BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده:
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
چگونه ایران جزو محور شرارت شد
چگونه ایران جزو محور شرارت شد
یک فصل از کتاب وودوارد به تشريح چگونگی ابداع اصطلاح 'محور شرارت' اختصاص دارد
در ژانویه سال 2002 میلادی جورج بوش رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا در گزارش سالیانه خود به مجلسین و ملت آمریکا برای اولین بار از اصطلاح «محور شرارت» استفاده کرد و سه کشور عراق، ایران و کره شمالی را اجزای اصلی این محور نامید.

در آن زمان که تنها چند ماهی از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر به نیویورک و واشنگتن گذشته بود آمریکا و متحدانش توانسته بودند در مرحله اول مبارزه ای که آن را جنگ جهانی با تروریسم می خواندند؛ حکومت طالبان در افغانستان را سرنگون کنند و اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده را که در پناه طالبان بود، وادار کنند که متواری شود.

اما اقدامات تروریستی در گوشه و کنار جهان توسط وابستگان به القاعده ادامه داشت و باقیمانده های طالبان نیز در افغانستان به مقاومت خود در برابر نیروهای ائتلاف غربی ها ادامه می دادند. مدتی هم بود که بعضی مقامات تندروی آمریکایی اشاره به ارتباطات پنهانی صدام حسین رهبر عراق با شبکه های تروریستی بین المللی می کردند و تمرد عراق در مقابل سازمان ملل متحد برای از بین بردن زرادخانه تسلیحات کشتار جمعی آن کشور را به جهانیان گوشزد می کردند.

از این رو این اشارات و سابقه جنگ اول خلیج فارس پس از اشغال کویت، بیشتر صاحب نظران را به این نتیجه گیری رسانده بود که عراق هدف بعدی آمریکا در «جنگ جهانی با تروریسم» خواهد بود اما شامل شدن ایران و کره شمالی در فهرست رئیس جمهوری آمریکا برای خیلی ها شگفت آور بود و این تئوری را هم بر سر زبان ها انداخت که شاید آماج بعدی تیر خشم و غضب آمریکا ایران یا کره شمالی باشد.

از آن زمان تا چندی پیش روشن نشده بود که سیاست پردازان کاخ سفید با چه هدفی به اصطلاح «محور شرارت» رسیدند و چگونه آن را باب کردند. تا این که همین امسال باب وودوارد خبرنگار پرسابقه و سرشناس روزنامه واشنگتن پست کتاب «نقشه حمله» را در مورد روند تصمیم گیری دولتمردان آمریکایی برای حمله به عراق منتشر کرد.

به دست آوردن دل اصلاح طلبان
 وظیفه تعیین لحن رئیس جمهوری آمریکا در مورد ایران به عهده گرسون و هدلی گذاشته شد. درست است که ایران جزو محور شرارت بود اما می باید میان ایران و عراق تفاوت گذاشته می شد. در نهایت ان ها نوشتند: "ایران با جدیت در پی تسلیحات کشتار جمعی است و تروریسم صادر می کند در حال که تعداد کمی از مقاماتی که از سوی مردم انتخاب نشده اند امید مردم برای آزادی را از بین می برند." به اعتقاد هدلی این جمله منطبق با سیاست کلی دولت آمریکا مبنی بر به دست آوردن دل اصلاح طلبان ایران بود
باب وودوارد

یک فصل از کتاب وودوارد به دلیل گنجانیده شدن اصطلاح «محور شرارت» در گزارش سالیانه رئیس جمهوری ایالات متحده و چگونگی تعیین اعضای این محور اختصاص دارد که در ادامه خلاصه ای از آن فصل از نظرتان می گذرد.

***

مایکل گرسون سخنرانی نویس رئیس جمهوری آمریکا در دفتر کار خود در ساختمان غربی کاخ سفید پیش نویس هشت صفحه ای گزارش سالیانه را که قبل از کریسمس به جورج بوش داده بود بازخوانی می کرد.

آقای گرسون معتقد بود که پس از وقایع یازده سپتامبر دولت آمریکا وظیفه دارد که همه چیز را برای مردم شرح دهد و واقعیت ها را به آن ها نشان بدهد. به اعتقاد او آقای بوش می بایستی به ملتش بگوید که چه اتفاقاتی در جریان است و او چه برنامه هایی دارد. برای رئیس جمهوری آمریکا بهترین موقعیت بود که هدف های دشمنان آمریکا را تشریح کند، با مردم از خطر تروریسم در پنجاه سال آینده بگوید و افکار عمومی را با خود همراه کند.

سيل هشدارها

جورج بوش به مایکل گرسون گفته بود که می خواهد سخنرانی اش امیدوارکننده باشد و در آن برنامه سیاست خارجی خود را روشن کند. به باور آقای بوش رويداد یازدهم سپتامبر یک واقعه مجزا و منفرد نبود. از سیل هشدارها و گزارش های اطلاعاتی بر می آمد که به احتمال زیاد حمله دیگری در شرف انجام است.

البته گرسون از تمام اطلاعات سری که در اختیار رئیس جمهوری بود اطلاع نداشت اما پس از حملات سپتامبر آنقدر با او وقت صرف کرده بود که از حالت روحی و نظرهای او اطلاع داشته باشد. صحبت جورج بوش تنها در مورد مبارزه با تهدیدهای احتمالی نبود. او از سمت و سوی جدید سیاست های خارجی و دفاعی کشورش حرف می زد.

شرایط و اوضاع مثل زمان جنگ جهانی دوم نبود که رئیس جمهوری آمریکا به انتظار بنشیند تا دشمن حمله کند و بعد عکس العمل نشان دهد. آقای بوش می خواست که این نکته برای اولین بار در گزارش سالیانه اش روشن شود.

مایکل گرسون در آن زمان خبر نداشت که ژنرال تامی فرانکز فرمانده ارتش آمریکا در خاورمیانه مشغول تدوین طرحی برای حمله احتمالی به عراق است اما از دیوید فرام یکی از دستیاران خود که نویسنده باتجربه ای بود خواسته بود که چند خطی در باره خطر عراق در گزارش سالیانه جورج بوش بگنجاند.

به اعتقاد فرام رابطه ای که جورج بوش می خواست نشان دهد میان حکومت صدام حسین و حملات یازدهم سپتامبر وجود داشته، همان پیوند کشورهایی بود که از تروریسم حمایت می کردند؛ با تروریست هایی که تابع تنها یک دولت نبودند. او این رابطه را «محور نفرت» خوانده بود و در پیشنهاد خود فقط از عراق نام برده بود. به نظر فرام این اصطلاح به گوش می نشست و شنونده را به یاد نیروهای محور در جنگ دوم جهانی می انداخت.

از محور نفرت تا محور شرارت

گرسون به یاد داشت که در تابستان سال 2000 که دیک چنی در مبارزات انتخاباتی جورج بوش سهیم شد در بحث های داخلی با فعالان مبارزه انتخاباتی از رابطه میان تروریسم و تسلیحات کشتار جمعی سخن می گفت. به باور گرسون این ارتباط محور اصلی بود که می بایستی در باره اش صحبت می شد. بنابراین او اصطلاح فرام را از «محور نفرت» به «محور شرارت» تغییر داد تا با وسیع تر کردن این نظریه، آن را خطرناک تر جلوه دهد بدین معنی که نشان دهد ارتباط میان حکومت صدام حسین که صاحب تسلیحات کشتار جمعی بود با تروریسم بین المللی می تواند جهان را در معرض نابودی قرار دهد.

وقتی پیش نویس گزارش سالیانه به دست کوندالیزا رایس مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری رسید، او از این که آقای بوش در سخنانش از ربط تسلیحات کشتار جمعی و تروریسم صحبت خواهد کرد خشنود شد. این موضوع در سخنرانی بیستم سپتامبر رئیس جمهوری در کنگره مطرح نشد چون او نمی خواست تنها نه روز پس از حمله به نیویورک و واشنگتن آمریکایی ها را بیش از آن حد وحشتزده کند.

يک سخنرانی اميدوارکننده
 جورج بوش به مایکل گرسون گفته بود که می خواهد سخنرانی اش امیدوارکننده باشد و در آن برنامه سیاست خارجی خود را روشن کند. به باور آقای بوش رويداد یازدهم سپتامبر یک واقعه مجزا و منفرد نبود. از سیل هشدارها و گزارش های اطلاعاتی بر می آمد که به احتمال زیاد حمله دیگری در شرف انجام است
باب وودوارد

خانم رایس فکر کرد که این رابطه را «محور شرارت» نامیدن ابتکار زیرکانه ای بوده است. اما کوندالیزا رایس که از برنامه ریزی سری برای جنگ با عراق آگاه بود بیم داشت که مشخص کردن عراق به عنوان تنها کشور این محور نوعی اعلان جنگ به عراق تلقی خواهد شد.

او می خواست که طراحی های جنگی همچنان سری باقی بماند اما در عین حال نمی خواست که بحث در باره خطر کلی تروریست هایی که مجهز به تسلیحات کشتار جمعی بودند نیز به دست فراموشی سپرده شود. از این رو به پیشنهاد معاونش استیون هدلی، خانم رایس فکر کرد که بهتر است نام کشور های دیگری هم به این فهرست اضافه شود. ایران و کره شمالی نامزدهای مناسبی برای افزوده شدن به این فهرست بودند چون هردو هم از تروریسم حمایت می کردند هم به دنبال تسلیحات کشتار جمعی بودند. رئیس جمهوری هم فکر محور سه کشور عراق، ایران و کره شمالی را پسندید.

هدلی در مورد ایران دو دل بود. به اعتقاد او با این که در جمهوری اسلامی ایران قدرت اصلی در دست اسلامگرایان افراطی و آیت الله ها بود، آن کشور دارای یک نظام پیچیده سیاسی با رئیس جمهوری بود که با رای مردم انتخاب شده است. رایس در ابتدا با او موافق بود و بیم آن داشت که با نام بردن از ایران از رئیس جمهوری انتقاد شود که درک نمی کند که ایران با عراق تفاوت دارد و جنبش دموکراسی در آن کشور در حال پاگرفتن است.

رایس و هدلی پیشنهاد کردند که نام ایران حذف شود چون به گفته هدلی نام بردن از ایران تحریک آمیز می بود. اما جورج بوش مخالفت کرد و اصرار ورزید که ایران در فهرست باقی بماند. دو سال بعد آقای بوش در گفتگو با باب وودوارد گفت که برای رئیس جمهوری آمریکا بسیار مهم بود که در آن مقطع زمانی از شرارت هایی که جهان را تهدید می کرد صحبت کند و کره شمالی، عراق و ایران بزرگترین تهدیدها برای صلح جهانی بودند.

'ايران منحصر به فرد است'

آقای بوش می گوید: "من می دانم که ایران منحصر به فرد است چون در آن کشور جنبش آزادیخواهی وجود دارد و در مقایسه با کشورهای دیگری که حکومت مذهبی دارند، ایران کشور بازتری است که آن هم به خاطر اینترنت و ایرانیانی است که در سراسر جهان و آمریکا پراکنده اند. اما این واقعیت که رئیس جمهوری آمریکا ایران را در کنار عراق و کره شمالی بگذارد بدین معناست که به ایرانی ها می گوید ما می دانیم که شما مشکلاتی دارید و آماده ایم که آن را مطرح کنیم. یعنی این اقدام بخشی از برخورد ما با ایران است جهت روحیه دادن به آن دسته از ایرانیان در داخل کشور که عاشق آزادی هستند."

باب وودوارد از آقای بوش پرسید که او فکر می کرد واکنش احتمالی ایرانی ها به عضویت در محور شرارت چه خواهد بود. رئیس جمهوری آمریکا گفت: "من فکر نمی کنم دانشجویان و اصلاح طلب ها و آزادیخواهان در داخل ایران ناراضی بودند. من حساب کرده بودم که آن ها خشنود خواهند شد. در آمریکا رئیس جمهوری از ماهیت، خشونت و سرکوب حکومتی انتقاد می کرد که آن ها مجبور بودند تحت آن زندگی کنند. البته من مطمئن هستم که رهبران ایران خوشحال نبودند."

مایکل گرسون از لحن سخنرانی که برای جورج بوش نوشته بود راضی بود. اصطلاح «محور شرارت» شنونده را به یاد سخنرانی شجاعانه رونالد ریگان رئیس جمهوری پیشین آمریکا در سال 1983 می انداخت که اتحاد جماهیر شوروی سابق را «امپراتوری شیطانی» خواند و حساب آمریکا را از آن ها جدا کرد.

اما هنوز منطق کشورهایی که ایدئولوژی صادر می کردند و کسانی که در حملات تروریستی آمریکایی ها را می کشتند جورج بوش را گیج می کرد. او متعجب بود که چگونه می توان یک چنین جوامعی را اصلاح کرد و میل داشت دموکراسی و حقوق زنان را در جهان اسلام گسترش دهد. این نکات و دیگر مسائل مربوط به حقوق بشر می بایستی در سخنان او گنجانیده می شد.

اوضاع مثل زمان جنگ دوم نبود
 شرایط و اوضاع مثل زمان جنگ جهانی دوم نبود که رئیس جمهوری آمریکا به انتظار بنشیند تا دشمن حمله کند و بعد عکس العمل نشان دهد. آقای بوش می خواست که این نکته برای اولین بار در گزارش سالیانه اش روشن شود
باب وودوارد

هدفهای جورج بوش

وظیفه تعیین لحن رئیس جمهوری آمریکا در مورد ایران به عهده گرسون و هدلی گذاشته شد. درست است که ایران جزو محور شرارت بود اما می باید میان ایران و عراق تفاوت گذاشته می شد. در نهایت ان ها نوشتند: "ایران با جدیت در پی تسلیحات کشتار جمعی است و تروریسم صادر می کند در حال که تعداد کمی از مقاماتی که از سوی مردم انتخاب نشده اند امید مردم برای آزادی را از بین می برند." به اعتقاد هدلی این جمله منطبق با سیاست کلی دولت آمریکا مبنی بر به دست آوردن دل اصلاح طلبان ایران بود.

حدود 54 میلیون نفر از طریق تلویزیون شاهد سخنرانی آقای بوش در کنگره بودند. او یک جمله در باره کره شمالی، یک جمله در باره ایران و پنج جمله در مورد عراق در گزارش سالیانه خود داشت. سپس گفت: "چنین کشورهایی و متحدان تروریست آنان محور شرارتی را تشکیل می دهند که برای به خطر انداختن صلح جهانی مسلح شده است. این حکومت ها با طلب کردن تسلیحات کشتار جمعی خطر فزاینده و سختی برای جهان هستند." آقای بوش به مردم آمریکا قول داد: "در حالی که خطر مرتبا افزایش پیدا می کند، من منتظر وقایع نخواهم نشست. "

جورج بوش از به زبان آوردن این سخنان دو هدف را دنبال می کرد. از زمان رونالد ریگان هیچ رئیس جمهوری با این صراحت در مورد کشورهای دیگر و جنگ صحبت نکرده بود. از سوی دیگر این سخنرانی با پیش کشیدن ایران و کره شمالی افکار عمومی را تنها متمرکز بر عراق نمی کرد و اجازه می داد که طرحریزی محرمانه برای اقدامات سری و جنگ در عراق ادامه داشته باشد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران