستيابی به سلاح های اتمی درعين حال، از نظر آنان در حالی که کشورهائی مانند هند، پاکستان، روسيه و بويژه اسرائيل در اطراف ايران از زرادخانه اتمی برخوردارند، با چه منطقی ايران نبايد به چنين سلاحی دست يابد؟
پاسخ غيررسمی آمريکا و شرکايش به چنين پرسشهائی اين است که کشورهای دارنده سلاح اتمی در اطراف ايران هيچکدام خصومت ريشهدار و رقابت تسليحاتی خاصی با ايران ندارند که توجيهگر تجهيز ايران به سلاح اتمی شود. هند و پاکستان به عنوان دو دشمن و رقيب ديرينه، برای خنثی سازی تهديدهای متقابل به تسليحات اتمی مجهز شدهاند و کشور ديگری را تهديد نمیکنند. روسيه نيز از حدود نيم قرن پيش در رقابت با آمريکا به توليد سلاح اتمی روی آورد و اصولا زرادخانهاش خطری برای ايران به شمار نمیرود، ضمن آنکه ايران در هيچ شرايطی، امکان موازنه اتمی با روسيه را ندارد. دو دشمن قسم خورده اسرائيل اما در اين ميان مورد بحث انگيزی است. حکومتهای ايران و اسرائيل دشمن قسم خورده يکديگرند و برخورداری هريک از آنها از سلاح اتمی میتواند توجيهی برای برخورداری ديگری باشد! اين در حالی است که اسرائيلیها طرح بحث از اين زاويه را به کلی مردود میدانند. طبق ادعای آنها، اسرائيل ابتدا به ساکن، هيچگونه دشمنی با ايران به عنوان يک کشور مستقل ندارد و موجوديت آن را براساس منشور ملل متحد به رسميت میشناسد، اما ايران بدون توجه به عضويت اسرائيل در سازمان ملل، از بنياد، موجوديت آن را نفی میکند و اساسا حق حيات برايش قائل نيست. اسرائيلیها از اين مطلب نتيجه میگيرند که زرادخانه اتمی آنها در برابر تهديد ايران صرفا بازدارنده و تدافعی است، اما زرادخانه هستهای احتمالی ايران تهاجمی خواهد بود! اين ادعای اسرائيل مورد پذيرش آمريکا و متحدان اروپائیاش قرار گرفته و آنان را به اين نتيجه رسانده است که مسلح شدن ايران به بمب اتمی، امنيت اسرائيل را به خطر میاندازد و افزون براين، باعث ترغيب کشورهائی مانند عربستان و مصر برای ساخت تسليحات هستهای میشود، چيزی که از نظر مجموعه کشورهای غربی، ثبات خاورميانه را به طور جدی به خطر میاندازد. بدين ترتيب روشن میشود که مناقشه اتمی ايران با آمريکا و متحدانش پيش از آنکه جنبه حقوقی داشته باشد، ماهيتی کاملا سياسی دارد. اما نبايد فراموش کرد که روابط بينالملل نيز نه برمدار حقوق که بر گرد سياست میچرخد و اين نکتهای است که اگر مقامهای ايران آن را در نيابند، بزودی خود را در مصاف عريان با آمريکا خواهند يافت، مصافی که ابتدا در سطح سياسی آغاز میشود و به سرعت به سطح اقتصادی میرسد و اگر نتايج اين دو مرحله برای زمامداران کاخ سفيد رضايت بخش نباشد، آنها از گزينه نظامی هم –با تمام خطرات و پيامدهايش – رويگردان نخواهند بود. ظاهرا همه شواهد گواه بروز توفان سهمگين ديگری در خاورميانه است! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||